کتاب عروس یمن
عروس یمن 250,000 تومان10٪ تخفیف225,000 تومان
بازگشت به محصولات
کتاب نوشانوش
نوشانوش 48,000 تومان10٪ تخفیف43,200 تومان

خانوم ماه: روایتی از زن بدون هیچ پسوندی

380,000 تومان10٪ تخفیف342,000 تومان

کتاب خانوم ماه نوشته‌ی ساجده تقی‌زاده، روایتی صمیمی و دقیق از زندگی زنان در خانواده‌ای روستایی و مذهبی است. داستان با محوریت دختری نوجوان آغاز می‌شود که در کنار مادر و خواهرانش، با دغدغه‌ها و آرزوهای دوران کودکی و نوجوانی پیش می‌رود. فضای داستان بر بستر سنت‌های محلی، باورهای مذهبی و مناسبات خانوادگی شکل گرفته و با ورود شخصیت اصلی به دوره‌ی نوجوانی و جوانی، ابعاد تازه‌ای از هویت زنانه، عشق، ازدواج و مادرشدن را آشکار می‌کند.

نویسنده با نگاهی جزئی‌نگر و صادقانه، لحظات تلخ و شیرین زندگی زنان را از تولد تا ازدواج و مادری، در کنار جشن‌ها، سوگواری‌ها و آیین‌های محلی روایت می‌کند. ساختار خطی و خاطره‌محور کتاب، همراه با زبان محاوره‌ای و توصیف‌های دقیق، فضای روستا و روابط خانوادگی را به‌خوبی بازتاب می‌دهد و تصویری ملموس از زیست زنانه ارائه می‌کند. خانوم ماه تنها روایت زندگی یک زن نیست، بلکه بازتاب‌دهنده‌ی تجربه‌های جمعی زنان در دل سنت‌ها و تغییرات اجتماعی است.

کتاب خانوم ماه که به تقریظ رهبر معظم انقلاب نیز مزین شده، روایت زندگی شهید شیرعلی سلطانی را از زبان همسر شهید، خانم ناز علی‌نژاد، در خود جای داده و تصویری نزدیک از زندگی و نگاه یک زن روایت‌گر را پیش روی مخاطب می‌گذارد.

متن تقریظ رهبر معظم انقلاب :

بسمه تعالی
ــ این کتاب یکسره عشق و ایمان است. نگارنده تا توانسته با ادبیات شیوا و سلیقه‌ی رنگین خود، از این عشق و ایمان پرده برداری کرده است. ولی هرچه گویم عشق را شرح و بیان  /  چون به عشق آیم خجل باشم از آن. آنچه باید با چشم دل ببینیم بیش از آن است که با چشم صورت خوانده‌ایم. لایه‌های پنهان را جور دیگر باید دید و فهمید. شاید صدای آسمانی حاج شیرعلی در هنگام خواندن دعای کمیل کمکی در این‌باره بکند یا اشکهای همسر شهید بر روی سنگ مزارش. غصه‌های این بانو مرا غصه‌دار کرد، مثل غصه‌ها و قصه‌های همسران و مادران دیگر شهدای عزیز، حالات روحانی و معنوی شهید و داغدارانش را در بسیاری از موارد از پشت پرده اشک خواندم، چنانکه در زندگینامه‌های شهیدان دیگر.

موجود

توضیحات

 

برشی از کتاب :

«زن‌ها یکی‌یکی می‌آمدند و وارد اتاق پشتی می‌شدند نمی‌دانستم دقیقا چه خبر است، اما با خودم خدا خدا می‌کردم مادرم زود خوب شود. حالش بد بود و صدای گریه و داد و فریادش همه‌جا را گرفته بود. نرگس و حاجیه از صدای گریه مادرم به گریه افتاده بودند و هر کدام یک بهانه‌ای می‌گرفتند. نمی‌دانستم آن‌ها را آرام کنم یا برای مادرم دعا کنم. همین‌طورکه حاجیه روی متکا بازی می‌کرد داشتم دعا می‌کردم.

پدرم گفته بود هر وقت یک آرزوی مهم از خدا دارید هفت‌بار سورهٔ حمد، هفت‌بار قل هوالله و چهارده صلوات هدیه به چهارده معصوم بخوانید آرزویتان برآورده می‌شود. نمی‌دانم چندمین قل هوالله بودم که حاجیه خودش را از روی متکا انداخت و با صورت افتاد روی قالی و زد زیر گریه تا دویدم بغلش کنم نرگس دوید در را باز کند برود بیرون، دویدم و آستین قبای آبی گلی‌اش را گرفتم و کشیدم

– کجا می‌خوای بری؟ مگر نگفتم از سرجات تکان نخور.

با لجبازی اخمش را کرد توی هم و گفت: – ولم کن می‌خوام برم پیش مادرم، مادرم داره گریه می‌کنه. می‌خوام برم دکتر بیارم خوبش کنه!

– اما اگر بری نمی‌ذارن بری تو اتاق پشتی، مادر که خوب شد می‌ریم. بیا بشین اینجا مثِ من دعا کن. مادر می‌گوید اینجور موقع‌ها باید فقط دعا کنی!

– من نمی‌خوام دعا کنم من مامانم می‌خوام!»

توضیحات تکمیلی
وزن450 گرم
ناشر
نویسنده
قطع کتابرقعی
تعداد صفحه364
نوع جلدشومیز
سال انتشار1401
نوبت چاپدوم
رده سنیبزرگسال
شابک9789640233887
نظرات (0)

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “خانوم ماه: روایتی از زن بدون هیچ پسوندی”