رجعت
استاد شهبازی – رجعت
بسماللهالرحمنالرحیم.
درسگفتار جامع مهدوی (دوره میانی)
جلسه نهم با موضوع :
رجعت
حجت الاسلام دکتر محمد شهبازیان
زمستان ۱۴۰۱
مبانی نظری رجعت و جایگاه آن در منظومه معادشناسی و مهدویت امامیه
بحثی که وعده داده شده بود و قرار بود درباره آن گفتگو شود، این است که کلیتی درباره مقوله رجعت عرض کنیم.
دقت بفرمایید، این بحثها مفصل است. بعضی از موضوعات، به تعبیر ما طلبهها، به حکم اولی و ذاتاً اهمیت چندانی ندارند، اما به حکم ثانوی اهمیت پیدا کردهاند؛ یعنی مسئلهای پیش آمده که ما را ناچار کرده درباره آن توضیح بدهیم.
مثلاً جریان احمد اسماعیلی که روی این موضوع سرمایهگذاری کرده که امام زمان زن و بچه دارد و بچههایش معصوماند، ما ناچار شدیم وارد بحث شویم و بگوییم اگر هم فرضاً چنین باشد، دلیلی بر عصمت فرزندان نیست.
پس ما این بحث را به حکم ثانوی مطرح میکنیم. وگرنه فینفسه این موضوع برای ما موضوع اصلی نیست.
در مورد اینکه بعد از مرگ حضرت مهدی یا در زمان ایشان چه اتفاقی میافتد، این هم فینفسه موضوع قطعی برای ما نیست. ولی چون برخی جریانها از بهائیت تا شیخیه و فرقههای معاصر مسائل مختلفی مطرح کردهاند، ناچاریم درباره رجعت و جهان پس از حضرت توضیحاتی بدهیم.
ما یک دوره غیبت داریم، سپس دوره ظهور، و سپس بحث قیامت. در روایات آمده: «ایامالله ثلاثه»؛ یوم القائم (ظهور)، یوم الرجعه، و یوم القیامه.
از نظر فلسفی نیز، بزرگان مانند علامه طباطبایی در تفسیر المیزان و دیگران، و بر اساس حرکت جوهری، بیان میکنند که عالم همواره در حال حرکت از قوه به فعل است.
مثلاً دانه تبدیل به جوانه، سپس درخت میشود. این حرکت دائمی است. انسان نیز همین مسیر را دارد. مرگ پایان نیست، بلکه انتقال به مرحلهای دیگر از رشد است.
حتی در برزخ هم امکان رشد وجود دارد و در قیامت نیز همینطور است؛ برخی وارد جهنم میشوند تا آثار قوههای تحققنیافته در آنها زدوده شود و سپس امکان خروج دارند.
در این نگاه، ظهور اولین تجلی حق است، رجعت مرحله دوم، و قیامت تجلی نهایی و کامل حق است.
رجعت برای آشکار شدن حق و تحقق برخی حکمتهاست؛ از جمله بازگشت برخی مؤمنان و کفار، یا برای تشفی قلوب و مشاهده حقایق.
تحلیل روایات رجعت، تمایز آن با تناسخ و بررسی جایگاه انبیاء و ائمه در عصر رجعت
اصل رجعت مورد قبول بسیاری از علماست و از مسائل متفقعلیه در میان امامیه است. شیخ مفید نیز تصریح دارد که منکر رجعت از ما نیست.
رجعت به معنای بازگشت گروهی از اموات به همین دنیا و همین عالم مادی است، نه عالم دیگر. این بازگشت در همان صورت قبلی است، نه تغییر ماهیت.
رجعت با تناسخ متفاوت است. تناسخ یعنی بازگشت روح در قالب جدید با تغییر ماهیت، که در هند و بودیسم مطرح است. اما در رجعت، همان شخص با همان هویت بازمیگردد.
زمان رجعت نیز در روایات مختلف متفاوت آمده: برخی قبل از ظهور، برخی همزمان با ظهور، و برخی در ادامه آن.
برخی روایات نیز به رجعتهای متعدد برای برخی معصومان مانند امیرالمؤمنین و امام حسین اشاره دارد.این دیگر نظر آیتالله طبسی است.
من معتقدم که رجعت بازه زمانی دارد، اما اصلش از زمان ظهور حضرت اتفاق میافتد. ولی ممکن است یک چند سالی این رجعت تکرار بشود؛ نه، خیلی نمیتوانیم محکم روی آن صحبت کنیم برای بحث آمادهسازی، نه، خیلی روایاتش محکم نیست.
تقریباً این قصه با زمان ظهور حضرت شروع میشود. فرموده: «إن بقیهالله…» یکدفعه همه میآیند، رجعت میشود. بعد امام زمان هم هست.
