خورشید که غرق نمی شود
120,000 تومان10٪ تخفیف108,000 تومان
کتاب “خورشید که غرق نمی شود” داستان زندگی یکی از آدم های عجیب است. کسی که بلد بوده قاعده معمول زمان را به هم بریزد و در هجده سالگی بیش تر از عرفای بزرگ خانقاه ها و مجتهدین کهنسال حوزه های علمیه از زندگی درک و شهود داشته باشد. آن قدر که وصیت نامه و یادداشت های روزانه اش هر مدعی فهم و کمالات و ایمانی را به فکر بیندازد که مگر این آدم چند سالش بوده؟
این کتاب به قلم جذاب و توانای خانم فائزه غفارحدادی به رشته تحریر درآمده است.
موجود
برشی از متن کتاب :
یک نفر شناکنان به طرفشان میآمد.
باورش نمیشد؛ ولی خودِ صمد بود. صمد با دیدن شرایط محمد به سرعت جلو آمد و جای یونس را گرفت.
– صمد تو رو خدا سرمو بکن زیر آب. این صدای لعنتی رو قطع کن.
صدای محمد آرام و بریدهبریده بود.
– لوس نکن خودتو! الان با یه چیزی گلوتو میبندم.
اما خودش هم میدانست که کاری از دستش برنمیآید. اشکهایش به پهنای صورتش آمد. یکی از عراقیها بیرون آمد و گلولۀ منوری شلیک کرد. تا چند ثانیه دیگر سطح آب مثل روز روشن میشد. دستش را به لبۀ خورشیدی تکیه داد و با دست دیگرش محمد را در آغوش گرفت. کتفش را گذاشت روی حنجره. صبر کرد منور نزدیک و نزدیکتر شود. دهان محمد درست کنار گوشش بود………
| وزن | 215 گرم |
|---|---|
| ناشر | شهید کاظمی |
| نوع جلد | شومیز |
| تعداد صفحه | 184 |
| سال انتشار | 1399 |
| قطع کتاب | رقعی |
| رده سنی | بزرگسال |
| نویسنده | فائزه غفارحدادی |
| شابک | 9786227177459 |

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.