اعزامی از شهر ری
70,000 تومان10٪ تخفیف63,000 تومان
ناموجود
آن روز غروب 13 سفند سال 1365 بود. وقتی میخواستم سوار آمبولانس شوم برگشتم و پشتسرم را که سمت مغرب بود نگا کردم. آفتاب داشت غروب میکرد. خورشید چنان سرخ رنگ شده بود که گویی از آسمان هم خون میبارید. زمین از خونِ خوبترین فرزندان ین مرز و بوم که شاید تا مدتها بعد چنین جوانانی به خود نبیند سرخ شده و آسمان هم رنگ خون به خود گرفته بود. غروب غم نگیز و حزن آلودی بود. پیکر پاک تعداد زیادی از عزیزانی که مادرانشان چشم انتظارشان بودند ، کمی آنطرف تر جا مانده بود. بغضم گرفت . ولی اشکم نیامد . در آن لحظه آن قدر دنیا را خوار و ذلیل دیدم که هیچ ارزشی بالاتر از خونی که این بزرگ مردان نثار اسلام و آزادی و حفظ تمامیت ارضی و اقتدار این مملکت کرده بودند ، در نظرم وجود نداشت . آن روز فکر میکردم دیگر پایان عمر زمین فرا رسیده و با این همه مصیبت ، محال است زندگی ادامه یابد و بار دیگر خورشید طلوع کند.
| قطع کتاب | رقعی |
|---|---|
| رده سنی | بزرگسال |
| تعداد صفحه | 556 |
| ناشر | سوره مهر |
| نویسنده | سید علی ساجدی |
| شابک | 9786000332396 |
| نوبت چاپ | اول |

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.