درست مثل عمه جان شاعر
12,000 تومان10٪ تخفیف10,800 تومان
نمای نزدیک:عمه جان شاعر، یکی از زیباترین، باهوشترین و دنیادیدهترین عمهزرافههای دنیا است. او چشمهایی با مژههای بلند و زیبا و گردنی کشیده دارد. همیشه سعی میکند گردنش را بیشتر و بیشتر بکشد تا جاهای دور و دورتر را ببیند. داستان «درست مثل عمهجانشاعر» که حول زندگی یک زرافه کوچک اما کنجکاو میگذرد، مفاهیم آموزشی و علمی فراوانی دارد که کودکان با مطالعه کتاب میتوانند، آنها را بیواسطه درک و به عبارت دقیق¬تر لمس کنند. نقطه اتکاء و در واقع الِمان پیش¬برنده داستان این کتاب، تقویت حس کنجکاوی و نیز تجربه کردن و آزمون و خطا در عمل از سوی کودکان است؛ این داستان همچنین یک کارگاه آموزشی خوب برای والدین است تا متوجه شوند که چگونه باید فضایی را برای کودک فراهم کرد که بدون ارتباطی یک طرفه و آمرانه از بالا، او خود آنچه را که در زندگی به آن نیاز دارد، یاد بگیرد؛ مسائلی مانند ادا کردن کلمات، حرف زدن و حتی بالاتر از آن، شعر گفتن. به جرئت میتوان گفت زهره پریرخ در قالب داستانی ساده و البته به کمک تصویرهای زیبایی که امیر خجسته خلق کرده است، به خوبی توانسته به این هدف خود برسد.
ناموجود
نمای میانی:زهره پریرخ متولد 1337 از توابع خراسان است. او که دارای مدرک تحصیلی کارشناسی «مدیریت دولتی» است، از سال 62 مشغول نگارش آثار ادبی و هنری ویژه کودکان و نوجوانان شده و حدود 20 سال است که برای بچهها کتاب مینویسد. پریرخ تاکنون توانسته است قریب به پنجاه اثر را در کارنامه ادبی و هنری خود بگنجاند. او سردبیر مجله «کوشش» هم بوده است؛ مجلهای که به تجربه و امتحان کردن از سوی بچهها میپردازد و دوست ادبیات و بازی است.
نمای دور: زهره پریرخ: نوشتن را از کلاس انشاء شروع کردم. سال دوم دبیرستان بودم که از موضوع ساده «پاییز را توصیف کنید»، جرقه نوشتن در ذهنم به وجود آمد. چون همیشه حس خوبی به پاییز داشتم آن را طوری توصیف کردم که معلممان گفت «می¬شود پاییز را طور دیگری هم توصیف کرد و این نوشته حس تازه¬ای به آدم می¬دهد». این موضوع در ذهنم درخششی شد و فکر کردم که نوشتن مقوله خاصی است که میتواند واقعیت را طوری برای دیگران وصف کند و حس خاصی به¬شان بدهد. بدون اینکه فکر کنم قرار است نویسنده شوم از نوشتن و تصویر کردن خوشم می¬آمد و دنبالش می¬رفتم تا اینکه در دوران دانشجویی وارد کتابخانه کودکان شدم و به شکل خیلی طبیعی این موضوع باعث شد نوشتن را جدی بگیرم و شروع کردم به نوشتن. تصویرگری را هم همزمان شروع کردم. البته در این زمینه تحصیلات نداشتم و بیشتر تجربی کار کردم، ولی شاید به اندازه کلاسهایی که یک دانشجو رفته باشد، در خارج از دانشگاه آموزش دیدم.
از کتاب:پنج وجبی همانطور که دنبال عمهجانشاعر میرفت، سعی کرد درست مثل او گردنش را صاف و کشیده نگه دارد و با چشمهای نیمهباز، آن دورها را نگاه کند. آن دورها، زاغهای سیاه پرواز میکردند. بالاتر توی آسمان، تکهابرهای کوچک، دنبال دوست میگشتند. آن پائینتر، گورخرها میدویدند و خودشان را توی ابری از گرد و خاک قایم میکردند. پنجوجبی از دیدن این چیزها حسابی کیف میکرد. گاه¬گاهی زیرچشمی به عمهجانشاعر نگاه میکرد که با چشمهای نیمهبسته، کرانچ کرانچ سرشاخههای بالای سرش، لب میزد و با صدایی نرم و ملایم شعر میگرفت.
از همین قلم:«تکه کاغذهای رنگی»، «پیراهن بیبی نازنین»، «دستمال خال خالی»، «لولو پشمالو»، «یواش برو، یواش بیا» (همگی از انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان)، «دو فسقلی» (انتشارات مدرسه)، «پیامبر و خروسى که دلتنگ بود» (انتشارات امیرکبیر) و ….
| رده سنی | کودک (ب – ج), نوجوان (ج – د) |
|---|---|
| قطع کتاب | خشتی |
| تعداد صفحه | 27 |
| ناشر | سوره مهر |
| نویسنده | زهره پریرخ |
| شابک | 9786001756368 |
| نوبت چاپ | اول |

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.