تاریخچه مسجد مقدس جمکران (جیبی)
تاریخچه مسجد مقدس جمکران (جیبی) 100,000 تومان10٪ تخفیف90,000 تومان
بازگشت به محصولات
جمکرانیه 2
جمکرانیه 2 3,500 تومان10٪ تخفیف3,150 تومان

تاریخچه مسجد مقدس جمکران

3,000 تومان10٪ تخفیف2,700 تومان

مهم‏ترین پایگاه شیعیان شیفته و عاشقان دل سوخته‏ی حضرت بقیة‏الله، ارواحنا فداه، مسجد مقدس جمکران، در شش کیلومتری شهر مذهبی قم است . مطابق آمار، همه ساله، بیش از دوازده میلیون عاشق دل باخته، از سرتاسر میهن اسلامی و جهان، در این پایگاه معنوی، گرد می‏آیند، نماز تحیت مسجد و نماز حضرت صاحب الزمان، عجل‏الله تعالی فرجه الشریف، را در این مکان مقدس به جای می‏آورند، با امام غایب از ابصار و حاضر در امصار و ناظر بر کردار، راز دل می‏گویند، استغاثه می‏کنند، ندای «یابن الحسن! » سر می‏دهند، از مشکلات مادی و معنوی خود سخن می‏گویند، با دلی خون بار، از طولانی شدن دوران غیبت، شکوه‏ها می‏کنند .

آنان که از شناخت عمیق‏تری برخوردارند، به هنگام تشرف به این پایگاه ملکوتی، همه‏ی حوائج‏شخصی خود را فراموش می‏کنند و همه‏ی مشکلات دست و پاگیر زندگی را به فراموشی می‏سپارند و تنها «ظهور سراسر سرور منجی بشر، امام ثانی عشر، حضرت ولی عصر ، روحی و ارواح العالمین فداه، را مسئلت می‏کنند; زیرا، اگر این حاجت‏برآورده شود، دیگر مشکلی نخواهد ماند، و اگر این حاجت روا نشود، حل دیگر مشکلات، مشکل اساسی را حل نخواهد کرد .

مسجد مقدس جمکران، روز هفدهم رمضان 373 هجری به فرمان حضرت بقیة‏الله، ارواحنا فداه، در کنار روستای جمکران تاسیس شد . تاریخچه‏ی آن – به طوری که در این نوشتار به تفصیل آمده – به دست‏شیخ صدوق (متوفای 381 هجری) در کتاب« مونس الحزین» بیان گردیده و کیفیت نماز تحیت مسجد و نماز استغاثه به حضرت بقیة الله، ارواحنا فداه، در ضمن آن آمده است .

ناموجود

توضیحات

یکی از وظایف شیعیان تجلیل و تکریم اماکن منسوب به وجود مقدس حضرت بقیه الله، ارواحنا فداه، است .

آیه‏الله سید محمد تقی موسوی اصفهانی (متوفای 1348هجری) در کتاب گران سنگ« مکیال المکارم» به هنگام شمارش تکالیف مردم در عصر غیبت می‏نویسند :

شصت و هشتم – بزرگداشت اماکنی که به قدوم آن حضرت زینت‏یافته‏اند، مانند مسجد سهله، مسجد اعظم کوفه، سرداب مقدس، مسجد جمکران و غیر این‏ها از مواضعی که بعضی از صلحا آن حضرت را در آن جاها دیده‏اند یا در روایات آمده است که آن جناب در آن جا توقف دارد، مانند مسجد الحرام [1]

این رهگذر، بر منتظران ظهور و عاشقان مقدم آن امام نور، لازم است که این اماکن را بشناسند و شیوه‏ی تعظیم و تکریم آن‏ها را بیاموزند [2]

1ـ مسجد مقدس جمکران

مهم‏ترین پایگاه شیعیان شیفته و عاشقان دل سوخته‏ی حضرت بقیه‏الله، ارواحنا فداه، مسجد مقدس جمکران، در شش کیلومتری شهر مذهبی قم است . مطابق آمار، همه ساله، بیش از دوازده میلیون عاشق دل باخته، از سرتاسر میهن اسلامی و جهان، در این پایگاه معنوی، گرد می‏آیند، نماز تحیت مسجد و نماز حضرت صاحب الزمان، عجل‏الله تعالی فرجه الشریف، را در این مکان مقدس به جای می‏آورند، با امام غایب از ابصار و حاضر در امصار و ناظر بر کردار، راز دل می‏گویند، استغاثه می‏کنند، ندای «یابن الحسن! » سر می‏دهند، از مشکلات مادی و معنوی خود سخن می‏گویند، با دلی خون بار، از طولانی شدن دوران غیبت، شکوه‏ها می‏کنند .

آنان که از شناخت عمیق‏تری برخوردارند، به هنگام تشرف به این پایگاه ملکوتی، همه‏ی حوائج‏شخصی خود را فراموش می‏کنند و همه‏ی مشکلات دست و پاگیر زندگی را به فراموشی می‏سپارند و تنها «ظهور سراسر سرور منجی بشر، امام ثانی عشر، حضرت ولی عصر ، روحی و ارواح العالمین فداه، را مسئلت می‏کنند; زیرا، اگر این حاجت‏برآورده شود، دیگر مشکلی نخواهد ماند، و اگر این حاجت روا نشود، حل دیگر مشکلات، مشکل اساسی را حل نخواهد کرد .

مسجد مقدس جمکران، روز هفدهم رمضان 373 هجری به فرمان حضرت بقیه‏الله، ارواحنا فداه، در کنار روستای جمکران تاسیس شد . تاریخچه‏ی آن – به طوری که در این نوشتار به تفصیل آمده – به دست‏شیخ صدوق (متوفای 381 هجری) در کتاب« مونس الحزین» بیان گردیده و کیفیت نماز تحیت مسجد و نماز استغاثه به حضرت بقیه الله، ارواحنا فداه، در ضمن آن آمده است .

تاریخچه‏ ی مسجد جمکران

آن چه مسلم است، این است که این مسجد، بیش از یکهزار سال پیش به فرمان حضرت بقیه الله، ارواحنا فداه، در بیداری – نه در خواب – تاسیس گردید و در طول قرون و اعصار، پناهگاه شیعیان و پایگاه منتظران و تجلی‏گاه حضرت صاحب الزمان علیه السلام بوده است .

