بال های خیس
۱۳,۰۰۰ تومان10٪ تخفیف۱۱,۷۰۰ تومان
بیست و ششم خرداد نود و چهار در راه میدان بهارستان بودم . برای شرکت در مراسم تشیع شهدای غواص تاثری که از شنیدن خبر این واقعه داشتم آنقدر قوی بود که ذهنم در راه لحظه ای از تصویر سازی باز نمی ایستاد . از شب عملیات کربلای چهار . از منورهایی که شب اروندرود را مثل روز روش کردند.از اسارات غواصان جان به در برده و از زنده به گور کردنشان با دستهای بسته وقتی به بهارستان رسیدم و با آن شکوه و خروش بی مانند روبه رو شدم به ناگه جرقه ای به تصاویر پراکنده ی ذهنم انسجام بخشید ؛ که ماحصل آن شد این نمایشنامه.
ناموجود
داریوش روحی کتاب را اینگونه معرفی می کند :
بنده این اثر را ادای دین نمی دانم . چرا که معتقدم هیچ اقدامی نمی تواند جانفشانی های شهدای عزیز غواص را پاسخگو باشد ؛ پاسخی که در شان جایگاه رفیعشان باشد. این متن تنها یک واکنش است . اکنش یک مرد چهل ساله ایرانی که بیست و ششم خرداد ماه نود و چهار ، در وعده گاه بهارستان قطره ای از دریای ملت بود؛ و چونان مسخ شدگان از پی تابوت های سه رنگ گام بر می داشت ؛ و هیچ از حال خودش خبر نداشت.
برشی از کتاب بال های خیس :
حسین : از این به بعد هرچی بیشتر بهش فکر کنی بیشتر میشناسیش.
محسن : چه فایده حاجی ؟ من بهترین دوستم رو از دست دادم.
حسین : نه محسن . آدم وقتی کسی رو از دست می ده که از خاطرش پاک شده باشه مهدی تازه توی وجود تو جوونه زده! مطمئنم تو این جوونه رو توی وجودت حفظ میکنی ؟پرورشش می دی و تبدیلش می کنی به یه درخت سبز و تنومند.
| قطع کتاب | رقعی |
|---|---|
| رده سنی | بزرگسال |
| تعداد صفحه | 138 |
| ناشر | سوره مهر |
| شابک | 9876000306472 |
| نوبت چاپ | اول |

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.