چشم حاج آقا
50,000 تومان10٪ تخفیف45,000 تومان
کتاب چشم حاج آقا مجموعه ای از خاطرات طنز از سفرهای تبلیغاتی حجت الاسلام و المسلمین حسین جلالی ست.
ناموجود
برشی از کتاب چشم حاج آقا:
دستم را کشید و به دنبالش راه افتادم. روی تپهای نشستیم. دمدمای غروب خورشید بود. کلید قرمز ضبطش را فشرد و گرفت جلوی دهان من، صاف رفتم سر اصل مطلب: « بسم الله الرحمن الرحیم، توی یکی از عملیّاتها محاصره شدیم، تعداد زیادی از بچهها شهید و مجروح شده بودن. وسط عراقیا گیر کردیم، نمیتونستیم چیزی بگیم یا کاری بکنیم. اگه صدامون در میآمد لو میرفتیم و اسیر میشدیم. رفتیم پشت تپهای کمین کردیم، تشنگی فشار آورده بود، بچهها گرسنه و تشنه بودن.
بعد از دو، سه روز گرسنگی و تشنگی ناگهان یه خانم با چادر بلند مشکی اومد، چادرش پشت سرش کشیده میشد روی زمین. آمد و آب و غذا و کمپوت برامون آورد. جان همهی ما رو نجات داد…» ماجرا را با آب و تاب برایش تعریف کردم، پیاز داغش را هم تا میتوانستم اضافه کردم. یک طرفِ نوار کاست پر شد. سریع نوار را پشت و رو کرد و دوباره ضبط را روشن کرد و پرسید: « میشه بگید این خانم کی بود که چادر مشکی پشت سرش کشیده میشد؟» گفتم: « نمیدونم والّا، ولی فکر کنم زورو بود!»
نماز را شروع کردیم. سوره حمد را کلمه کلمه خواندم و او تکرار کرد. ذوقزده رفتم سراغ خواندن سوره. تا کفواً أحد که رسید و او تکرار کرد، توی دلم گفتم: «به به خیلی خوب پیش میره، خدا کنه کسی هل نده نمازش خراب بشه. خدایا خودت کمک کن.» گفتم: «خب حالا برو رکوع.» پیرزن بدون اینکه سرش را بچرخاند، کجکی نگاهم کرد و گفت: «چشم حاجآقا!»
| وزن | 200 گرم |
|---|---|
| ناشر | شهید کاظمی |
| نویسنده | رضا کشمیری |
| قطع کتاب | رقعی |
| تعداد صفحه | 180 |
| نوع جلد | شومیز |
| سال انتشار | 1401 |
| نوبت چاپ | اول |
| رده سنی | بزرگسال |
| شابک | 978-622-2851-55-2 |

یا علی –
خاطرات یک طلبه از تبلیغ اون هم طنز
عالیییییییییییه
باید خیلی جالب باشه