درخت معجزه و رزا
18,000 تومان10٪ تخفیف16,200 تومان
ناموجود
در تب، هذیان های شاعرانه زمزمه می کنم؛ مثل آدم های مخمور، وقتی پلک
روی هم گذاشتم، هیچ فکر چشم باز کردن به مخیله ام نیامد؛ مثل یک گنگ که
خواب می بیند و از بیان چیزی که دیده، عاجز است، و تب مرا می سوزاند.
چند روز بعد از این مریضی، یک روز از کنار پرچین باغ، دختر می گذرد، زیبا
راه می رود. شاید این، همان کرشمه شعرهای قدیمی است. دخترک صورتی
کشیده دارد، و چهره ای سفید؛ سفید با خال سیاه در سمت چپ صورت و با این
طور راه رفتن، نمی شود همه خصوصیاتش را به خاطر سپرد.
در گذر او، من سلام می کنم، و او بی هیچ نگاه و جوابی به من، راهش را ادامه
می دهد، ولی من پاهایم از رفتن باز ایستاده است و به دور شدن او خیره می مانم.
او به سمت جاده فرعی و خانه ای تنها که در پایه کوه ساخته شده است
می رود؛ همان جا که بعدها می فهمم مربوط به دو خانواده مهاجر به خوزستان است.
آنها پاییزها به سمت شوش می روند و فصل ییلاق را در خرم آباد می گذرانند.
حیرانم که چطور این همه مدت متوجه چنین دختر زیبایی در این
خانواده نشده ام…
| رده سنی | بزرگسال |
|---|---|
| تعداد صفحه | 80 |
| ناشر | سوره مهر |
| نویسنده | علیرضا کرمی |
| شابک | 9786000329631 |
| نوبت چاپ | اول |

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.