پیشفرض نشر، آموزش دیدن ویراستارهای محترم در همکاری با انتشارات کتاب جمکران است و ما در این شیوهنامه در مقام آموزش ویراستاران محترم نخواهیم بود. شیوهنامه پیشِ روی شما، خلاصهای از کتاب «آموزش ویرایش و درستنویسی» نوشته آقای حسن ذوالفقاری است که با مواردی که نیاز به توضیح بیشتر داشته و یا مواردی که با توجه به تصمیم ناشر نیاز به تبصره داشته، تکمیل شده است.
علائم نشانهگذاری
با توجه به یکسان بودن قانونهای مربوط به نشانهگذاری در زبان فارسی، در این شیوهنامه همه موارد آورده نشدند و برای استفاده از نشانههای نگارشی تکی مانند نقطه «.» یا ویرگول «،» قانون زیر ملاک عمل است:
جدانویسی و پیوستهنویسی
اصل بر جدانویسی کلمات است. هر کلمه که یک واحد مستقل معنایی را تشکیل میدهد یا پیوسته نوشتن آن باعث اشتباه یا دشواری در خواندن و نوشتن و طولانی و پردندانه شدن کلمه میشود، جدا نوشته میشود. نوشتن کلماتی که از ترکیب دو یا چند جزء تشکیل شدهاند بر اساس نوع اجزای آن، به چهار صورت جزئی و دو صورت کلی تقسم میشود.
الف) چسبیده و بدون فاصله
در این دستهبندی کلمات بدون نیمفاصله و بهصورت یکپارچه نوشته میشوند:
- چنانچه واژگان مختوم به حروف پیوسته (متصل) بخواهند به واژه بعد از خود بچسبند؛ مانند پژوهش+گر= پژوهشگر.
- فعل پیشوندی مرکّب، فعلی است ترکیبیافته از «اسم + پیشوند + قسمت اصلی» مانند سربرمیآورد.
- نامهای کوچک مرکّب از دو جزء که جزء اول آنها مختوم به حروف ناپیوسته است، مانند محمدرضا، شهربانو.
- نامهای کوچک مرکّب از دو جزء که جزء اول آنها مختوم به حروف پیوسته است، مانند غلامعلی، امامعلی، حضرتعلی، علیمحمد، علیمدد، پریوش، مهوش، پریناز.
- ترکیبات با «عبد» مانند عبدالله، عبدالحسین.
- اسم و صفت مرکب که جزء اول آنها مختوم به حروف ناپیوسته است، مانند مدادتراش (اسم مرکب)، سفیدرود (صفت مرکب)، اسیرگیرنده (صفت فاعلی مرکب)، بادآورده (صفت مفعولی مرکب)، تندتند (مرکب متشکل از دو جزء مکرر)، چیزمیز (مرکب اتّباعی)، کاغذدیواری (مرکب اضافی با فرایند کاهش)، کاغذباطله (مرکب وصفی با فرایند کاهش)، چهارپا (مرکبی که جزء اول آن عدد است).
- ترکیبات مزجی اعداد در رده دهگان و صدگان، مانند هفده و سیصد و نیز اعداد شمارشی، مانند پنجاهم و همچنین دو واژه یکشبه و پنجشنبه.
- کلمات مرکبی که جزء دوم آن با «آ» یا «ا» آغاز شود و «آ» در تلفظ ظاهر نشود؛ مانند بسامد، دستاورد، همایش؛ برخلاف مواردی که «آ» در تلفظ میتواند تلفظ شود؛ مانند دانشآموز، خودآموز.
- کلمات مرکّبی که در آنها یکی از قوانین کاهش و افزایش، قلب، ادغام، ابدال یا تخفیف رخ داده باشد؛ مانند چلچراغ، سرکنگبین، سکنجبین، شاهسپَرَم، کتخدا، کهربا، نستعلیق، ولنگاری، هشیار، کُهپایه.
- ضمیرهای مبهم با ترکیب «هر» مانند هرکس، هرکسی، هرکه، هرچیز، هرچیزی، هرکدام، هریک، هریکی، هرجا، هرجایی، هروقت و ... .
- ضمیرهای مبهم با ترکیب «هیچ» مانند هیچکس، هیچکسی، هیچچیز، هیچچیزی، هیچکدام، هیچجا، هیچجایی، هیچیک و ... .
- چنانچه واژگان مختوم به حروف ناپیوسته (منفصل) بخواهند بدون فاصله از واژه بعد از خود بیایند؛ مانند دارو+خانه= داروخانه.
تبصره: این قانون در نام کتابها و نیز اصطلاحات به کار نمیرود؛ مانند بحار الانوار، واجب الوجود.
ب) نیمفاصله (فاصله مجازی) و بافاصله
با این تفاوت که در مواردی که نیاز به فاصله دارند یک فاصله کامل استفاده میشود:
- چنانچه واژگان مختوم به حروف پیوسته بخواهند بدون چسبیدن به واژه بعد از خود، با کمترین فاصله ممکن جدا نوشته شوند؛ مانند جنت+آباد= جنتآباد.
- «می» و «همی» مانند میخواستم، میگفته است، داشتم میدویدم، همیروم، دارم انتظار همیکشم.
- همه فعلهای ساده که بیش از یک واژه دارند؛ مانند گفته است، میگفته است، نشسته بود، کرده بوده است، کرده باشم، داشتم میدویدم، خواهیم بود.
- ضمایر فاعلی «ام، ای، ایم، اید، اند» در ماضی نقلی، مانند گفتهام، رفتهای، نشستهایم، خوردهاید، آمدهاند.
- ترکیبات با «الله» در واژههای مختوم به حروف ناپیوسته، مانند عزیزالله، یدالله؛ و در واژههای مختوم به حروف پیوسته، مانند آیتالله، لطفالله.
- در ترکیبات اضافی در زبان عربی که امروزه نام کوچک قرار میگیرند، در واژههای مختوم به حروف ناپیوسته مانند عزالدین؛ و در واژههای مختوم به حروف پیوسته، مانند جمالالدین، ناظمالاسلام.
- «بن» در رابطه «پسر ـ پدری»: «بن» در اینگونه ترکیبها؛ مانند جعفر بن محمد، علی بن ابراهیم.