علامه‏ی بزرگوار، میرزا حسین نوری، (متوفای 1320 هجری) در کتاب ارزش‏مند « نجم ثاقب »- که به فرمان میرزای بزرگ، آن را تالیف کرد و میرزای شیرازی، در تقریظ خود، از آن ستایش فراوان کرد و نوشت: «برای تصحیح عقیده‏ی خود، به این کتاب مراجعه کنند تا از لمعان انوار هدایتش، به سر منزل یقین و ایمان برسند» [3] ) تاریخچه‏ی تاسیس مسجد مقدس جمکران را به شرح زیر آورده است :

شیخ فاضل، حسن بن محمد بن حسن قمی، معاصر شیخ صدوق، در کتاب« تاریخ قم» از کتاب« مونس الحزین فی معرفه الحق و الیقین – از تالیفات شیخ صدوق – بنای مسجد جمکران را به این عبارت نقل کرده است :

شیخ عفیف صالح حسن بن مثله‏ی جمکرانی می‏گوید :

شب سه‏شنبه، هفدهم ماه مبارک رمضان 393 هجری، ( [4] در سرای خود خفته بودم که جماعتی به در سرای من آمدند . نصفی از شب گذشته بود . مرا بیدار کردند و گفتند: «برخیز و امر امام محمد مهدی صاحب الزمان [5] ، صلوات الله علیه، را اجابت کن که ترا می‏خواند .

حسن بن مثله می‏گوید: «من، برخاستم و آماده شدم‏» . چون به در سرای رسیدم، جماعتی از بزرگان را دیدم . سلام کردم . جواب دادند و خوشامد گفتند و مرا به آن جایگاه که اکنون مسجد (جمکران) است، آوردند .

چون نیک نگاه کردم، دیدم تختی نهاده و فرشی نیکو بر آن تخت گسترده و بالش‏های نیکو نهاده و جوانی سی‏ساله، بر روی تخت، بر چهار بالش، تکیه کرده، پیرمردی در مقابل او نشسته، کتابی در دست گرفته، بر آن جوان می‏خواند .

بیش از شصت مرد که برخی جامه‏ی سفید و برخی جامه‏ی سبز بر تن داشتند، بر گرد او روی زمین نماز می‏خواندند .

آن پیرمرد که حضرت خضر علیه السلام بود، مرا نشاند و حضرت امام علیه السلام مرا به نام خود خواند و فرمود: «برو به حسن بن مسلم [6] بگو: «تو، چند سال است که این زمین را عمارت می‏کنی و ما خراب می‏کنیم . پنج‏سال زراعت کردی و امسال دیگرباره شروع کردی، عمارت می‏کنی . رخصت نیست که تو دیگر در این زمین زراعت کنی، باید هر چه از این زمین منفعت‏برده‏ای، برگردانی تا در این موضع مسجد بنا کنند ».

به حسن بن مسلم بگو: «این جا، زمین شریفی است و حق‏تعالی این زمین را از زمین‏های دیگر برگزیده و شریف کرده است، تو آن را گرفته به زمین خود ملحق کرده‏ای ! خداوند، دو پسر جوان از تو گرفت و هنوز هم متنبه نشده‏ای! اگر از این کار بر حذر نشوی، نقمت‏خداوند، از ناحیه‏ای که گمان نمی‏بری بر تو فرو می‏ریزد » .

حسن بن مثله عرض کرد: «سید و مولای من! مرا در این باره، نشانی لازم است; زیرا، مردم، سخن مرا بدون نشانه و دلیل نمی‏پذیرند».

امام علیه السلام فرمود: «تو برو رسالت‏خود را انجام بده . ما، در این جا، علامتی می‏گذاریم که گواه گفتار تو باشد . برو به نزد سید ابوالحسن، و بگو تا برخیزد و بیاید و آن مرد را بیاورد و منفعت چند ساله را از او بگیرد و به دیگران دهد تا بنای مسجد بنهند، و باقی وجوه را از رهق [7] به ناحیه‏ی اردهال که ملک ما است، بیاورد، و مسجد را تمام کند، و نصف رهق را بر این مسجد وقف کردیم که هر ساله وجوه آن را بیاورند و صرف عمارت مسجد کنند .

مردم را بگو تا به این موضع رغبت کنند و عزیز بدارند و چهار رکعت نماز در این جا بگذارند: دو رکعت تحیت مسجد، در هر رکعتی، یک بار «سوره‏ی حمد» و هفت‏بار سوره‏ی « قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ ‏ » بخوانند و تسبیح رکوع و سجود را، هفت‏بار بگویند .

و دو رکعت نماز صاحب الزمان بگذارند، بر این نسق که در [ هنگام خواندن سوره‏ی ] حمد چون به « إِیّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیّاکَ نَسْتَعینُ ‏» برسند، آن را صد بار بگویند، و بعد از آن ، فاتحه را تا آخر بخوانند . رکعت دوم را نیز به همین طریق انجام دهند . تسبیح رکوع و سجود را نیز هفت‏بار بگویند . هنگامی که نماز تمام شد، تهلیل (یعنی، لا اله الا الله) [8] بگویند و تسبیح فاطمه‏ی زهرا علیها السلام را بگویند . آن گاه سر بر سجده نهاده، صد بار صلوات بر پیغمبر و آلش، صلوات الله علیهم، بفرستند .

و این نقل، از لفظ مبارک امام علیه السلام است که فرمود :

« فمن صلاهما، فکانما صلی فی البیت العتیق ؛ »

هر کس، این دو رکعت [ یا این دو نماز ] را بخواند، گویی در خانه‏ی کعبه آن را خوانده است . .

حسن بن مثله می‏گوید: «در دل خود گفتم که تو این جا را یک زمین عادی خیال می‏کنی، این جا مسجد حضرت صاحب الزمان علیه السلام است .

پس آن حضرت به من اشاره کردند که برو !

چون مقداری راه پیمودم، بار دیگر مرا صدا کردند و فرمودند: «در گله‏ی جعفر کاشانی – چوپان – بزی است، باید آن بز را بخری . اگر مردم پولش را دادند، با پول آنان خریداری کن، وگرنه پولش را خودت پرداخت کن . فردا شب آن بز را بیاور و در این موضع ذبح کن . آن گاه روز چهارشنبه [9] هجدهم ماه مبارک رمضان، گوشت آن بز را بر بیماران و کسانی که مرض صعب‏العلاج دارند، انفاق کن که حق تعالی همه را شفا دهد

آن بز، ابلق است . موهای بسیار دارد . هفت نشان سفید و سیاه، هر یکی به اندازه‏ی یک درهم، در دو طرف آن است که سه نشان در یک طرف و چهار نشان در طرف دیگر آن است .

