کتاب شطرنج با ماشین قیامت
شطرنج با ماشین قیامت 495,000 تومان10٪ تخفیف445,500 تومان
بازگشت به محصولات
فرمانده من
فرمانده من 175,000 تومان10٪ تخفیف157,500 تومان

شن‌های سرخ تکریت

45,000 تومان10٪ تخفیف40,500 تومان

نمای نزدیک:در باور بسیاری این تصور وجود دارد که چون تعداد آزادگان ایرانی محدود بوده، بنابراین خاطرات آنان نیز به همین محدودیت‌‌ها و به تکرار دچار است.
اما کتاب «شن‌های سرخ تکریت» با موضوع‌های تازه و شگفت‌آوری که مطرح می‌کند به ما می‌گوید: دنیای اسارت و زندگی سخت و طاقت‌فرسا در پشت دیوارهای بلند اردوگاه‌های عراق دنیای بزرگ و حتی بی‌انتهایی است که دست یافتن به همه حقایق آن به آسانی امکان ندارد. این کتاب خاطرات خود‌نوشت عبدالامیر افشین‌پور یکی از آزادگان سرفراز جنگ تحمیلی است.
او در این اثر خاطرات خود را طی ده سال اسارت در اردوگاه های رمادیه، موصل و صلاح الدین روایت می‏کند. نویسنده در این کتاب سعی دارد تنها واقعیت و روال جاری در اردوگاه‌ها را روایت کند. افشیب‌پور تمام آنچه را بر وی طی 4 سال اسارت در اردوگاه‌های رمادیه و تکریت و 6 سال تحمل رنج در اردوگاه‌ موصل گذشته با زبانی شیرین، ساده و روان بیان کند.
وی که از اهالی خرمشهر است، روزهای آغازین جنگ دوشادوش دیگر همشهریانش در مقابل تجاوز نیروهای بعثی قرار می‏گیرد و در دوران حضور در جبهه‌ها موفق به انجام خدمات چشمگیری می‌شود که هنوز خاطرات آنها از ذهن همرزمانش پاک نشده است اما سرانجام به اسارت در می‌آید و پس از بازگشت از اسارت نوشتن خاطراتش را از اردوگاه‌های عراق بر اساس حدود 600 نامه که از اسارت به خانواده و مخصوصا مادرش نوشته بود آغاز می‌کند.
او از جمله آزادگانی است که توانسته با زبان رمزی که از برادرش یاد گرفته بوده بسیاری از جنایات رژیم بعث در اردوگاه‌ها را برای برادرش که در آمریکا بوده برملا کند و از این طریق سازمان ملل را در جریان این فجایع قرار دهد. داستان این کتاب از نخستین روزهای جنگ در خرمشهر آغاز می‌شود و تا ده سال بعد که افشین‌پور از مرز خسروی به خاک وطن باز می‌گردد، پایان می‏گیرد.
در پایان کتاب «شن‌های سرخ تکریت» اسنادی مانند کارت شناسایی عبدالامیر افشین‌پور، و تصاویری از دوران قبل از اسارت و پس از آزادی او ارائه شده‌اند.

ناموجود

شناسه محصول: 9786001753720 دسته:
توضیحات

نمای دور:عبد‌الامیر افشین‌پور (نگارنده کتاب): نگارش خاطراتم حدود 14 سال به طول انجامید. در ابتدا این خاطرات را به خاطر خودم می‌نوشتم اما بعدها با تشویق برخی از دوستانم، اقدام به انتشار آن‌ها کردم. من نوزدهم مهر ماه سال ۱۳۵۹ در خرمشهر به اسارت نیروهای بعثی عراق درآمدم و در روز ششم شهریور ۱۳۶۹ به ایران بازگشتم. «شن های سرخ تکریت»، در سه فصل کلی تدوین شده است. بعد از شدت گرفتن درگیری ها در خرمشهر توانستیم بخشی از خرمشهر را باز پس بگیریم، تقریبا تا روز 17 مهر ماه سال 59 مقداری مهمات از اهواز به خرمشهر منتقل کردیم و در تاریخ 19 مهر ماه، ساعت 7 صبح زمانی که برای آوردن مهمات از خرمشهر به آبادان می‏رفتیم در بین راه عراقی ها با توسل به آدم‌ربایی همه را از جمله مردان نظامی و غیر نظامی و همچنین زنان و کودکان را اسیر کردند و من به همراه 4 نفر از دوستانم که از تکاوران نیروهای دریایی بودند اسیر شدیم.
از کتاب:قبل از اسارت، برادرم منصور از طریق فرمول شیمی طریقه نامه‌نوشتن رمزی را به من آموخت. از این طریق، نامه‌ای به منصور در آمریکا نوشتم و رفتار عراقی‌ها را توضیح دادم. منصور پس از خواندن نامه، آن را برای بخش حقوق بشر سازمان ملل متحد پست کرد. پس از دو ماه، عراقی‌ها در جریان کار قرار گرفتند. تیر ماه 1361 فرمانده مرا احضار کرد. ابتدا خواستم موضوع را نفی کنم… صفحه152 
افتخارات: اثر برگزیده بخش خاطرات اسارت سیزدهمین جشنواره کتاب دفاع مقدس

توضیحات تکمیلی
قطع کتابرقعی
رده سنیبزرگسال
تعداد صفحه520
ناشر
نویسنده
شابک9786001753720
نوبت چاپسوم
نظرات (0)

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “شن‌های سرخ تکریت”