- ابن در رابطه بدلی (غیر پدر ـ پسری): «ابن» در اینگونه ترکیبها، مانند محییالدین ابنعربی.
- نام خانوادگیهای مرکّب، چنانچه جزء اول آن بدون کسره اضافه خوانده شوند، مانند قاضیزاده، حسنپور، دولتآبادی؛ ولی در صورتی که با اضافه خوانده شوند، مانند محمدیِ اصفهانی، مطلقِ اصل، حسنزاده آملی.
- لقبهای مختوم به حروف ناپیوسته، مانند میرزاحسین؛ و لقبهای مختوم به حروف پیوسته، مانند شیخاحمد.
- لقبهای پیشین (ابتدایی) و لقبهای پسین (انتهایی).
- لقبهای مختوم به حروف ناپیوسته، مانند احمدپاشا؛ و لقبهای مختوم به حروف پیوسته؛ مانند محمدعلیشاه.
- چنانچه جزء اول آنها مختوم به حروف پیوسته باشد، مانند ایرانزمین (اسم مرکب)، غولپیکر (صفت مرکب)، استقبالکننده (صفت فاعلی مرکب)، بختبرگشته (صفت مفعولی مرکب)، تکتک (مرکب متشکل از دو جزء مکرر)، سنگینرنگین (مرکب اتّباعی)، آبلیمو [1] (مرکب اضافی با فرایند کاهش)، ششگانه (مرکبی که جزء اول آن عدد است).
- ترکیبهای عربیِ رایج در زبان فارسی که جزء اول آنها مختوم به حروف ناپیوسته است؛ مانند ماشاءالله، کثیرالانتشار، کثیرالشّک؛ و چنانچه جزء اول آنها مختوم به حروف پیوسته باشد، مانند معذلک، حقتعالی، خارقالعاده، انشاءالله، علیایّحال.
- صفتها و ضمیرهای اشاره «اینطور، آنطور، اینگونه، آنگونه، اینسان، آنسان، اینقدر، آنقدر، اینچنین، آنچنان».
- صفت اشاره و موصوف؛ مانند این کتاب.
- واژههایی که بر شخص یا مقدار مبهمی دلالت میکند؛ مانند هرکس، هیچچیز.
- قیدهای مرکب که جزء اول آنها مختوم به حروف ناپیوسته است، مانند باعجله و چنانچه جزء اول آنها مختوم به حروف پیوسته باشد، مانند بیهدف.
- بافاصله: چنانچه واژگان مختوم به حروف پیوسته یا ناپیوسته بخواهند از واژه بعد از خود، به اندازه یک کاراکتر فاصله داشته باشند؛ مانند سعدی شیرازی.
- فعل مرکّب، فعلی است ترکیبیافته از اسم+ قسمت اصلی مانند نشان میدهد، حس میکند.
- گروه فعلی، ترکیبی است از حرف اضافه+اسم+قسمت اصلی مانند بهشمار خواهد رفت.
ج) پیوسته و جدانویسی در «وند»ها
وند، لفظی است که در آغاز، میانه یا پایان واژه قرار میگیرد و مفهومی جدید بدان میبخشد؛ ازاینرو، وند را «جزء معناساز» میگویند. وندها براساس مکان قرارگیری در ساختار کلمه به سه دسته تقسیم میشوند: پیشوند، میانوند و پسوند.
پیشوند
پیشوندهایی که جزء آخر آنها مختوم به حروف ناپیوسته است، مانند:
پیشوند «بی» مانند بیادب، بیتربیت.
پیشوند «هم» همیشه (بهویژه در واژههایی که با «الف» و «میم» آغاز میشود، مثل «هماندازه» و «هممیهن») با نیمفاصله نوشته میشود، جز در سه مورد:
- واژه بسیطگونه باشد، مثل همشهری، همشیره، همدیگر.
- جزء دوم، تکهجایی باشد، مثل همدرس، همسنگ، همکار.
نکته: در صورت دشوارخوانی، ترجیح با جداسازی است، مثل همتیم، همصوت، همصنف. - جزء دوم با مصوت «آ» آغاز شود، مثل هماورد، هماهنگ، همایش.
نکته: در صورتی که مصوت «آ» تلفظ شود، «هم» به واژه بعد متصل نمیشود، مثل همآرزو، همآرمان.
پسوند
پسوندها در کلمات مختوم به حروف منفصل، بدون فاصله و در کلمات مختوم به حروف متصل، چسبیده نوشته میشوند؛ جز در موارد ذیل:
- هنگامی حرف پایانی واژه، «های ملفوظ» باشد؛ مانند توجیهگر.
- هنگامی که حرف آغازین پسوند با حرف پایانی واژه یکی باشد؛ مانند نظاممند.
- هنگامی که حرف پایانی واژه، «های غیرملفوظ» باشد؛ مانند گلهمند.
- هنگامی که پسوند بعد از واژههای مرکب بیاید؛ مانند لفتولیسچی.
- هنگامی که دو پسوند «گری» و «وند» بعد از «ی» بیایند؛ مانند منشیگری، محمدیوند.
- پسوند «وار» اگر از اسم قید بسازد، با نیمفاصله میآید، مانند دیوانهوار، فرشتهوار، طوطیوار، فهرستوار، پریوار و چنانچه از اسم، صفت فاعلی بسازد و یا اینکه حالت بسیطگونه یافته باشد، پیوسته نوشته میشود، مانند بزرگوار، سوگوار، هموار، راهوار، خانوار.
- پسوند «تر» و «ترین» تنها در بهتر، بیشتر، کمتر، مهتر و کهتر پیوسته نوشته میشوند و در مابقی موارد با نیمفاصله میآیند، مانند زرنگتر، آرامتر، گرمترین.
- پسوندهای «آسا»، «آگین»، «بار»، «باشی»، «ساز»، «سرا»، «کوش»، «گیر» و «فام» از این قاعده استثنا شدهاند؛ مانند برقآسا، شرمآگین، اسفبار، حکیمباشی، پاکساز، بستانسرا، سختکوش، سختگیر، سرخفام.