آن گاه به راه افتادم . یک بار دیگر مرا فرا خواند و فرمود: «هفت روز یا هفتاد روز در این محل اقامت کن‏ [10]

حسن بن مثله می‏گوید: « من، به خانه رفتم و همه‏ی شب را در اندیشه بودم تا صبح طلوع کرد . نماز صبح خواندم و به نزد علی منذر رفتم و آن داستان را با او در میان نهادم .

همراه علی منذر، به جایگاه دیشب رفتیم . پس او گفت: «به خدا سوگند که نشان و علامتی که امام علیه السلام فرموده بود، این جا نهاده است و آن، این که حدود مسجد، با میخ‏ها و زنجیرها مشخص شده است » .

آن گاه به نزد سید ابوالحسن الرضا رفتیم . چون به سرای وی رسیدیم، غلامان و خادمان ایشان گفتند :

« شما از جمکران هستید؟» . گفتیم: «آری .» . پس گفتند: «از اول بامداد، سید ابوالحسن در انتظار شما است . »

پس وارد شدم و سلام گفتم . جواب نیکو داد و بسیار احترام کرد و مرا در جای نیکو نشانید . پیش از آن که من سخن بگویم، او سخن آغاز کرد و گفت: «ای حسن بن مثله! من خوابیده بودم . شخصی در عالم رؤیا به من گفت :

« شخصی به نام حسن بن مثله، بامدادان، از جمکران پیش تو خواهد آمد . آن چه بگوید، اعتماد کن و گفتارش را تصدیق کن که سخن او، سخن ما است . هرگز، سخن او را رد نکن . » از خواب بیدار شدم و تا این ساعت در انتظار تو بودم .

حسن بن مثله، داستان را مشروحا برای او نقل کرد . سید ابوالحسن، دستور داد بر اسب‏ها زین نهادند . سوار شدند . به سوی ده (جمکران) رهسپار گردیدند .

چون به نزدیک ده رسیدند، جعفر شبان را دیدند که گله‏اش را در کنار راه به چرا آورده بود . حسن بن مثله، به میان گله رفت . آن بز که از پشت‏سر گله می‏آمد، به سویش دوید . حسن بن مثله، آن بز را گرفت و خواست پولش را پرداخت کند که جعفر گفت : « به خدا سوگند! تا به امروز، من این بز را ندیده بودم و هرگز در گله‏ی من نبود، جز امروز که در میان گله، آن را دیدم و هر چند خواستم که آن را بگیرم، میسر نشد » .

پس آن بز را به جایگاه آوردند و در آن جا سر بریدند .

سید ابوالحسن الرضا به آن محل معهود آمد و حسن بن مسلم را احضار کرد و منافع زمین را از او گرفت .

آن گاه وجوه رهق را نیز از اهالی آن جا گرفتند و به ساختمان مسجد پرداختند و سقف مسجد را با چوب پوشانیدند .

سید ابوالحسن الرضا ، زنجیرها و میخ‏ها را به قم آورد و در خانه‏ی خود نگهداری کرد . هر بیمار صعب العلاجی که خود را به این زنجیرها می‏مالید، در حال، شفا می‏یافت .

ابوالحسن محمد بن حیدر گفت: «به طور مستفیض شنیدم، پس از آن که سید ابوالحسن الرضا وفات کرد و در محله‏ی موسویان (خیابان آذر فعلی) مدفون شد، یکی از فرزندانش بیمار گردید . داخل اطاق شده سر صندوق را برداشت زنجیرها و میخ‏ها را نیافت » .

منبع‏ شناسی مسجد جمکران

منابع تاسیس مسجد مقدس جمکران به فرمان حضرت صاحب الزمان، ارواحنا فداه، بر اساس تسلسل زمانی، به شرح زیر است :

1- نخستین کسی که این داستان را در کتاب خود آورده، ابوجعفر محمد بن علی بن بابویه، مشهور به شیخ صدوق (متوفای 381 هجری) است . ایشان، مشروح آن را در کتاب «مونس الحزین فی معرفه الحق و الیقین» درج کرده است .

با توجه به این که تاسیس این مسجد در عصر شیخ صدوق‏رحمه الله واقع شده، و ایشان در قم زندگی می‏کرد، طبعا، همه‏ی جزئیات آن را بدون واسطه از حسن بن مثله، و سید ابوالحسن الرضا و دیگر شاهدان عینی، شنیده و نقل کرده است .

کتاب مونس الحزین، همانند ده‏ها اثر گران‏بهای دیگر شیخ صدوق، در طول زمان، از بین رفته و به دست ما نرسیده است .

2- حسن بن محمد بن حسن قمی، معاصر شیخ صدوق، صاحب کتاب گران سنگ« تاریخ قم» ، شرح آن واقعه را از کتاب شیخ صدوق نقل کرده است .

کتاب تاریخ قم در عصر شیخ صدوق، به سال 378 هجری، در بیست‏باب به رشته‏ی تحریر در آمده است .

3- حسن بن علی بن حسن بن عبدالملک قمی، به سال 865 هجری آن را به فارسی ترجمه کرده است .(الذریعه، ج 3، ص 276 ) .

4- متن عربی کتاب، به دست مولی محمد باقر مجلسی، (متوفای 1110 هجری) نرسیده، ولی ترجمه‏ی فارسی آن به دست ایشان رسیده [ بحار، ج 1، ص 42 ] و احادیث مربوط به قم را در جلد «السماء و العالم‏» از آن روایت کرده است [11]

5ـ سید نعمت‏الله جزائری، صاحب « انوار نعمانیه» (متوفای 1112 هجری) ترجمه‏ی فارسی آن را دیده و داستان تاسیس مسجد مقدس جمکران را با خط خود، از آن استنساخ کرده است (بحار، ج53، ص 254 ) .

6ـ شاگرد فرزانه‏ی علامه مجلسی، میرزا عبدالله افندی، (متوفای 1130 هجری) نسخه‏ای از ترجمه‏ی فارسی آن را در بیست ‏باب، در قم مشاهده کرده و گزارش آن را در تالیف گران‏بهای خود آورده و تصریح کرده که این ترجمه، به سال 865 هجری، به دستور خواجه فخرالدین ابراهیم، انجام یافته است .(ریاض العلماء، ج 1، ص 319 ).

