سهم من از عاشقی

45,000 تومان10٪ تخفیف40,500 تومان

سهم من از عاشقی خاطرات خود نوشت جانباز 70 درصد رمضانعلی کاووسی است.

ناموجود

شناسه محصول: 9786000316914 دسته:
توضیحات

از کتاب :
یک روز وقتی داشتم از شیب داخل حیاط پایین می آمدم، کلاچ یکی از چرخ های عقب ویلچر برقی خودبه خود آزاد شد و کنترلش از دستم دررفت. هنوز به وسط شیب هم نرسیده بودم که با ویلچر کلّه پا شدم. افتادم روی موزائیک های کف حیاط. سرم روی درخت گل باغچه قرار گرفت. تیغ های گل رُز توی سروصورتم فرورفت. از شدت درد سرم تیر کشید. بوی خون تازه به مشامم خورد. اگر تکان می خوردم، درد بیشتری می کشیدم. همسرم را صدا زدم. گویا صدایم را نشنید. مائده، که آن زمان هشت ‌نُه ساله بود، با شنیدن صدای من آمد توی حیاط. وقتی دید افتاده ام روی زمین، شروع کرد به جیغ زدن. همسرم با شنیدن صدای جیغ مائده سراسیمه دوید توی حیاط. هردو دست وپایشان را گم کرده بودند. وقتی مرا برگرداندند، پیراهن سفید و صورتم پُر از خون شده بود. اسید‌های باتریِ ویلچر هم داشت روی موزائیک ها می ریخت. فقط چند سانتی متر با اسیدها فاصله داشتم. زیر بغل هایم را گرفتند و مرا به عقب‌ کشاندند تا فاصله ام با ویلچر بیشتر شود. نمی توانستند به تنهایی مرا بگذارند روی ویلچر. برادرم، محمدحسن، را خبر کردند. منزل ما دیواربه دیوار منزل برادرم بود. با کمک او مرا روی ویلچر گذاشتند. همسرم یکی یکی تیغ ها را از صورت و پیشانی ام بیرون می کشید. برای اینکه به او روحیه بدهم، سعی می کردم بخندم و خودم را شاد نشان بدهم. به او گفتم: «باید خدا رو شکر کنیم که تیغ ها توی چشمم نرفته. باید خدا رو شکر کنیم که سرم نخورد روی موزائیکا و ضربه مغزی نشدم.» پیراهن خونی ام را عوض کرد… ،
صفحهء ۳۳۶

توضیحات تکمیلی
قطع کتابرقعی
رده سنیبزرگسال
تعداد صفحه306
ناشر
نویسنده
شابک9786000316914
نوبت چاپپنجم
سال انتشار1397
نظرات (0)

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “سهم من از عاشقی”