تبصره: دو واژه آتشبار و رگبار پیوسته نوشته میشوند. - پسوند «کار» گاه با نیمفاصله میآید، مانند ندانمکار، سنگینکار.
لیست پسوندهای اصلی و نمونههای آن:
ضمایر ملکی و افعال اسنادی
ضمایر ملکی و مفعولی متصل (م، ت، ش، مان، تان، شان) هر گاه پس از کلمهای قرار گیرند که به حرف صامت ختم شود، به آن میچسبد: کتابم، کتابت، کتابش، کتابمان، کتابشان، کتابتان، دلمان، قلمش، دلشان، دوستمان، کتش، تلفنتان
این ضمایر اگر پس از کلماتی درآیند که به «ه» بیان حرکت (جامه)، مصوت o (رادیو)، مصوت i (بارانی) و مصوت ey (پِی) ختم شوند، به صورت (ام، ات، اش، مان, تان، شان) بهکار میروند:
- جامهام، جامهات، جامهاش، جامهمان، جامهتان، جامهشان
- رادیوام، رادیوات، رادیواش، رادیومان، رادیوتان، رادیوشان
- بارانیام، بارانیات، بارانیاش، بارانیمان، بارانیتان، بارانیشان
- پیام، پیامت، پیامش، پیمان، پیامتان، پیامشان
چنانکه این ضمایر پس از کلماتی درآیند که به مصوت بلند a (صدا) و u (عمو) ختم شوند، از میانجی «ی» استفاده میکنیم: صدایم، صدایت، صدایش، صدایمان، صدایتان، صدایشان، عمویم، عمویت، عمویش، عمویمان، عمویتان، عمویشان
فعلهای اسنادی (ام، ای، است، ایم، اید، اند) هرگاه با کلمههای مختوم به مصوت o (تو)، e (خسته)، ey (پِی) و i (کاری) بیاید، به طور کامل با کلمات صرف میشود:
- توام، توای، تواست، توایم، تواید، تواند.
- خستهام، خستهای، خسته است، خستهایم، خستهاید، خستهاند.
- تیزپیام، تیزپیای، تیزپی است، تیزپیایم، تیزپیاید، تیزپیاند.
- کاریام، کاریای، کاری است، کاریایم، کاریاید، کاریاند.
هر گاه این افعال با کلمههای مختوم به صامت متصل (خوشحال)، منفصل (شاد) و مصوت مرکب ow (رهرو) بیاید، «آ/a» حذف میشود و بقیه به کلمه میچسبد: خوشحالم، خوشحالی، خوشحال است، خوشحالیم، خوشحالید، خوشحالاند. (توضیح: «اند» هنگام اتصال به صامت منفصل جدا نوشته میشود؛ زیرا همزه در تلفظ ظاهر میشود.)
- شادم، شادی، شاد است، شادیم، شادید، شادند.
- رهروم، رهروی، رهرو است، رهرویم، رهروید، رهروند.
اگر این افعال پس از کلمهای بیایند که به مصوتهای آ/a (توانا) یا او/ u (دانشجو) ختم شوند، a به «y/ی» بدل میشود: توانایم، توانایی، تواناست، تواناییم، توانایید، توانایند. / دانشجوییم، دانشجویی، دانشجوست، دانشجوییم، دانشجویید، دانشجویند.
د) پیوسته و جدانویسی در «حروف»
- حروف ندا: مانند ای خدا، یا الله.
- حروف اضافه ساده: مانند «با نزاکت خاصی سخن میگوید».
- حروف اضافه مرکب: از یک حرف اضافه قبل یا بعد از کلمهای دیگر (اسم، فعل یا حرف) تشکیل؛ مانند «براساس سخن ملاصدرا درباره وحدت وجود، ...».
لیست حروف اضافه مرکب:
شیوهٔ نگارش همزه
- همزهٔ آغازی: همواره با «الف» نوشته میشود: اعلام، ایثار، ایدئالیسم. کلمات ئیدروژن و ئیدروکربن را به شکل هیدروژن و هیدروکربن مینویسیم. «باسمه تعالی» («ب» حرف جر + اسم) به همین شکل نوشته میشود: اقرأ باسم ربک الذی خلق، فسبح باسم ربک العظیم و ...
- همزهٔ میانی: همزهٔ میانی ما قبل مفتوح روی کرسی «ا» نوشته میشود: رأس، مأخذ، تأثر، مأمور، تألیف، رأفت، یأس، تأسی، مأوا.
- اگر پس از این همزه، مصوت «ای» و «او» و «ـِ» بیاید، همزه روی کرسی «ی» نوشته میشود: رئیس، رئوف، مطمئن، شئون، رئوس.
- همزهٔ میانی ما قبل مضموم روی کرسی «و» نوشته میشود: مؤمن، رؤیا، مؤدب، فؤاد، رؤسا، مؤاخذه، رؤیت، سؤال، مؤثر، مؤذن.
- اگر حرف پیش از همزه، مفتوح یا ساکن و پس از آن حرف «آ» باشد، به صورت «آ» نوشته میشود: مآخذ، مرآت، لآلی، قرآن.
- همزهٔ میانی ماقبل مکسور روی کرسی «ی» نوشته میشود: تبرئه، سیئه، تخطئه، توطئه.
- اگر پیش از همزهٔ میانی مفتوح (مطمئن) یا ساکن (جرئت، مسئله، مسئول، هیئت) باشد، روی کرسی «ی» نوشته میشود.
- کلمات متأهل، متأسف، متأخر، متألم و ... بر وزن متفعل عربی (به فتح «ت»)، در فارسی به کسر «ت» تلفظ میشود که طبق تلفظ عربی آن، روی کرسی «الف» نوشته میشود.
- همزهٔ میانی تمام کلمات بیگانه روی کرسی «ی» نوشته میشود: زئوس، پنگوئن، ژئوفیزیک، کاکائو، لائوس، ژوئن، سوئد، سوئز، رافائل، کافئین بمبئی، تیروئید، تئاتر، رئالیست، دوئل، بابانوئل، ایدئالیسم.
