تنها زیر باران
125,000 تومان10٪ تخفیف112,500 تومان
در این چند ساله که پای مصاحبه با بستگان و همرزمان آقامهدی، خاطراتش را جرعهجرعه مینوشیدم و مثل تمامی آنها که روزگاری را با او گذرانده بودند ذوق بندبند وجودم را پر میکرد، هیچ در باورم نمیگنجید روزی قلم به دست بگیرم و بانی روایت همان خاطرات باشم…
ناموجود
برشی از کتاب تنها زیر باران:
گفت «اعلام کن همه جمع بشن میخوام براشون صحبت کنم.»گفتم «حرف از موندن بزنی خودت رو سبک کردیها. این بندههای خدا از بس سختی کشیدهن و برای عملیات امروز و فردا شنیدهن خسته شدهن.خدای نکرده حرفت رو زمین میزنن. شما فرمانده لشکری، خوب نیست اعتبارت رو از دست بدی.» یک لبخند روی لبهایش کاشت. دست روی شانهام زد و گفت «من از خدا یه آبرو گرفتم همون رو هم خرج راه خودش میکنم. نگران نباش.»
والسلام علیکم را گفته و نگفته صدای صلوات دشت را پر کرد.توی یک چشم به هم زدن دورش شلوغ شد. شلوغ و شلوغتر.از دور هرچه چشم چرخاندم نتوانستم ببینمش.داشتم نگران میشدم که دیدم روی شانه بلندش کردند بردندش توی دل جمعیت.همانهایی که یک صدا ساز رفتن میزدند حالا یک صدا شعار میدادند:
– فرمانده آزاده آمادهایم آماده. فرمانده آزاده آمادهایم…
از آن روز دوماه گذشت تا اولین نیروها رفتند مرخصی.
| وزن | 350 گرم |
|---|---|
| ناشر | حماسه یاران |
| نویسنده | مهدی قربانی |
| قطع کتاب | رقعی |
| تعداد صفحه | 312 |
| نوع جلد | شومیز |
| سال انتشار | 1401 |
| نوبت چاپ | سیزدهم |
| رده سنی | بزرگسال |
| شابک | 9786007874622 |

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.