7ـ سید امیر محمد اشرف ، معاصر و شاگرد علامه مجلسی، صاحب کتاب « فضائل السادات »، (متوفای 1145 هجری) متن عربی آن را دیده و از آن نقل کرده است .(جنه الماوی، ص 47 ).

8 ـ سید محمد بن محمد بن هاشم رضوی قمی، به سال 1179 هجری، بنا به خواهش محمد صالح معلم قمی، کتابی در این رابطه تالیف کرده و آن را «خلاصه البلدان» نام نهاده است . این کتاب، احادیث مربوط به شرافت قم و تاریخچه‏ی تاسیس مسجد مقدس جمکران را دربر دارد .(الذریعه، ج 7، ص 216 ).

9ـ شایسته‏ی تامل است که آقا محمد علی کرمانشاهی، فرزند وحید بهبهانی، (متوفای 1216 هجری) به متن عربی تاریخ قم دسترسی داشته و در حاشیه‏ی خود بر کتاب« نقد الرجال» تفرشی، شرح حال «حسن بن مثله‏» و خلاصه‏ی داستان تاسیس مسجد مقدس جمکران را به نقل از متن عربی آن آورده است .(بحار، ج 53، ص 234 ).

10ـ محقق و متتبع بی‏نظیر، میرزا حسین نوری، متوفای 1320 هجری، پس از جست و جوی فراوان، به هشت‏باب از ترجمه‏ی تاریخ قم دست‏یافته (جنه الماوی، ص 47 و بحار، ج 53، ص 234) و مشروح داستان تاسیس مسجد مقدس جمکران را از ترجمه‏ی تاریخ قم، از روی دست‏خط سید نعمت الله جزائری، در آثار ارزش‏مند خود آورده است :

1ـ جنه الماوی، چاپ بیروت، دارالمحجه البیضاء، 1412 هجری، ص 42- 46 .

2ـ همان، به پیوست، بحار الانوار، چاپ بیروت، مؤسسه الوفاء، 1403 هجری، ج 53، ص 234ـ. 230 .

3ـ نجم ثاقب، چاپ تهران، علمیه‏ی اسلامیه، بی‏تا، ص 212- 215 .

4ـ کلمه‏ی طیبه، چاپ سنگی، بمبئی، 1303 هجری، ص 337 .

5ـ مستدرک الوسائل، چاپ قم، مؤسسه‏ی آل‏البیت علیهم السلام، 1407 هجری، ج 3، ص 432 و447 .

11ـ شیخ محمد علی کچویی قمی (متوفای 1335 هجری) مشروح آن را از کتاب‏های خلاصه البلدان، نجم ثاقب، کلمه‏ی طیبه، در کتاب ارزش‏مند انوار المشعشعین، چاپ قم، کتابخانه آیه‏الله مرعشی، 1423 هجری، ج اول، ص 441- 449 (چاپ سنگی 1327 هجری، جلد اول، ص 184- 189)، نقل کرده است .

12ـ حاج شیخ علی یزدی حائری (متوفای 1333 هجری) مشروح آن را در کتاب « الزام الناصب » ، چاپ بیروت، مؤسسه‏ی اعلمی، 1397 هجری، جلد دوم، ص 58- 62، به نقل از محدث نوری، از ترجمه‏ی تاریخ قم آورده است .

13ـ همه‏ی کسانی که بعد از محدث نوری درباره‏ی تاریخ قم کتاب نوشته‏اند، مشروح داستان تاسیس مسجد مقدس جمکران را از ایشان نقل کرده‏اند . شیخ محمد حسن ناصر الشریعه، متوفای 1380 هجری، در تاریخ قم، چاپ قم، مؤسسه‏ی مطبوعاتی دارالعلم، 1342 شمسی، ص 147- 156، یکی از آن افراد است .

14ـ همه‏ی علمای معاصر که در این رابطه کتاب نوشته‏اند، همانند علامه‏ی معاصر آیه‏الله حاج شیخ محمد غروی، در کتاب گران سنگ« المختار من کلمات الامام المهدی علیه السلام» ، چاپ قم، 1414 هجری، جلد یکم، ص 440- 448، نیز به این واقعه اشاره کرده است .

15ـ در این اواخر، در کتاب‏های مستقل و مستندی – مانند موارد زیر – به شرح و بسط داستان تاسیس مسجد مقدس جمکران پرداخته شده است :

1ـ تاریخ بنای مسجد جمکران؛

2ـ تاریخ مسجد مقدس جمکران؛

3ـ تاریخچه‏ی بنای مسجد جمکران؛

4ـ توجه امام زمان به مسجد جمکران ؛

5ـ توشه‏ی مسجد جمکران ؛

6ـ در بارگاه منتظر ؛

7ـ در حریم جمکران ؛

8ـ سیمای مسجد جمکران ؛

9ـ فیض حضور برای گمشدگان ؛

10ـ مباحثی چند درباره‏ی مسجد جمکران ؛

11ـ مسجد مقدس جمکران ؛

12ـ مسجد جمکران المقدس ؛

13ـ مسجد صاحب الزمان ؛

14ـ معجزه‏ی مسجد جمکران ؛

برای کسب معلومات وسیع‏تر در مورد آثار یاد شده، به کتابنامه‏ی حضرت مهدی علیه السلام تحت عناوین فوق، مراجعه فرمایید .

نظر مرحوم آیه‏الله حائری در باره‏ی مسجد جمکران

در آخرین فراز از بخش مسجد مقدس جمکران، متذکر می‏شویم که اگر بخواهیم نظر مراجع گذشته و معاصر را در مورد مسجد مقدس جمکران یاد آور شویم، به تالیف کتاب مستقلی در این رابطه ناگزیر خواهیم بود . لذا این موضوع را به فرصت دیگری موکول می‏کنیم . این بخش را با بیان نظر مرحوم آیه‏الله حاج شیخ مرتضی حائری (متوفای 24 جمادی الثانیه 1406 هجری) که همگان با مقام رفیع علمی و تقوایی ایشان، آشنا هستند، حسن ختام می‏بخشیم .

مرحوم آیه الله حائری، کتاب ارزش‏مندی دارند که این نویسنده، آن کتاب را از محضر معظم له امانت گرفتم و با اجازه‏ی ایشان زیراکس کردم .

