جایی که هیچکس نیست
115,000 تومان10٪ تخفیف103,500 تومان
«جایی که هیچکس نیست» روایتی است صمیمی و تأثیرگذار از سفرهای جهادی دکتر فروزان، پزشکی که قلبش برای خدمت به محرومان میتپد. این کتاب در دوازده فصل، خواننده را به دل روستاهای دورافتاده ایران، از سیستان و بلوچستان تا یاسوج و لرستان، و حتی فراتر از مرزها به پیادهروی اربعین و مارش میرا در بوسنی و مناطق محروم لبنان میبرد.
داستانهایی از همدردی، درمان و امید در سختترین شرایط، از معالجه بیماران در مناطق صعبالعبور تا لمس حال و هوای مردمان محروم. گاه با گریههای زنی در حمله عصبی همراه میشوید و گاه با لبخند مادری که داروی خود را با همسایهاش شریک میشود، دلگرم میشوید. این کتاب نهفقط روایت درمان جسم، بلکه حکایت التیام روح و پیوندهای انسانی است که در هر صفحه جان میگیرد.
موجود
گزیدهای از کتاب «جایی که هیچکس نیست»:
زن را دوره کرده بودند و هی صدا میزدند «خانم دکتر بیا!». یکی شانهاش را میمالید یکی دستش را نوازش میکرد. برایش آب قند هم آوردند. جمعیت را کنار زدم؛ همانجوری که خاکها را کنار میزنی تا جوانه گیر کرده زیر ریشههای درخت راحتتر از دل خاک بزند بیرون. زن دچار حمله عصبی شده بود.
چشمهایش را به جایی دور دوخته بود. مثل وقتی توی تونل تنگ و تاریک راه میروی و چشمهایت را در جست و جوی روزنهای به تاریکی میدوزی. تاریکی بیانتها و عمیق، مثل خاطرات زن. داروی خاصی همراهم نبود، هرچند درمانش بیشتر همدردی بود تا سرم و قرص و آنجور چیزها.
با کمک و ترجمه زهرا هر چه کلمه آرامبخش داشتم زیر گوشش زمزمه کردیم و بهش یاد دادم تنفسش را با من هماهنگ کند. زیاد و بیوقفه گریه میکرد ولی کمکم نگاهش جان گرفت. تنفسش آرامتر شد و گریههایش کمتر. حالش که بهتر شد و کلمههایش که توانستند از لای بغضهای نصفه و نیمهاش خودشان را به زبانش برسانند تندتند تشکر کرد و گل مارشمیرایش را از روی پیراهنش باز کرد و سنجاقش کرد روی مانتوی من. سمت چپ سینهام. روی قلبم. دستهایش ولی هنوز میلرزیدند
| وزن | 150 گرم |
|---|---|
| ناشر | شهید کاظمی |
| نویسنده | لیلا پارسا فر, نرگس سادات مظلومی |
| قطع کتاب | رقعی |
| تعداد صفحه | 140 |
| نوع جلد | شومیز |
| سال انتشار | 1404 |
| نوبت چاپ | اول |
| رده سنی | بزرگسال |
| شابک | 978-622-285-330-3 |

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.