- همزهٔ میانی در تلفظ معیار، برای سهولت بیشتر موارد روی کرسی «ی» نوشته میشود: دایره، شایق، فواید، دلایل، ملایک، علایق، نایب. در برخی موارد همزههای میانی هنوز به شکل اصلی خود تلفظ و نوشته میشوند: قرائت، قائم، صائب، رئیس، جزئی.
- چون در فارسی همزهٔ میانی وجود ندارد، نوشتن کلمات فارسی «پایین، پاییز، آیین» به صورت «پائین، پائیز، آئین» نادرست است.
- همزهٔ پایانی: همزهٔ پایانی برخی کلمات عربی، در فارسی معیار چون تلفظ نمیشود، حذف میشود: اعضا، املا، انشا، امضا، انتها، رجا، شعرا، فضلا، بیضا، ماجرا، ابتدا، انقضا، استثنا.
- اینگونه کلمات هر گاه مضاف و موصوف واقع شوند، کسرهٔ اضافهٔ آنها به «ی» بدل میشود: ابتدای کار، انشای روان، امضای رئیس، اقتضای حال، شعرای نامی، اعضای بدن، فضلای ایرانی، انتهای راهرو. در صورت افزوده شدن «ی» نسبت، همزه به «ی» بدل میشود: ابتدایی، شعرایی، ماجرایی، استثنایی، املایی، انشایی.
- همزهٔ پایانی ماقبل مضموم، روی کرسی «و» نوشته میشود: لؤلؤ، تلألؤ.
- همزهٔ پایانی ماقبل ساکن یا یکی از مصوتهای بلند «آ»، «او»، «ای»، بدون کرسی نوشته میشود: جزء، شیء، بطیء، سوء. هنگام اضافه شدن «ی» به موارد بالا مینویسیم: شیئی، جزئی، سوئی.
- همزهٔ پایانی ماقبل مفتوح روی کرسی «أ» نوشته میشود: ملجأ، مبدأ، خلأ، منشأ، ملأ.
«ه» ملفوظ و غیر ملفوظ
- «ه» ملفوظ /h/ به تلفظ در میآید: کوه، فربه، گره، چاه.
- «هٔ» در پایان برخی کلمات عربی، در فارسی در صورت تلفظ شدن به «ت» بدل میشود: رحمت، زکات، صلات، حشمت، نصرت، نعمت، حجت، قضات.
- اگر تلفظ نشود، بدون نقطه «ه» نوشته میشود: مصاحبه، مراجعه، خلق الساعه، دفعه، علیه الرحمه، مال الاجاره، خیمه، معاینه.
- گاه هر دو شکل کلمه با دو معنی در فارسی رواج دارد: مصاحبت (همنشینی) / مصاحبه (گفت و گو)، مساعدت (کمک) / مساعده (وام)، مراقبت (نگه داری) / مراقبه (تهذیب نفس).
- گاه نیز به شکل «ه» نقطه دار باقی میماند: عاقبه الامر، دایره المعارف، صلوه، لیله القدر، خاتمه الامر.
- «ه» ملفوظ به جزء دوم خود میپیوندد: مهوش، دهگان، بهتاب، مهتاب. هر گاه پس از «ه» ملفوظ حرفی قرار گیرد، پیوسته با آن نوشته میشود: چاهی، توجهی (توجهم، توجهش، توجهمان ...) مشابهی، گرهی، گروهی. در اینگونه کلمات هنگام اضافه از «ی» میانجی یا علامت «ء» به جای نقش نمای اضافه استفاده نمیکنیم؛ پس شکلهای «توجهٔ او» نادرست و «توجه او» درست است. نمونههای دیگر: مشابه جنس ایرانی، گره کور، ماه تابان، چاه پر آب.
- «ه»/e/ غیر ملفوظ (بیان حرکت) به تلفظ در نمیآید؛ مثل نامه، نقطه، خانه. کلمات مختوم به «ه» بیان حرکت، در صورت اضافه شدن به «ان» جمع یا «ی» مصدری با واج میانجی «گ» تلفظ و نوشته میشوند: تشنگی، دیدگان، طلبگی، نخبگان، طلایگان، شنوندگان، شرکتکنندگان.
- هنگام افزودن «ی» نکره یا وحدت به کلمات مختوم به «ه» بیان حرکت، «ی» به شکل «ای» نوشته میشود: دستهای، روزنامهای، خانهای، آزادهای، نامهای.
- هنگام مضاف و موصوف واقع شدن این کلمات، به جای کسرهٔ اضافه، از «ی» کوتاه شدهٔ آن به شکل «ء» استفاده میکنیم: خانهٔ علی، برنامهٔ دراز مدت، روزنامهٔ عصر.
حرکتگذاری
- حرکتگذاری واژگانی: مقصود گذاشتن نشانههای فتحه، ضمه، کسره و سکون است که در خط فارسی همیشه لازم نیست. زمانی حرکتگذاری میکنیم که احتمال بدخوانی یا ابهام داده شود؛ برای مثال جفت واژههای بُرد/بَرد، اَخبار/اِخبار، بَبر/بِبَر، کُره/کَره را برای آنکه معنی آنها در همان خوانش اول دریافت شود، حتماً حرکتگذاری میکنیم؛ در عوض حرکتگذاری نالازم باعث کندی خواندن میشود؛ مثلاً سؤال بدون ضمه هم به راحتی خوانده میشود.
- حرکتگذاری نحوی: با توجه به نقش نحوی کلمه، آن را با سکون یا کسرهٔ اضافه میخوانیم؛ برای مثال در جملهٔ «استاد دکتر احمدی مرد متواضعی است» بنابر مقصود، حرکت لازم را قرار میدهیم. در موارد دیگر گذاشتن نقش نمای اضافه پس از موصوف و مضاف باعث سهولت در خواندن میشود: دوست ما، باد بهاری، پای شکسته، بزرگ قوم، گدای بغداد، بوی گل، رادیوی ایران، رهرو راه.
- کلمات مختوم به ow (جلو، دو) به دو شکل زیر صحیح است؛ که کاربرد همراه با «ی» رایجتر است: جلوِ/ جلوی خانه، پیاده روِ/ پیاده روی خیابان، پالتوِ/ پالتوی من، دوِ/ دوی ماراتن.
