مروارید سرخ
۳۸۵,۰۰۰ تومان10٪ تخفیف۳۴۶,۵۰۰ تومان
-ترجیح میدهی گوسفند نباشی، یا اینکه گرگ باشی؟!
سوال عجیبی است نه؟! این سوالی است که از لابلای برگههای یک کتاب داغ و سوزان دستچین شده. کتابی که قرار است زندگی یک راهزن پر غرور را نشانمان بدهد. راهزنی که خدا حسابی برایش نقشه چیده است.
اصلا انگار هرکس سر پر بادی دارد، زمانه هم پیش پایش سنگ میاندازد تا عاقبت سنگ بندگی خدا را به سینه بزند. قاسم هم قرار است ناگاه در لحظه ای که فکرش را هم نمیکند، دل به عشقی عجیب بسپارد. خاصیت عشق هم که بندگی است. اما فرق است بنده طاهره دختر سعید بودن یا هر دختر دیگری در شهر که اسم و رسمی دارد. قاسم که به سودای انتقام راهی خانه دینار بازرگان شده، حالا رد سیلی روی صورتش مانده و عشق را در زندگی تاریکش پیدا کرده است.
«مروارید سرخ» ماجرای پرکشش و پر از اتفاقی است که مخاطب را برای چند صباحی از خانه و اتاق و روزمره اش جدا میکند و دست در دست نویسنده، تا میدانهای جنگ و ستیز و گریزهای پر از هیجان میبرد. شاید به بهانه عشق میان قاسم و طاهره، معنایی از انسان بودن را در کتاب پیدا کنیم که کمتر به آن فکر کردهایم.
⚠ توجه: پرداخت با اسنپپی شامل تخفیفهای سایت و کوپنهای تخفیف نمیشود. در صورت انتخاب، قیمت اصلی محاسبه میگردد.
برشی از کتاب مروارید سرخ:
قاسم که شعلههای انتقام قلبش را میسوزاند، شبانه به خانهی دنیار، بازرگانی فریبکار، یورش میبرد. عدالت را به روش خود اجرا خواهد کرد. اما در لحظهای سرنوشتساز، چشمان طاهره، او را از مرز خشونت بازمیگرداند. این تصمیم، زندگی قاسم را به مسیری پر از توطئه، مبارزه و انتخابهای دشوار سوق میدهد.
در میان شورش بزرگان دسیسههای حاکمان و زاهدانی که در لحظه بدپیدا میشوند، قاسم میان دو نیروی متضاد گیر میافتد: عشقی که خونش را آرام میکند و کینهای که او را به آتش میکشاند. آیا او در میان عدالت و قلبی تاریک نیمه شب، میتواند به سوی رستگاری پیدا کند؟
| وزن | 200 گرم |
|---|---|
| ناشر | کتاب جمکران |
| نویسنده | حسین امیدی |
| قطع کتاب | رقعی |
| تعداد صفحه | 218 |
| نوع جلد | شومیز |
| سال انتشار | 1404 |
| نوبت چاپ | دوم |
| رده سنی | بزرگسال |
| شابک | 978-964-973-975-5 |

علی –
رمان فوق العاده جذاب و خواندنی است.
با اینکه صحبتی از اهل بیت و مظلومیتشان در کتاب گفته نشده ولی با توجه به اتفاقات و زمانه ای که حوادث در آن رخ میدهد که مصادف است با زمان امام حسن عسکری (ع) بسیار یادآور م۱صائب اهل بیت است به گونه ای که شایسته است حین مطالعه اشک از چشمانتان جاری شود…
سردبیر –
سلام و ارادت 🌿
چه زیبا و دقیق به حالوهوای پنهان داستان اشاره کردید…
درست میفرمایید؛ هرچند بهظاهر نامی از اهل بیت (ع) در کتاب نیامده، اما فضای ظلم، خفقان و تلخی آن دوران آنقدر عمیق و هوشمندانه روایت شده که ناخودآگاه دل را میبرد به یاد مظلومیت بیپایان ایشان…
این همدلی در سکوت، و اشکی که بیصدا از چشمان جاری میشود، خودش نشانه تأثیرگذاری عمیق متن است.
از اینکه این تجربه معنوی رو با ما شریک شدید، صمیمانه ممنونیم 🌺
امیدواریم همیشه همراه داستانهایی باشید که دل و جان آدم را روشن میکنند…