هنگامی که دست نویس‏های ایشان را به محضر مقدس ایشان بردم، از خدمت‏شان پرسیدم: «آیا برای نقل مطالب این کتاب، مجاز هستم؟» . ایشان، ضمن این که اجازه دادند، فرمودند: «من، در این کتاب ، فقط مطالبی را آوردم که بر صحت آن‏ها اعتقاد دارم و می‏توانم بر صحت آن‏ها قسم حضرت عباس بخورم » .

مرحوم آیه‏الله حائری، در این کتاب می‏فرمایند :

مسجد جمکران، یکی از آیات باهرات آن حضرت است . توضیح این مطلب، در ضمن چند جهت – که شاید خیلی‏ها از آن غافل باشند – مذکور می‏شود :

1ـ داستان مسجد جمکران که در بیداری واقع شده، در کتاب تاریخ قم که کتاب معتبری است، از صدوق، علیه الرحمه، نقل شده است .

مرحوم آقای بروجردی که مرد دقیق و ملایی بود، می‏فرمود: «این داستان، در زمان صدوق، علیه الرحمه، واقع شده و این که او نقل کرده است، دلالت‏بر کمال صحت آن دارد .

2ـ داستان، مشتمل بر جریانی است که مربوط به یک نفر نیست، برای این که صبح که مردم بیدار می‏شوند، می‏بینند با زنجیر، علامت گذاشته شده است که مردم باور کنند . و این زنجیر، مدتی در منزل سید محترمی، ظاهرا به نام سید ابوالحسن الرضا، بوده است و مردم به آن استشفاء می‏کرده‏اند و بعدا، بدون هیچ جهت طبیعی، مفقود می‏شود .

3ـ جای دور از شهر و در وسط بیابان، جایی نیست که مورد جعل یک فرد جمکرانی بشود، آن هم دست تنها، در یک شب ماه رمضان .

4ـ نوعا، مردم عادی، به واسطه‏ی خواب، یک امامزاده را معین می‏کنند و مسجد، از تصور مردم عادی، دور است .

5ـ اگر پیدایش این مسجد روی احساسات مذهبی و علاقه‏ی مفرط به حضرت صاحب الامر علیه السلام بود، می‏بایست‏سراسر، توسل به آن بزرگوار باشد، چنان که در این عصر، مردم، بیش‏تر، زیارت حضرت‏اش را در آن مسجد می‏خوانند و متوسل به آن حضرت می‏شوند، در صورتی که در این دستور معنوی، اصلا، اسمی از آن حضرت نیست، حتی تا به حال هم بیش‏تر معروف به مسجد جمکران است، نه مسجد صاحب الزمان .

6ـ متن دستور، موافق با ادله‏ی دیگر است؛ برای این که هم نماز تحیت مسجد وارد شده است و هم نماز امام زمان علیه السلام با صد بار «ایاک نعبد و ایاک نستعین‏» و هم تهلیل و تسبیح فاطمه‏ی زهرا، سلام‏الله علیها .

7ـ این دو داستان که نقل شد، مشهود و یا مثل مشهود خودم بود [12] و داستان‏های دیگری هست که فعلا تمام خصوصیات آن را در نظر ندارم . بعدا، ان شاءالله، تحقیق کرده، در این دفتر، باذنه تعالی، ذکر می‏کنم .

8ـ در آن موقع که زمین، این قدر بی‏ارزش بوده است، فقط یک مساحت کوچکی را مورد این دستور قرار داده‏اند، که ظاهرا حدود سه چشمه از مسجد فعلی است که در زمان ما خیلی بزرگ شده است: ظاهرا، آن چشمه‏ای که در آن، محراب هست، و دو چشمه‏ی طرفین باشد .

نگارنده که خالی از وسوسه نیستم و خیلی به نقلیات مردم خوش‏بین نیستم، از این عبارات، به صحت این مسجد مبارک قطع دارم . والحمدلله علی ذالک و علی غیره من النعم التی لاتحصی [13] . پیشگویی امیر مؤمنان علیه السلام از مسجد جمکران

مطابق نقل خلاصه البلدان از کتاب مونس الحزین شیخ صدوق، امیر مؤمنان علیه السلام از مسجد مقدس جمکران سخن گفته است .

محمد بن محمد بن هاشم حسینی رضوی قمی، به تقاضای مولی محمد صالح قمی، به سال1176هجری، در باره‏ی فضیلت‏شهر قم و تاریخچه‏ی تاسیس مسجد مقدس جمکران، کتاب ارزش‏مندی تالیف و آن را« خلاصه البلدان» نام نهاده است .

شیخ آقا بزرگ تهرانی، این کتاب را مشاهده کرده و گزارش آن را در« الذریعه» آورده است [14]

مرحوم کاتوزیان، این کتاب را در اختیار داشته، فرازهایی از این کتاب را در کتاب «انوار المشعشعین »آورده است .

وی، در این رابطه، حدیثی از امیر مؤمنان علیه السلام آورده، که فرازهایی از آن را در این جا می‏آوریم و علاقه‏مندان به تفصیل بیش‏تر را به کتاب انوار المشعشعین رهنمون می‏شویم . او می‏گوید :

در کتاب خلاصه البدان از کتاب مونس الحزین – از تصنیفات شیخ صدوق – با سند صحیح و معتبر، از امیر مؤمنان علیه السلام روایت کرده که خطاب به حذیفه فرمود: «ای پسر یمانی! در اول ظهور، خروج نماید قائم آل محمد علیه السلام از شهری که آن را قم گویند )[15] و مردم را دعوت به حق می‏کند، همه‏ی خلائق از شرق و غرب، به آن شهر روی آورند و اسلام، تازه شود …

ای پسر یمانی! این زمین، مقدس است، از همه‏ی لوث‏ها، پاک است …

عمارت آن، هفت فرسنگ در هشت فرسنگ باشد . رایت وی بر این کوه سفید بزنند، به نزد دهی کهن، که در جنب مسجد است، و قصری کهن – که قصر مجوس است – و آن را «جمکران‏» خوانند . از زیر یک مناره‏ی آن مسجد بیرون آید، نزدیک آن جا که آتش‏خانه‏ی گبران بوده … [16]

از این حدیث‏شریف، استفاده می‏شود به طوری که مسجد سهله در دوران ظهور حضرت بقیه‏الله، ارواحنا فداه، پایگاه آن حضرت خواهد بود، مسجد مقدس جمکران نیز در عصر ظهور، جایگاه خاصی دارد و پایگاه دیگری برای آن حضرت است .