تشدید
تشدید پدیدهای آوایی و بیشتر تابع تلفظ و متأثر از خط عربی است. کلمههای فارسی نیز مشدد میشوند. این کلمهها در زبان فارسی بیشتر دو هجاییاند؛ مثل پلّه، زریّن، گلّه، یکّه، ارّه، فرّخ، بچّه، خرّم، درّه، لکّه، غرَش، برّه و براّن. حروف «ر، ل و ک» معمولاً مشدد میشوند و تشدید در وسط است.
برخی کلمات هنگام گرفتن پسوندها و ضمایر مانند زرّین، پرّم یا پذیرفتن نقش نمای اضافه مانند حقّ مردم، سمّ مهلک یا با «واو» ربط مثل فرّ و شکوه، فرّ و آیین، کمّ و کیف مشدّد میشوند. فرهنگستان زبان و ادب فارسی کاربرد آن را فقط در موارد ضروری و در کلمات دوخوانشی جایز دانسته است: سَر/سرّ، بَر/برّ، بنا/بنّا، گله/گلّه، معین/معیّن.
امروزه برخی از کلمات، بی آنکه تشدید بخواهند، مشدّد به کار میروند. این کلمات بدون تشدید عبارتاند از: فوق العاده، عادی، قضات، خواص، تقویت، حواس، بررسی، تربیت، ادعیه، ماده و شفقت. درست این کلمات بدون تشدید است.
تنوین و کلمات مختوم به «ی مقصوره»
- تنوین: همواره تنوین نصب روی حرف الف قرار میگیرد: عملاً، حقیقتاً.
- «ی» مقصوره: کلمات عربی دارای «ی» مقصوره (الف کوتاه) مثل تقوی، شوری در فارسی به صورت «ا» نوشته میشود: تقوا، شورا، کبرا، صغرا، ماجرا، مستثنا، محتوا، کسرا، اعلا، مبرا، مصلا، مدعا، مجزا، مطلا و منتها.
- در کلمات «موسی، عیسی، حتی، الی، علی، مصطفی و مرتضی» به همین شکل باقی میماند، اما هنگام اضافه شدن به کلمهٔ دیگر «ی» به «ا» تبدیل میشود: عیسای مسیح، موسای کلیم.
- کلمات «رحمان، هارون، اسماعیل، اسحاق» به همین شکل نوشته میشوند (جز اله). برخی ترکیبها و عبارتهای عربی نیز به شکل «ی» باقی مانده است: اعلام الهدی، سدرهٔ المنتهی.
املای کلمات بیگانه
کلمات عربی
- «ابن» اگر بین دو اسم خاص قرار گیرد، اغلب همزهٔ آن در تلفظ و نگارش حذف میشود: محمد بن عبدالله، حسین بن علی، محمد بن زکریای رازی.
- داوود، طاووس، کاووس، سیاووش، با دو واو نوشته میشوند، مگر در شعر برای وزن یا شناسنامه افراد چنین باشد.
- نام سورههای قرآن را با توجه به تلفظ آنها مینویسیم و شکل حروفی آن را داخل پرانتز میآوریم: یاسین (یس) طاها (طه).
- آوردن «ال» تعریف بر سر اسامی و اشخاص لزومی ندارد: ابن خلدون (نه ابن الخلدون)، ابن جوزی، فارابی، کندی.
- اما هنگامی که «ال» در وسط باشد و یا از کنیه به عنوان نام کوچک استفاده شده باشد، حذف نمیشود: آصفالدوله، شیخالرئیس، بحرالعلوم، شجاعالسلطنه، ابوالعلا معرّی، قره العین، دره التاج، حجتالاسلام، ابوالحسن، ابوالفضل، ابوالمعالی، ابوالفرج.
- کلمات و نامهایی که با «ابن ابی» آغاز میشوند، به هر دو شکل و با توجه به کاربرد مشهور آنهاست:
- با «ال»: ابن ابی الاسود، ابن ابی العوجا، ابن ابی الحدید
- بدون «ال»: ابن ابی هریره، ابن ابی عاصم، ابن ابی حاتم
کلمات و نامهای اروپایی
برخی از نامها در زبانهای مختلف اروپایی، به شکلهای گوناگون ضبط شدهاند: مایکل (انگلیسی)/ میشل (فرانسوی)/ میکل (آلمانی)/ میخائیل (روسی)/ میکائیل (فارسی و عربی). بنابر مسیر ترجمه شکل متفاوتی مییابند که معمولاً یک گونه مشهور میشود: مجارستان (به جای هنگری) / گالیله (به جای گالیلئو). باید شکل غیر فارسی کلمهٔ بیگانه داخل پرانتز یا پاورقی بیاید.
- در نگارش نامهای خارجی باید از حروف خاص زبان عربی (ح، ث، ص، ض، ط، ظ، ع، غ) پرهیز کنیم: ایتالیا (نه ایطالیا)، اتریش (نه اطریش).
- در صورت وجود دو ضبط، صورت نزدیکتر به زبان اصلی ملاک است: بیزانس (به جای بوزنطیه) یا گرانادا (به جای قرناطه).
- کلماتی که «واو» در آنها صدای «ـُ» میدهد، به شکل «واو» نوشته میشود: کارتون، روسو، فراماسون، گابون.
- کسرهٔ پایانی به «ه» تبدیل میشود: اودیسه (odese).
- کلمات خارجی مختوم به «on» به «ون» تبدیل میشود: بستون (Boston).
- کلماتی که با «s» آغاز میشود، در ابتدای کلمه «اِ» میافزاییم: اِسلاو (Slaw).
- اصطلاحات و نامهای علمی مرکب جدا نوشته میشوند: بی کربنات.
عددنویسی
۱. عددنویسی رقمی
- متون ریاضی و علمی پرعدد: هر گاه اعداد ۸، ۱۶، ۲۸، ۳۱ با مضرب آنها جمع شوند...
- اعدادی که میان آنها «واو» عطف به کار رفته باشد: ۳۸۴ (سیصد و هشتاد و چهار).
- اعداد تُکدار در متن و پانوشت: دیدگاه سعدی۳ در تربیت...
- اعداد اعشاری (۳/۳۴)، طول و عرض جغرافیایی.
