,

دوره میانی درسگفتار جامع مهدوی – جلسه چهارم

حکمرانی فقیهانه و فقاهت پس‌ از دوران غیبت حضرت مهدی (عج)

فایل صوتی جلسه ۴ دوره متوسط درس گفتار مهدوی
استاد شهبازی – حکمرانی فقیهانه و فقاهت پس‌ از دوران غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

درسگفتار جامع مهدوی (دوره میانی)

جلسه چهارم با موضوع :

حکمرانی فقیهانه و فقاهت پس‌ از دوران غیبت حضرت مهدی (عج)

حجت الاسلام دکتر محمد شهبازیان

زمستان ۱۴۰۱

مبانی نظری حکمرانی فقیهانه در عصر غیبت و نسبت آن با امامت در اندیشه امامیه

خب، ما در ادامه بحث غیبت که نکاتی را خدمتتان عرض کردیم، ماهیت و چیستی و نکات مرتبط با غیبت به سمع و نظرتان رسید. یک نکته‌ای را ما داریم در مورد بحث حکمرانی فقیهانه و فقاهت پس از دوران غیبت حضرت مهدی علیه‌السلام.

این یک عنوان عامی هست؛ این قصه‌ی حکمرانی فقیهانه که هم شامل غیبت صغری می‌شود هم شامل غیبت. ما یک بحثی را داریم، ایده. یعنی ایده که قائل به این هستیم: سنت روایات ما و اهل بیت و روش اهل بیت این بوده. اینی که می‌خواهیم عرض بکنیم خدمتتان که و نحوه مدیریت حضرت مهدی همون‌جوری که ما می‌گوییم، ما می‌گوییم در قضیه‌ی نظام عالم، محوریت با امام است و فرهنگش امامیه. قائل به این نکته هستیم؛ یعنی آن مصداق اصلی و محور اصلی امام هستش و همه چیز را ما با امام تعریف می‌کنیم؛ سیاست، اقتصاد، فرهنگ حتی زندگی روزانه را در قصه‌ی سبک زندگی با محوریت امام است. امام حاکم است.

تفاوت‌مان هم با دیگر جریان‌ها هم همین است. یعنی یک جایی مصداق امامی هم که در نظر می‌گیریم یا آن مفهوم امام با اهل سنت که تعارض دارد. یکی از ویژگی‌های امامیه را این تعریف می‌کنیم. در دوران غیبت هم که به ویژه باز ما قائل به امام غایب هستیم؛ چون نمی‌توانیم بدون امام اصلاً شیعه امامیه را تعریف کنیم.

با مقوله‌هایی که دارد دیگر؛ عصمتش، علمش و موارد این امام. بنا به یمن، به هیئت، به وجود، به حیث الارض و السما، بقیه الارض و غیر حجت، السبب المتصل بین الاراده و سما… یقی باران همه چیز به واسطه امام است. معتقدیم که در دوران غیبت، در زمانی که امام در ظاهر از مردم مخفی شده، این محوریت با فقیه قرار گرفته.

یعنی همان‌طور که می‌خواهیم سیاست، اقتصاد، فرهنگ، اجتماع، هر چیزی را که می‌خواهیم تعریف بکنیم، باید فقیه‌محور باشیم و از این نام می‌بریم. امروزه در ادبیات سیاسی امروز با عنوان حکمرانی فقیهانه.

این حکمرانی فقیهانه در همه ابعاد دیگر… و ما معتقدیم که این فقاهت حضرت ولی‌عصر با آن ادبیاتی که در توقیع شریف فرمودند به اسحاق بن یعقوب… به اصطلاح اسحاق بن یعقوب این عبارت را حضرت فرمود: «و اما الحوادث الواقعه…» رجوع کنید به راویان حدیث. بقیه روایات مشخص کرده: راویان حدیث کسانی‌اند که ما راضی هستیم بر اینکه او حاکم بر شما قرار بگیرد.

در مقبوله عمر بن حنظله، راویان حدیث کسانی هستند که میراث ائمه در اختیار این‌هاست؛ این‌ها ورثه العلماء، ورثه الانبیا هستند. راویان حدیث چه کسی هستند؟ همان‌هایی که در روایت امام صادق علیه‌السلام… مرحوم نعمانی در کتاب الغیبه فرمود: اگر نبودند اولیا و همین فقها در واقع در دوران غیبت، خداوند غیبت را مقدر نمی‌کرد.

راویان حدیث و فقها این‌ها هستند. در آنجا امام هادی علیه‌السلام در کتاب احتجاج طبرسی بیان می‌کند، امام هادی علیه‌السلام می‌فرماید… این‌ها مرابط‌اند. در آیه سوره آل‌عمران می‌فرماید: «یا ایها الذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا…» رابطه‌تان از باب مرابطه است؛ رباط الخیل از باب ارتباط نیست.

ما طلبه‌ها می‌گوییم از باب مفاعله است؛ مرابطه. مفاعله از باب مرزبانی، نه ارتباط قلبی. اصلاً غلط است این ترجمه که بگوییم ارتباط قلبی. مراد این است که رابطه، مرابطه با امام منتظرتان.

مرابطه یعنی مرزبانان، پاسبانان، جنگاورانه از امام داشته باشید. مراد از رابطه این است. در فقه و قرآن داریم: «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل»؛ رباط الخیل یعنی مرزبانی.

یعنی سر مرزها باید بمانی، جانت را برای امامت سپر کنی. «یا ایها الذین آمنوا اصبروا و رابطوا»؛ صبر داشته باشید، دیگران را هم به صبر دعوت کنید در فتنه‌های آخرالزمان و مرابطه باشید؛ مرزبان باشید.