مرحوم کاتوزیان، پس از نقل متن کامل حدیث، به شرح و تفسیر آن پرداخته، در باره‏ی کوه سفید و قصر مجوس و دیگر تعبیرهایی که در حدیث‏شریف آمده و ما به جهت اختصار نیاوردیم، به تفصیل، سخن گفته است [17]

خوانندگان گرامی، توجه دارند که احادیث ملاحم، چندان نیازی به تحقیق در سند ندارند; زیرا، جز معصومان علیهم السلام که با سرچشمه‏ی وحی مربوط بودند، شخص دیگری نمی‏توانست‏خبری بگوید که صدها سال بعد تحقق پیدا کند .

روزی که امیرمؤمنان علیه السلام به حذیفه از مسجد جمکران خبر می‏داد، در سرزمین حجاز و عراق، کمتر کسی نام قم را شنیده بود، لذا می‏بینیم که در احادیث فراوانی، به هنگام بحث از قم، به «در نزدیکی ری‏» تعبیر شده تا به این وسیله، موقعیت جغرافیایی شهر قم، برای اصحاب ائمه علیهم السلام روشن گردد .

از این رهگذر، احتمال نمی‏رود که احدی از مردم حجاز، نام جمکران را به عنوان یکی از دهات قم شنیده باشد .

نکات ریزی که در مورد قصر مجوس و آتش‏خانه‏ی گبران آمده، مطلبی نبود که در حجاز و عراق، کسی از آن آگاه باشد .

به هنگام صدور این حدیث از مولای متقیان علیه السلام، کسی نمی‏توانست پیش‏بینی کند که در کنار ده جمکران، در آینده، مسجدی ساخته خواهد شد و با حضرت بقیه‏الله (عج) – که آن روز متولد نشده بود – ارتباط خواهد داشت .

هنگامی که شیخ صدوق، این حدیث را در کتاب مونس الحزین درج می‏کرد، بدون تردید، این مسجد، مناره نداشت .

هنگامی که صاحب خلاصه البلدان، در قرن دوازدهم، این حدیث را از مونس الحزین نقل می‏کرد، باز هم مسجد مقدس جمکران، مناره‏ای نداشت; زیرا، برای نخستین بار، در سال 1318 هجری، یک مناره در زاویه‏ی جنوب شرقی مسجد ساخته شد [18]

هنگامی که مرحوم کاتوزیان، این حدیث را در کتاب انوار المشعشعین می‏نوشت، مسجد جمکران، فقط یک مناره داشت و تا چند سال پیش نیز به همین منوال بود، ولی در این حدیث آمده است که «از زیر یک مناره‏ی آن، مسجد، بیرون آید» .[19]

این تعبیر، صریح است در این که به هنگام ظهور حضرت بقیه‏الله، ارواحنا فداه، مسجد مقدس جمکران، بیش از یک مناره خواهد داشت، در حالی که به هنگام چاپ کتاب (1327 هجری) مسجد، فقط یک مناره داشت .

معجزات حضرت بقیه الله علیه السلام در مسجد مقدس جمکران

کرامات و معجزات و عنایاتی که از ائمه‏ی اطهار علیهم السلام صادر گشته و از سوی راویان مورد اعتماد روایت‏شده، و در کتاب‏های مورد استناد ثبت گردیده، منحصر به صدر اسلام و قرون اولیه‏ی اسلام نیست ، بلکه هر روز در گوشه و کنار جهان ، بویژه در حرم ائمه‏ی هدی علیهم السلام معجزات و کرامات تازه‏ای تحقق می‏یابد که دلیل حقانیت پیشوایان شیعه ، و مایه‏ی دل گرمی شیعیان است .

هر یک از شما، یک یا چند معجزه در حرم مطهر ثامن الحجج امام علی بن موسی الرضا علیه السلام دیده و یا شنیده‏اید .

اکنون که دوران فرمانروایی حضرت بقیه الله، ارواحنا فداه، است، همه روزه ، ده‏ها نفر در اقطار و اکناف جهان، با توسل به ذیل عنایت آن حضرت علیه السلام ، از امراض صعب‏العلاج و دیگر گرفتاری‏های خانمان ‏سوز، به طور معجزآسا ، رهایی می‏یابند و برای همیشه ، خود را رهین عنایت آن حضرت می‏دانند .

در این جا، یکی از این کرامت‏ها را که در شب دوازدهم جمادی‏الاولی 1414 هجری، در مسجد مقدس جمکران، برای یک کودک سیزده ساله‏ی زاهدانی روی داد ، برای نورانیت قلب خوانندگان گرامی می‏آوریم .

این کودک، سعید چندانی، دانش‏آموز کلاس پنجم ابتدایی است که در دبستان محمد علی فائق، در زاهدان ، مشغول تحصیل است .

سعید، در یک خانواده‏ی مذهبی، در زاهدان متولد شده و بر شیوه‏ی عقاید اهل تسنن تربیت‏یافته است .

مادر سعید، اگر چه از لحاظ نسب، به خاندان عصمت و طهارت منسوب است، ولی او نیز سنی حنفی است .

سعید ، یک سال و هشت ماه پیش از تاریخ یاد شده، در یک تعمیرگاه ماشین، پایش می‏لغزد و به چاهی که روغن و فاضلاب تعمیرگاه در آن می‏ریخته می‏افتد، و جراحت‏های مختلفی بر بدنش وارد می‏شود . این جراحت‏ها، بهبود می‏یابد، ولی غده‏ای در ناحیه‏ی شکم پدید می‏آید . نخست، خیال می‏کنند که فتق است، ولی با گذشت چند ماه، پزشکان معالج، اظهار می‏کنند که غده‏ی سرطانی است و باید او را برای معالجه به تهران ببرند .

او را به تهران می‏آورند و در «بیمارستان هزار تختخوابی‏» بستری می‏کنند . پس از نمونه‏برداری و احراز غده‏ی بدخیم سرطانی، او را به «بیمارستان الوند» منتقل می‏کنند و غده‏ای به وزن یک کیلو و نیم از شکم او بیرون می‏آورند، ولی در مدت کوتاهی، جای غده ، پر می‏شود . پزشکان ، اظهار می‏کنند که با این رشد سریع غده ، دیگر کاری از ما ساخته نیست .