- شماره شناسنامه، صفحه و جلد، تصویر، سوره، آیه: ج ۲، ص ۳۸۴؛ بقره: ۳، جدول ۴.
- تاریخ تولد و وفات، آغاز و پایان حکومت از چپ به راست (کوچک به بزرگ): ۱۳۸۰ - ۱۳۷۵.
- شمارهگذاری عناوین اصلی و فرعی: ۴ - ۳ - ۲ - ۱.
۲. عددنویسی حروفی
- تمامی متون غیر ریاضی و کمعدد: دو، هشت، هجده، نود، هشت کتاب، ده نفر.
- اعداد ترتیبی: نوزدهمین جشنواره / سومین داستان.
- کسرها بدون عدد صحیح: سه پنجم حجم کتاب.
- تمامی اعداد اصلی اعطفی و غیرعطفی که در ابتدای سطر میآیند: چهل و پنج نفر در نشست...
- شمارهٔ خیابان و منزل: خ سوم، بلوک دوم، منزل چهارم.
۳. حالتهای مختلط و درصد
- ساعت و دقیقه: ۳:۱۷ یا سه و هفده دقیقه.
- درصد: ۲٪ یا ۲ درصد.
- در اعداد هزار به بالا، کلمههای هزار، میلیون و میلیارد به حروف و مابقی به رقم: سه میلیون و ۳۴۵ هزار و ۳۸۲ نفر.
- تاریخنویسی: ۷ تیر ۱۳۸۷ / هفتم تیر ۱۳۸۷.
- اسناد رسمی مانند چک و قولنامه به هر دو شکل (رقم و حروف) نوشته میشوند.
- بین اعداد بیش از چهاررقمی کامای معکوس قرار میگیرد: ۱،۴۵۴،۹۴۵. بهتر است جمله با عدد آغاز نشود.
۴. سالنگاری و تبدیل تاریخ
سالهای فارسی از راست به چپ و از کوچک به بزرگ نوشته میشود. حوادث جهان اسلام به هجری یا هجری/میلادی و جهان مسیحیت به میلادی ضبط میشود.
- اگر تاریخ شمسی بین ۱۱ دی و ۲۹ اسفند باشد، عدد ۶۲۲ را به آن میافزاییم: اول بهمن ۱۳۶۵ = ۲۱ ژانویه ۱۹۸۷ (۱۳۶۵ + ۶۲۲ = ۱۹۸۷)
- اگر تاریخ شمسی بین ۱ فروردین تا ۱۰ دی باشد، عدد ۶۲۱ را میافزاییم: ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ = ۸ سپتامبر ۱۹۷۸ (۱۳۵۷ + ۶۲۱ = ۱۹۷۸)
- اگر تاریخ میلادی بین ۱ ژانویه تا ۲۰ مارس باشد، عدد ۶۲۲ را کسر میکنیم.
- اگر تاریخ میلادی بین ۲۱ مارس تا ۳۱ دسامبر باشد، عدد ۶۲۱ را کسر میکنیم.
مستندسازی و نقلقولها
اعتبار هر مقاله علمی یا کتاب به نقلقولها، ارجاعات و پانوشتهای دقیق آن است. در موارد نقلقول مستقیم، نقل آزاد، بیان اندیشهها و دادههای تخصصی دیگران، ارجاع به منبع الزامی است.
- نام قرآن کریم به هیچ وجه ایتالیک نمیشود.
- اسامی کتب آسمانی دیگر ایتالیک میشود، مگر در صورت تکرار فراوان در متن.
- نقلقولهای مستقیم کوتاه: داخل گیومه « » و با ذکر منبع دقیق درج میشوند. در نقلقول مستقیم فقط ویرایش صوری امکانپذیر است و حق هیچ دخل و تصرفی وجود ندارد.
- نقلقولهای بلند (بیش از ۵ خط): با حروف ریزتر، بدون گیومه و با ۱ سانتیمتر تورفتگی از دو طرف تنظیم میشوند.
- جملات دعایی در نقلقولها به صورت جمله معترضه میآیند: «از رسول خدا -صلوات خدا بر او باد- شنیدم که...».
- متن آیات و روایات مستقیم به این ترتیب نوشته میشود: گیومه باز + متن عربی + نقطهویرگول + ترجمه فارسی + گیومه بسته + نقطه یا ویرگول + شماره پاورقی.
پانوشت و پینوشت
پانوشتها نباید انسجام متن را به هم بزنند. به سه دسته ارجاعی، توضیحی و ترکیبی تقسیم میشوند:
- نویسنده پانوشت اگر شخص مؤلف نباشد، با نشانههای «م» (مترجم)، «و» (ویراستار) یا «ن» (ناشر) مشخص شود.
- پانوشتهای غیرجملهای نقطه پایانی نمیخواهند.
- اسامی کتابها فقط در متن (و نه در پاورقی) ایتالیک میشوند.
- برای سخنان ارجاعی مقام معظم رهبری، از نشانیهای khamenei.ir و leader.ir استفاده شود.
دستورالعمل ارجاعدهی (برونمتنی)
برای بار اول در پانوشت، اطلاعات کامل کتابشناختی و برای دفعات بعد، خلاصه اطلاعات ذکر میگردد:
- کتاب: نام خانوادگی، نام، نام اثر، جلد، صفحه.
- مقاله: نام خانوادگی، نام، «نام مقاله»، صفحه.
الف) نمونههای استناد به کتاب:
- با یک مؤلف: سجودی، فرزان. نشانه شناسی کاربردی. تهران: قصه، ۱۳۸۲.
- با دو یا سه مؤلف: مهاجر، مهران و محمد نبوی. به سوی زبان شناسی شعر. تهران: مرکز، ۱۳۷۶.
- با بیش از سه مؤلف: (احمدی گیوی، حسن و همکاران. زبان و نگارش فارسی. تهران: سمت، ۱۳۶۹.) در ارجاع درونمتنی نیز باید نام همگی ذکر شود.
- کتاب با مترجم: اسکلتن، رابین. حکایت شعر. ترجمهٔ مهرانگیز اوحدی. ویرایش اصغر دادبه. تهران: میترا، ۱۳۷۵.