من دارم ساده بیان میکنم، وگرنه اینها روایاتش هرکدام محل بحث است، انشاءالله سر جای خودش. من آنجا دیگر شما میآیید روایت میخوانید و با هم بحث میکنیم.
ببینید یک نکته را توجه کنید: یک سؤال به وجود آمده. در روایت فرمود: «من محض الإیمان و من محض الکفر و النفاق»؛ این یک قاعده است. یعنی بهترینهای دنیا و پستترینهای دنیا را خدا در رجعت میآورد.
مصادیق اتم و اعلای بهترینها کیانند؟ چهارده معصوم، انبیای الهی. به همین خاطر ما طبق این قاعده میگوییم همه انبیا هستند، ائمه اطهار هستند، ما هم هستیم؛ فقط باید آنجا بمانیم جز پستترینها یا جز بهترینها.
در کنار این، بعضی از روایات اسم بردهاند؛ مثلاً رسولالله، امیرالمؤمنین، امام حسین، حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها، بعضی از افراد مثل مالک اشتر، سلمان. بعضی از روایات هم اسم بردهاند.
حالا یک سؤال برای بعضیها به وجود آمده: وقتی رسول خدا بیاید، امیرالمؤمنین بیاید، امام حسین بیاید، شما هم قائلید رجعت همزمان با ظهور است، نه اینکه امام زمان حکومتش تمام شود و بعد رجعت شود. خب اگر رسول خدا افضلیت دارد، حکومت را به چه کسی میدهید؟
در «ارشاد» میفرماید: «و یحشر الأموات من القبور حتی یرجعوا إلی الدنیا…» یعنی مردگان از قبرها خارج میشوند و به دنیا برمیگردند، با هم دید و بازدید دارند، رفتوآمد میکنند. میخواهد بگوید حیات اینگونه است؛ فکر نکنید یک شبح میآید.
حقیقت رجعت یعنی حقیقت انسان را لمس میکنی، با تو غذا میخورد، با تو حرف میزند.
شیخ طوسی چه میفرماید؟ میفرماید: «یَرجِعُ نبینا و أئمتنا المعصومون فی زمان المهدی»؛ یعنی در زمان امام مهدی، نه بعد از مرگ مهدی.
شیخ مفید میگوید: اصلاً در زمان قیام مهدی است.
من همه اینها را دارم تأکید میکنم چون متأسفانه بعضی از اساتید هم دیدهایم که میگویند امام زمان اول حکومت میکند بعد رجعت میشود. نه، اینطور نیست.
حضرت که آمدند، بسمالله الرحمن الرحیم، «یا أهل العالم إن بقیهالله…» رجعت شروع میشود.
در زمان حضرت، امیرالمؤمنین و پیامبر و دیگران حضور دارند.در روایات آمده: در زمان حضرت مهدی، جماعتی از انبیای گذشته هم برمیگردند؛ مثلاً ابراهیم(ع)، اسماعیل(ع) و دیگران. این برای اظهار دولت حق است.
شیخ طوسی میگوید: آیات قرآن هم دلالت دارد، مانند «و یوم نحشر من کل أمه فوجاً».
این نشان میدهد رجعت مربوط به یک گروه است، نه همه.
رجعت مربوط به همه بشر نیست، بلکه گروهی از اموات هستند.
در روایات آمده که اینها به دنیا برمیگردند، در همین زمین مادی، نه در عالم دیگر.
این مهم است؛ چون برخی میگویند در عالم مثالی یا هورقلیا است، نه، در همین دنیاست.
دیدگاه امامیه درباره حقیقت رجعت و ضوابط فهم روایی آن در عصر ظهور
شیخ مفید برای اینکه اشتباه با تناسخ نشود تأکید دارد که در همان صورت قبلی هستند.
تناسخ چیز دیگری است؛ در آن روح وارد بدن جدید میشود، اما در رجعت همان شخص با همان هویت برمیگردد.
برخی اهل سنت اشکال میکنند و میگویند این محال است. در حالی که آیات قرآن مانند داستان عزیر و زنده شدن مردگان وجود دارد.
حتی در قرآن آمده که هزاران نفر مردند و دوباره زنده شدند.
پس رجعت محال عقلی نیست.در منابع اهل سنت هم گزارشهایی وجود دارد که در زمان حضرت مهدی، مردگان برمیگردند و با حضرت ملاقات میکنند.
در برخی روایات آمده که اصحاب کهف نیز برمیگردند.البته اینها همه نیاز به بررسی علمی دارد.
ما فقط یک چیز را قطعی میدانیم: اصل رجعت حق است، زمان آن در عصر ظهور است، گروهی از مؤمنان و کفار بازمیگردند، و این در همین زمین مادی اتفاق میافتد.
جزئیاتش مثل تعداد، زمان دقیق، و کیفیت، نیاز به بررسی روایی دارد.






دیدگاهتان را بنویسید