مادر سعید ، شبی در خواب می‏بیند که به او می‏گویند: «سعید را به مسجد جمکران ببرید » .

طبعا، یک زن سنی، نمی‏داند که مسجد جمکران کجا است ، ولی هنگامی که خوابش را برای دیگران نقل می‏کند ، او را به مسجد جمکران قم راهنمایی می‏کنند .

وی ، سعید را با دیگر فرزندش، محمد نعیم، به قم می‏آورد و بلافاصله به مسجد مقدس جمکران مشرف می‏شوند .

سعید ، روز سه‏شنبه یازدهم جمادی الاولی 1414 هجری ساعت ‏یک و نیم بعدازظهر، وارد مسجد جمکران می‏شود . خدام مسجد ، وضع او را که به این منوال می‏بینند، او را در اتاق شماره‏ی هشت زایرسرای مسجد ، اسکان می‏دهند .

مادر سعید ، اعمال مسجد را فرا می‏گیرد، با پسرش، محمد نعیم، اعمال مسجد را انجام می‏دهد ، آن گاه عریضه‏ای تهیه می‏کند و آن را در چاه می‏اندازد ، و با دلی سرشار از امید ، به ذیل عنایت‏حضرت بقیه‏الله، ارواحنا فداه ، متوسل می‏شود .

شب، فرا می‏رسد و عاشقان حضرت بقیه‏الله، ارواحنا فداه، طبق رسم سنواتی که شب‏های چهارشنبه، از راه‏های دور و نزدیک، به مسجد مقدس جمکران مشرف می‏شوند، دسته دسته می‏آیند، در مسجد ، به عبادت و نیایش می‏پردازند .

مشاهده‏ی این شور و هیجان مردم، در دل مادر سعید ، طوفانی ایجاد می‏کند . او نیز همراه ده‏ها هزار زایر به عبادت و دعا و تضرع می‏پردازد و شفای فرزندش را از حضرت بقیه‏الله، ارواحنا فداه ، با اصرار و الحاح مسئلت می‏کند .

هنگامی که به اتاق مسکونیش در زایر سرای مسجد می‏آید ، دو نفر از خادمان با اخلاص، به اطاق او می‏آیند و در آنجا عزاداری می‏کنند و برای شفای سعید ، به طور دسته جمعی، دست‏به دعا برمی‏دارند .

سعید می‏گوید :

درست ، ساعت ‏سه‏ بعد از نیمه شب بود که در عالم رؤیا دیدم نوری از پشت دیوار ساطع شد و به طرف من به راه افتاد .

او، یک انسان بود، ولی من، از او، فقط نور خیره کننده‏ای می‏دیدم که آهسته آهسته به من نزدیک می‏شد .

من، ابتدا، مضطرب شدم، ولی سعی کردم که بر خودم مسلط شوم . هنگامی که نور به من رسید، به ناحیه‏ی سینه و شکم من اصابت کرد و برگشت .

من، از خواب بیدار شدم و چیزی متوجه نشدم و باز هم خوابیدم . صبح که از خواب برخاستم، سعی کردم که خودم را به عصایم نزدیک کنم و عصا را بردارم، ناگاه متوجه شدم که بدنم سبک شده و آن حالت درد شدید، به کلی، از من رفع شده است .

در آن وقت، متوجه شدم که شفا یافته‏ام و آن نور، وجود مقدس حضرت صاحب الزمان علیه السلام بوده است » .

این معجزه‏ی باهر و کرامت ظاهر، در شب چهارشنبه دوازدهم جمادی الاولی 1414 هجری برابر با پنجم آبان 1372 خورشیدی رخ داد .

سعید ، با مادر و برادر خود، سه شب ، در زائرسرای مسجد اقامت کردند . شب سوم که شب جمعه بود، عنایت دیگری شد که این بار، در بیداری انجام پذیرفت . اینک، متن آن واقعه را از زبان سعید بشنوید :

شب جمعه، در اتاق شماره‏ی هشت نشسته بودم و مادرم مشغول تلاوت قرآن بود . احساس کردم که شخصی در کنار من نشست و برای من، رهنمودها و دستورالعمل‏هایی را بیان فرمود .

چون سخنانش تمام شد، برگشتم و کسی را ندیدم . از مادرم پرسیدم که: «مادر! با من بودی؟» . گفت: «من، قرآن می‏خواندم، با تو نیستم .» . پرسیدم: «پس این کی بود که با من سخن می‏گفت؟» . مادرم گفت: «کسی در این جا نیست » .

در آن موقع، پتو را بر سرم کشیدم و هر چه به مغزم فشار آوردم که مطالب آن شخص را به خاطر بیاورم، چیزی به یادم نیامد .

روز جمعه، سعید و مادرش، به تهران باز می‏گردند و به بیمارستان الوند مراجعه می‏کنند . پس از عکس‏برداری، معلوم می‏شود که سعید، صحیح و سالم است و از غده‏ی بدخیم سرطانی، هیچ خبری نیست .

بدین گونه، این کودک سعادت‏مند – که به حق، «سعید» نامگذاری شده – از معجزات باهر حضرت ولی عصر، ارواحنا فداه، بهبودی کامل خود را در می‏یابد .

دو هفته بعد (شب چهارشنبه بیست و پنجم جمادی الاولی برابر با 19/8/72) سعید ، با مادرش و برادرش محمد نعیم، به جمکران آمده بود تا پیشانی ادب بر آستان مسجد حضرت صاحب الزمان علیه السلام بساید و از محضر مولا و مقتدایش تشکر کند . خوش‏بختانه، حقیر هم در مسجد بودم و از داستان شفا یافتن او آگاه بودم . با او به دفتر مسجد رفتم و در حضور ده‏ها نفر از دوستان ، مطالب بالا را از زبان سعید بدون واسطه شنیدم .

مادرش، از خوش‏حالی، در پوست‏خود نمی‏گنجید و بر حضرت بقیه‏الله، ارواحنا فداه، پیوسته درود می‏فرستاد و سخنانی می‏گفت که از یک فرد سنی مذهب بسیار جالب بود . مثلا می‏گفت: «من نمی‏دانم الآن امام زمان علیه السلام کجا است: آیا در دریاها ، کشتی‏ها را نجات می‏دهد و یا در آسمان‏ها، هواپیماها را نجات می‏دهد؟ » .