- کتاب با ویراست جدید: یاحقی، محمد جعفر و محمد مهدی ناصح. راهنمای نگارش و ویرایش. ویرایش دوم. مشهد: آستان قدس رضوی، ۱۳۷۷.
- متون دینی و آثار کلاسیک مشهور: ارجاع به نام اثر است: (شاهنامه، چاپ مسکو، ج ۵ ص ۳۱۵). در آثار بدون پدیدآورنده یا کتب مقدس، ارجاع با نام اثر آغاز میشود: قرآن مجید، ترجمه بهاء الدین خرمشاهی، تهران: جامی و نیلوفر، ۱۳۷۵.
- کتاب با نام مستعار: به آذین، م. [نام مستعار محمود اعتمادزاده]، دختر رعیت. تهران: نیل، ۱۳۴۲.
- رسالهها و پایاننامهها: اسموژنسکی، مارک، «ساختار رمزی سیر العباد حکیم سنایی غزنوی» پایان نامهٔ دکتری دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، ۱۳۷۶.
ب) نمونههای استناد به مقاله و نشریات:
- مقاله در نشریات: سامعی، حسین. «گویش تجریشی» دو فصلنامهٔ زبان شناسی، سال ۱۹ (۲) (پیاپی ۳۸)، پاییز و زمستان، ۱۳۸۳، ص ۳۶ ـ ۲۷.
- مدخل در دایرهالمعارفها: بلوکباشی، علی، «بالابان»، در دایرهٔ المعارف بزرگ اسلامی. ج. ۱۱ ص ۲۴۸ ـ ۲۴۵، تهران: مرکز دایرهٔ المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۷۷.
- مجموعه مقالات: دلوز، ژیل، «تفکر ایلیاتی» در بودریار، ژان و دیگران، سرگشتگی نشانهها، نمونههایی از نقد پسامدرن، ترجمهٔ بابک احمدی، تهران: نشر مرکز، ۱۳۷۴.
- مصاحبه چاپشده: آتشی، منوچهر، «شاعر، سرودخوان فردیت خویش است.» مصاحبهگر سایر محمدی، کتاب ماه ادبیات و فلسفه. ۶۳ (۱۳۸۱): ۴ ـ ۱۳.
ج) ارجاع به منابع الکترونیکی و دیجیتال:
- کتاب الکترونیکی: سهرودی، عمر بن محمد (۱۳۷۴). عقل سرخ. [نسخهٔ الکترونیک] تهران: مولی. دریافت در تاریخ ۱۹ دی ۱۳۹۰، از http://www.irpdf.Com/book-1797.html
- ویدئوی آنلاین: Knickerbocker Productions. (producer). (1954). Habit patterns [Motion picture]. In McGraw Hill, Psychology for living series. Retrieved from http://www.org/details/Habipat1954
- لوح فشرده: Kennedy, A(2003). The Dundee Corpus [CD- ROM]. Psychology Department,The University of Dundee.
- پایگاه خبری برخط: برنامه توسعهٔ سازمان ملل (۲۰۱۱ م) «شاخصهای توسعهٔ انسانی ـ جمهوری اسلامی ایران» در پایگاه خبری Programme (UNDP)United Nation Development. مشاهده در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۹۰، از http://hdrstats.undp.org/en/countries/profiles/IRN.html
- اگر دقیقاً به همان منبع و همان صفحه ارجاع شود، فقط کلمهٔ «همان» میآید.
- اگر ارجاع بدون فاصله به همان منبع قبلی ولی صفحه متفاوت باشد: «همان، ص ۲۵».
- کلمات «همانجا»، «همو» و «پیشین» اصلاً در پاورقی به کار نمیروند.
- اگر منبعی در ابتدای «فصل جدید» بیاید، استفاده از واژه «همان» ممنوع است و آدرس منبع باید کامل ذکر شود.
جدول القاب مشهور مصوب نشر
| نام اصلی و تاریخی ثبت شده | لقب مصوب و مشهور علمی | نام اصلی و تاریخی ثبت شده | لقب مصوب و مشهور علمی |
|---|---|---|---|
| علی بن بابویه | پدر شیخ صدوق (مناسب است در پرانتز بیاید) | محمد بن الحسن طوسی | شیخ طوسی |
| محمد بن علی بن بابویه / ابن بابویه | شیخ صدوق | نجم الدین جعفر بن حسن حلی | محقق حلی |
| محمد بن محمد بن نعمان | شیخ مفید | حسن بن یوسف حلی | علامه حلی |
| فخرالمحققین / محمد بن حسن حلی | فرزند علامه حلی | محمد بن مکی عاملی | شهید اول |
| علی بن حسین بن عبدالعالی | محقق کرکی | زین الدین عاملی / زین الدین جبعی | شهید ثانی |
| احمد بن محمد اردبیلی | محقق اردبیلی / مقدس اردبیلی | محمد بن حسین بن عبدالصمد حارثی | شیخ بهائی |
| محمد تقی مجلسی | علامه مجلسی اول | محمد محسن بن مرتضی کاشانی | فیض کاشانی |
| محمد باقر مجلسی | علامه مجلسی (به طور مطلق) | محمد بن حسن عاملی | شیخ حر عاملی |
| محمد بن یعقوب کلینی | شیخ کلینی | جعفر بن محمد بن قولویه | ابن قولویه |
| رضی الدین علی بن طاووس | ابن طاووس | علی بن محمد خزاز قمی | خزاز قمی |
| محمد بن احمد بن جنید | ابن جنید / ابن جنید اسکافی | شیخ جعفر کاشف الغطاء | کاشف الغطاء (به طور مطلق) |
| شیخ مرتضی انصاری | شیخ انصاری / شیخ اعظم | آخوند ملا محمد کاظم خراسانی | آخوند خراسانی / صاحب کفایه |
| احمد بن علی نجاشی | نجاشی / ابوالعباس نجاشی | میرزا محمد حسن شیرازی | میرزای شیرازی (میرزای بزرگ) |
| محمد بن حسین بن موسی بغدادی | شریف رضی / سید رضی | محمد تقی برغانی | شهید ثالث |
کتابنامه (کتابشناسی انتهای اثر)
در کتابنامه منابع بر طبق حروف الفبا چینش میشوند، مگر در مورد قرآن کریم، نهج البلاغه و صحیفه سجادیه که به دلیل احترام، در ابتدای کتابنامه آورده میشوند. روش استاندارد ثبت به شرح زیر است:
- کتاب: نام کتاب، نام خانوادگی، نام، مترجم، ویراستار، شماره جلد، نوبت چاپ، مکان نشر: ناشر، سال چاپ.
