داستان آن کلات
9,000 تومان10٪ تخفیف8,100 تومان
نمایشنامه داستان آن کلات داستان مردمیست که با عقاید مختلف در صلح و برادری با هم زندگی می کنند تا آن گاه که سختی پیش می آید و سختی آنان را به هم بی اعتماد می کنه و بنیان نابودیشان گذاشته می شود و تنها آن که نشان عشق بر دل دارد در اوج درد توان مبارزه دارد و راهی برای آرامش می یابد.
ناموجود
از کتاب :
زلفا: ای سربازان، مرا به نام زلفا بشناسید؛ نوعروسی به یغما رفته که دامادش به حجله ی مرگ نشست. میگویند زلفا به جنون نشسته از غصه رفتن یار. اما شما باور نکنید.
ای سلحشوران، خسته نیستید ازاین همه جنگ؟ آرام نمیخواهید؟ بگذارید آنان بروند!
آرام بگیرید از رزم! میخواهم آرام جانتان باشم، ساقی بزم برایتان! نگاه کنید! حجله ی من خالی است از داماد. اینک، شمایان را به میهمانی و طرب میخوانم در آن.
در این کومه باز است. خوش آمدید!
| قطع کتاب | رقعی |
|---|---|
| رده سنی | بزرگسال |
| تعداد صفحه | 72 |
| ناشر | سوره مهر |
| نویسنده | بهار مومنی, محسن راستی پور |
| شابک | 9786000307141 |
| نوبت چاپ | اول |

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.