سعید، در این سفر، با کوله‏باری از پرونده‏های پزشکی و عکس‏ها و آزمایش‏ها آمده بود، که آنان را به مشتاقان ارائه دهد . از اسناد پزشکی او، مسئولان مسجد، فیلم برداری کردند . از خود سعید و مادرش نیز فیلم‏برداری شد، و سخنانشان ضبط گردید . بی‏گمان ، خانواده‏ی «چندانی‏» در میان خانواده‏های معتقد اهل سنت، مبلغ صمیمی و بی‏قرار حضرت بقیه‏الله، عجل الله تعالی فرجه الشریف ، خواهند بود .

جمکران، میعادگاه عاشقان

در طول سال، شب‏های چهارشنبه، مسجد مقدس جمکران ، پذیرای قریب یکصد هزار عاشق دل باخته است که از شهرهای دور و نزدیک، به شهر مقدس قم روی می‏آورند و در حرم مطهر حضرت معصومه علیها السلام پیشانی ادب بر آستان می‏سایند و آن گاه راهی مسجد مقدس جمکران می‏شوند و با امام رؤف ، به راز و نیاز می‏پردازند .

از چهره‏های برجسته‏ای که ارادت خاصی به مسجد مقدس جمکران داشتند و خوانندگان گرامی با شخصیت علمی و تقوایی آنان آشنایی دارند ، آیات عظام حاج شیخ عبدالکریم حائری ، حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی ، حاج سید محمد تقی خوانساری ، حاج سید محمد حجت کوهکمری ، حاج آقا حسین بروجردی ، حاج سید حسین قاضی، حاج شیخ محمد تقی بافقی، حاج آقا مرتضی حائری را می‏توان نام برد .

برای مرحوم آیه‏الله حائری، هر وقت مشکلی پیش می‏آمد، مرحوم آیه‏الله بافقی را به مسجد جمکران می‏فرستاد و رفع مشکل می‏شد .

هر وقت ‏شهریه‏ حوزه تامین نمی‏شد ، مرحوم آیه‏الله حجت ، به مسجد مقدس جمکران مشرف می‏شد و همان روز، شهریه تامین می‏گردید .

برای مرحوم آیه‏الله بروجردی، هر وقت مشکلی پیش می‏آمد، گوسفندی می‏فرستاد تا در کنار مسجد جمکران قربانی کنند .

برای مرحوم آیه‏الله گلپایگانی ، هر وقت مشکلی پیش می‏آمد ، عریضه‏ای می‏نوشت و با گروهی از اصحاب و فرزندان خود ، به مسجد مقدس جمکران مشرف می‏شد و توسل می‏کرد و رفع مشکل می‏شد .

مرحوم آیه‏الله مرعشی، چهل شب چهارشنبه، در مسجد جمکران بیتوته کرد .

آیه‏الله صافی، در مورد پدر بزرگوارشان، مرحوم آیه‏الله حاج ملا جواد صافی گلپایگانی، نقل فرمودند که ملتزم بود حتی الامکان ، پیاده به مسجد جمکران مشرف شود .

آیه‏الله حاج سید محمد تقی خوانساری نیز غالبا ، پیاده مشرف می‏شدند .

ختم زیارت عاشورا در مسجد جمکران

در عصر زعامت مرحوم آیه الله حاج سید محمد حجت ، قحطی و گرانی سختی پدید آمد ، به طوری که نان سنگک دانه‏ای یک تومان رسید ، در حالی که شهریه‏ طلاب در ماه ، فقط ده تومان بود .

مرحوم آیه‏الله حجت ، چهل تن از طلاب مهذب و متدین را دستور داد که به مسجد مقدس جمکران مشرف شوند و در پشت‏بام مسجد ، به صورت دسته جمعی ، زیارت عاشورا را با صد سلام و لعن و دعای صفوان بخوانند و به حضرت موسی بن جعفر علیه السلام و حضرت ابوالفضل علیه السلام و حضرت علی اصغر علیه السلام متوسل شوند و رفع گرانی و نزول باران را از خداوند متعال بخواهند .

چهل تن طلبه مهذب و متدین ، طبق فرمان مرجعیت اعلای تشیع، به میعادگاه عاشقان شرفیاب شدند . بعد از ادای نماز تحیت و نماز حضرت بقیه‏الله، ارواحنا فداه، و توسل به ذیل عنایت فرمانروای جهان هستی، به پشت‏بام مسجد رفتند، ختم زیارت عاشورا را ، طبق دستور آن مرجع وارسته ، انجام دادند و حوائج‏خود را با شفیع قرار دادن سه تن باب‏الحوائج ، به درگاه حضرت احدیت ، عرضه داشتند و مسجد را به قصد قم ترک کردند .

راه قدیمی مسجد جمکران ، از طرف روستای جمکران بود . گروه چهل نفری طلاب، هنوز به ده جمکران نرسیده بودند که درهای رحمت گشوده شد و باران رحمت ، سیل‏آسا فرو ریخت و طلاب، ناچار شدند که لباس‏های خود را درآورند ، حتی کفش‏های خود را به دست گرفتند ، از میان سیلاب‏ها عبور کردند .

این حادثه‏ی تاریخی را نخستین بار، از دانشمند معظم حجه‏الاسلام والمسلمین استاد محمد امین رضوی صاحب کتاب ارزش‏مند تجسم اعمال – که خود جزء چهل تن بود – شنیدم .

بسیاری از آن چهل تن، به رحمت ایزدی پیوسته‏اند ، ولی الحمدلله ، برخی از آنان در قید حیات هستند که خوانندگان گرامی، می‏توانند از آنان تحقیق کنند .

اخیرا ، این داستان از زبان حضرت آیه‏الله حاج سید مهدی اخوان مرعشی و حجه‏الاسلام والمسلمین آقای گل محمدی ابهری ، منتشر شده است [20]

بسیار مناسب است که مراجع بزرگوار عصر ما نیز در مشکلات مادی و معنوی ، مردم را به مسجد مقدس جمکران و ختم زیارت عاشورا به صورت دسته جمعی در آن میعادگاه عاشقان ، فرا خوانند .

توضیحات تکمیلی
رده سنیبزرگسال
نوع جلدجلد معمولی
زبان کتابفارسی
تعداد صفحه64
قطع کتابنیم جیبی
ناشر
نویسنده
نظرات (0)

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “تاریخچه مسجد مقدس جمکران”