- مجله یا روزنامه: نام مجله، سال نشر، شماره مجله، تاریخ مجله، «نام مقاله»، نام مترجم، نام خانوادگی نویسنده، نام نویسنده، شماره صفحه شروع و پایان مقاله.
- سایت: نام خانوادگی، نام، «عنوان صفحه یا مقاله»، عنوان فارسی سایت، آدرس الکترونیکی کامل، تاریخ انتشار.
- پایاننامه: نام خانوادگی، نام، «عنوان پایاننامه»، دانشگاه، مقطع درسی، تاریخ دفاع.
جداول سه گانه راهنما و ضمیمه
جدول شماره ۱ - کوتهنوشتهای فارسی
| علامت | معنی اصطلاح | علامت | معنی اصطلاح |
|---|---|---|---|
| م. | مؤلف / مترجم / متوفی | الخ | تا آخر، الی آخر |
| بینا | بیناشر | ق.م. | قبل از میلاد |
| بیتا | بی تاریخ | قس. | مقایسه کنید با |
| بیجا | بیمحل نشر | کذا. | چنین است در اصل متن |
| ج. | جلد | چ. | چاپ |
| رک. | رجوع کنید به | نک. | نگاه کنید به |
| و. | ویراستار | و ... | و غیره |
| ص. | صفحه | هـ.ش. | هجری شمسی |
| صح. | صحیح | هـ.ق. | هجری قمری |
| صص. | صفحات | همان | همان منبع |
جدول شماره ۲ - راهنمای نوشتن همزه و کرسیها
| نوع کرسی همزه | واژگان نمونه و پرکاربرد شیوهنامه |
|---|---|
| کرسی «ا»: «أ، ـ إ» | بأس، تأثیر، تأخّر، تأخیر، تأسف، تأدیب، تأذی، تأسیس، تأکید، تألف، تألیف، تأمل، تأمین، تأنی، تأنیث، تأویل، تفأل، تلألؤ، توأم |
| کرسی «ا»: «آ، ـ آ» | قرآن، لآلی، مآل، مرآت، مآخذ، مآثر، منشآت، مآب، مآرب |
| کرسی «و»: «ؤ، ـ ؤ» | تلألؤ، رؤسا، رؤیا، رؤیت، سؤال، fؤاد، لؤلؤ، لؤم، مؤالفت، مؤانست، مؤتلف، مؤتمن، مؤثر، مؤدب، مؤذی، مؤذن، مؤسس، مؤسسه، مؤکد، مؤلف، مؤمن، مؤنث، مؤول، مؤید |
| کرسی «ی»: «ئ» | ائتلاف، ارائه، اسائه، استثنائات، استثنائی، القائات، اورلئان، ایدئالیسم، بئاتریس، بئر، پرومتئوس، پنگوئن، تبرئه، تخطئه، تئاتر، تئودور، توطئه، جزئی، سوئی، جرئت، دنائت، دوئل، رافائل، رئالیست، رئالیسم، رئوس، رئوف، رئیس، ژوئن، ژئوفیزیک، سئانس، سئول، سوئد، سیئات، شائول، شئون، قرائت، قرائات، کاکائو، کلئوپاترا، لائوس، لئام، لئیم، لئون، لوئی، مائو، مسائل، مسئول، مئونت، مرئوس، مرئی، مشمئز، ناپلئون، نشئه، نشئت، نوئل، نئون، ویدئو، هیئت |
| بدون کرسی «ء» | بطء، بطیء، جزء، سوء، شیء، ضوء، فیء، ماء |
جدول شماره ۳ - علایم و کلیشههای احترام
علائم کلیشه باید با کلمه قبل از خود بدون فاصله و با کلمه بعد از خود با یک فاصله بیایند:
| عبارت دعایی | کد کلیشه | عبارت دعایی | کد کلیشه |
|---|---|---|---|
| جلجلاله | ؟ج؟ | رضیاللهعنه | ؟رض؟ |
| صلیاللهعلیهوآلهوسلم | ؟ص؟ | رضواناللهعلیه | ؟رضو؟ |
| علیهالسلام / سلاماللهعلیه | ؟ع؟ | رضیاللهعنها | ؟رضها؟ |
| علیهاالسلام | ؟عها؟ | رضیاللهعنهم | ؟رضهم? |
| علیهماالسلام | ؟عهما؟ | رضیاللهعنهما | ؟رضهما؟ |
| علیهمالسلام | ؟عهم؟ | قدس سره | ؟ق؟ |
| عجلاللهتعالیفرجه | ؟عج؟ | قدس سرهما | ؟قهما؟ |
| سلاماللهعلیها | ؟سها؟ | قدس سرهم | ؟قهم؟ |
| سلاماللهعلیهما | ؟سهما؟ | رحمهالله | ؟رح؟ |
| سلاماللهعلیهم | ؟سهم؟ | رحمهاالله | ؟رحها؟ |
| رحمهاللهعلیه | ؟ره؟ | رحمهماالله | ؟رحهما؟ |
| رحمهاللهعلیها | ؟رها؟ | رحمهمالله | ؟رحهم؟ |
| رحمهاللهعلیهما | ؟رهما؟ | عزّ و جل | ؟عز؟ |
| رحمهاللهعلیهم | ؟رهم؟ | مدظلهالعالی | ؟مد؟ |
[1] در اینگونه موارد، چنانچه ترکیب اضافی یا وصفی مدّنظر باشد، مضاف یا موصوف، کسره میگیرد؛ مانند «آبِ لیمو را بگیر».
[2] نکته کاربردی در استفاده از کلیشههای مفرد و مثنی طبق روش زیر عمل میشود:
- حسن بن علی؟ع؟
- امام حسن و امام حسین؟عهما؟