دیدبانی ثانیه‌به‌ثانیه تا از مرزهای حریم ولایت دفاع کنید. این دفاع از حریم ولایت اولویتش با فقهاست. فقها می‌توانند دیدبانی صحیح داشته باشند، مرزبانی صحیح داشته باشند، حدود و ثغور را بدانند.

پس آنجا امام هادی علیه‌السلام این رابطه را می‌گوید. می‌گوید: علما و فقها اگر نبودند، فقهایی در دوران غیبت که مرابطین باشند و پاسبانی کنند، شیطان جامعه شیعه را مرتع و چراگاه خودش قرار می‌داد.

این جایگاه فقاهت است. بعد امام هادی علیه‌السلام می‌فرماید مقام این‌ها از جنگاوران ما بالاتر است، چون جنگاور فقط جانش را می‌دهد… «مداد العلماء افضل من دماء الشهداء». ما از شهدا… حالا شهید سلیمانی… حاج قاسم سلیمانی واقعاً آدم عجیبی بوده، رحمت‌الله علیه. فقیه بود، به نظر من فقیه مجاهدی بود.

پس ببینید این فضا… وظیفه ماست، اولویتش با فقهاست. به همین خاطر فقها جایگاهی دارند که برایشان در نظر گرفته شده. و از قضا بیشترین هجمه در تاریخ سیاسی و اجتماعی شیعه روی فقاهت و مرجعیت بوده.

یعنی هر کسی می‌خواهد بزند، می‌آید روبروی مرجعیت. جریان احمد اسماعیل می‌گوید آقا دجال از سیستان می‌آید… آیت‌الله سیستانی دجال است… جریان‌ها می‌آیند فقاهت‌گریزی را باب می‌کنند.

امروز پروژه‌ای داریم… یک مثلث بلکه مربع دارد اتفاق می‌افتد: جریان عدالت‌خواهی، جریان طب اسلامی، جریان اخباریه، و جریان نافیان قیام. این‌ها پروژه‌ای فعال کرده‌اند به نام گذار از ولایت فقیه

نقش فقاهت و نیابت عام فقها در مدیریت جامعه دینی در عصر غیبت

در اینجا باید دقت کرد که وقتی از «حکمرانی فقیهانه» صحبت می‌کنیم، در واقع داریم درباره نیابت عام فقها در دوران غیبت و نقش آنان در اداره جامعه بر اساس دین بحث می‌کنیم. این موضوع نیاز به استدلال و تبیین دارد، چون امروز از سوی برخی جریان‌ها به آن حمله می‌شود یا آن را تضعیف می‌کنند.

نکته مهم این است که رهبر انقلاب اسلامی نیز در سخنرانی‌های مختلف بر چند محور اساسی تأکید دارند: اول، زنده بودن انقلاب اسلامی؛ دوم، زنده بودن آرمان‌های امام خمینی (ره)؛ و سوم، مسئله امید در جامعه.

در نگاه ایشان، انقلاب اسلامی یک رخداد تمام‌شده تاریخی نیست، بلکه یک جریان زنده و پویاست. همچنین آرمان‌های امام خمینی (ره) همچنان پابرجاست و تغییر نکرده است. مسئله سوم نیز امید اجتماعی است؛ همان مفهومی که در روایات نیز به آن اشاره شده و موجب پایداری جامعه شیعه در طول تاریخ شده است.

در مقابل این نگاه، برخی جریان‌ها بر ناامیدی تأکید می‌کنند و چنین القا می‌کنند که کار از دست همه خارج شده و تنها باید منتظر ماند تا امام زمان (عج) ظهور کنند. در حالی که در اندیشه شیعه، این برداشت کامل نیست.

در نگاه صحیح، هرچند اصل حاکمیت و هدایت نهایی از آنِ امام است، اما انسان‌ها نیز وظیفه دارند در حد توان خود در جامعه نقش‌آفرینی کنند، زمینه‌سازی انجام دهند و به اصلاح امور بپردازند. این همان چیزی است که در ادبیات دینی از آن به «زمینه‌سازی» و «تکلیف‌محوری» تعبیر می‌شود.

به بیان دیگر، ما موظف به تلاش هستیم؛ هر فرد به اندازه توان خود. نمی‌توان همه چیز را به آینده موکول کرد یا مسئولیت را از خود سلب نمود.

در ادامه این بحث، برخی جریان‌ها مانند اخباری‌گری نیز مورد اشاره قرار می‌گیرند. در این رویکرد، نوعی «بسندگی به روایات» دیده می‌شود؛ به این معنا که در فهم دین، گاهی قرآن و عقل و اجتهاد نقش کمرنگی پیدا می‌کنند و همه چیز صرفاً به ظاهر برخی روایات محدود می‌شود.

در مقابل این نگاه، جریان فقاهت بر اجتهاد، فهم عمیق متون دینی، و استفاده همزمان از قرآن، سنت و عقل تأکید دارد. به همین دلیل، فقاهت در طول تاریخ شیعه نقش محوری در حفظ و تداوم دین داشته است.

همچنین در بخش دیگری از بحث، به این نکته اشاره می‌شود که در دوران غیبت، اگرچه حکومت معصوم در دسترس نیست، اما نظام دینی بر اساس هدایت فقها و مجتهدان اداره می‌شود و این یک مسیر تاریخی و پیوسته در امتداد آموزه‌های اهل بیت (ع) است.

پیوستگی انتظار، مسئولیت‌پذیری اجتماعی و تداوم نقش فقها در نظام دینی

در نهایت تأکید اصلی این است که جامعه شیعه باید در عین انتظار، اهل عمل، تلاش، مسئولیت‌پذیری و امید باشد و هر فرد به اندازه توان خود در مسیر تحقق اهداف دینی و اجتماعی نقش ایفا کند.

والسلام علیکم و رحمه‌الله.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *