فرمانده من

دفتر اول

نویسنده: احمد کاوری حسن گلچین حسن مطلق داوود امیریان داوود بختیاری دانشور رحیم مخدومی عباس پاسیار علی اکبر خاوری نژاد هادی جمشیدیان

کتاب “فرمانده من” تولید دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری است که از چاپ شصتم نیز عبور کرده است. این کتاب حاوی قصه هایی از فرماندهان دفاع مقدس است که رحیم مخدومی،‌ احمد کاوری، داوود امیریان،‌ علی اکبر خاوری نژاد،‌ حسن گلچین،‌ هادی جمشیدیان و عباس پاسیار و… به نگارش درآورده اند.

کتاب حاضر  یکی از کتبی است که مقام معظم رهبری توصیه به خواندن آن کرده اند.

متن تقریظ رهبر معظم انقلاب بر این کتاب:

السلام علیکم یا اولیاء الله و احبائه، السلام علیکم یا اصفیاءالله و خیرته، السلام علیکم یا انصاردین الله و اعوان ولیه …
ای آیت های خدا، ای معجزه های ایمان، ای نشانه های تعالی جاودانه انسان …
ای گلهای محمدی که فساد و آلودگی جهان امروز نتوانست از شکوفایی باز داردتان، برقی شدید و دنیای تاریک را روشن کردید، حجتی شدید بر آن کوتاه نظران که بالندگی انسان الهی را در عصر تسلط مادیت ناممکن میدانستید، خاطره ی مسلمانان صدر اسلام را زنده کردید و صدق و اراده و فناء فی الله را حتی پیش از آنان به نمایش گذاشتید. آنان به نفس پیامبر و نزول پیاپی آیات قرآن دل را گرم و جان را تازه می کردند. اما شما چه؟ حقا خلوص و تقوا را مجسم کردید و برای آن امام بحق که مظهر خلوص و تقوا بود سربازانی شایسته شدید … سلام الله علیه و علیکم هنیئا لکم رحمة ربکم.
کتبه بیمناه الوازره اسیر امانیة و ذلیل نفسه علی الحسینی غفرالله له و رحمة و حشر مع اولیائه و الحقه بهذه الزمره الطیبه. آمین.
این کتاب در ۱۳ رجب ۱۴۱۱ با چشمی لبریز اشک شوق و حسرت زیارت شد.

۵,۶۰۰ تومان۸,۰۰۰

    اطلاعات بیشتر

    نوبت چاپ

    شصت و پنجم

    سال انتشار

    1395

    قطع کتاب

    رقعی

    تعداد صفحه

    104

    زبان کتاب

    فارسی

    شابک

    978-964-506-178-2

    نوع جلد

    جلد معمولی

    توضیحات

    فرمانده من

    کتاب فرمانده من حاوی قصه هایی از فرماندهان دفاع مقدس است که رحیم مخدومی، ‌احمد کاوری، داوود امیریان، ‌علی اکبر خاوری نژاد، ‌حسن گلچین، ‌هادی جمشیدیان و عباس پاسیار و… به نگارش درآورده اند. کتاب فرمانده من از مجموعه کتاب‌های «یادنامه» با موضوع «جنگ ایران و عراق» است. فرمانده من را رحیم مخدومی، احمد کاوری، داوود امیریان، علی‌اکبر خاوری‌نژاد، حسن گلچین، هادی جمشیدیان و عباس پاسیار نوشته‌اند. رحیم مخدومی یادواره‌ای از فرمانده، مدنی نوشته است. مخدومی از صمیمت و مهربانی، شجاعت و دلاوری محبوبیت و نحوة به شهادت رسیدن مدنی را بیان کرده است. احمد کاوری نیز حدیث صلابت و یادواره سید علی‌رضا قوام، معاون گردان نوح از لشکر امام ‌رضا(ع) را در این کتاب آورده است. کاوری نیز از تواضع، متانت، خوش‌رویی، خوش‌گویی و از جاذبه‌های، شهید علی‌رضا قوام می‌گوید. داوود امیریان نیز یادواره حاج حسین طاهری، فرمانده گردان میثم را نوشته است. امیریان نیز از اخلاق و رفتار، محبوبیت، زحمات و بی‌خوابی‌ها، سخت‌گیری و آموزش نیروها و آماده کردن آن‌ها برای عملیات، عشق به حضرت زهرا و از تواضع و فروتنی طاهری می‌گوید. علی‌اکبر خاوری‌نژاد یادواره‌ای از فرمانده محمودیان، حسن گلچین‌ خاطره‌ای از فرمانده علی غفاری، هادی جمشیدیان از خادمی فرمانده سپاه بانة کردستان، عباس پاسیار از محمد بروجردی فرمانده عملیات غرب را نوشته‌اند. اکنون، همه این فرماندهان که در کتاب، یادواره و خاطراتشان و شجاعت‌ها و دلاوری‌هایشان آمده است به درجه رفیع شهادت رسیده‌اند و این کتاب یادنامه‌ای از آن‌هاست که توسط افرادی که شاهد ایثار و فداکاری‌ها و دلاوری‌هایشان بوده‌اند، تنظیم شده است. به امید آنکه راه سرخ آن‌ها ادامه پیدا کند.

    خاطرات این کتاب، همگی به شکلی قصوی و روایی نوشته شده‌اند تا برای مخاطب، خواندنی و لذت‌بخش باشند. خاطره اول با نام «من روز عاشورا برمی‌گردم » نوشته رحیم مخدومی درباره رشادت ها و از خودگذشتگی فرمانده‌ای آذری زبان است به نام مدنی. دومین خاطره به نام «شب هور » نوشته احمد کاوری روایتی است کوتاه از سیدعلیرضا قوام، معاون گردان نوح از لشکر بیست و یکم امام رضا(ع). خاطره سوم که جذابیت و کشمکش ویژه‏ای دارد «رمز یا زهرا (س)» نام دارد و در آن، داوود امیریان از حاج حسین سخن می‌گوید که یکی از فرماندهان جنگ است . «فستیوال انفجار و گلوله» به قلم علی‌اکبر خاوری نژاد به گوشه کوتاهی از جوانمردی و بزرگمنشی سروان محمودیان می‏پردازد. شهید علی غفاری شخصیت اصلی خاطره پنجم کتاب با نام «مثل گل سرخ» است که توسط حسن گلچین به نگارش درآمده. این خاطره تعلیق و هیجان درخوری دارد. «عقد آسمانی» نوشته هادی جمشیدیان، صحنه‌ای دیگر از جنگ را در کردستان به تصویر می‌کشد. خاطره پایانی کتاب با نام «مسیح کردستان» نوشته عباس پاسیار و درباره شهید بروجردی است. صداقت و حقیقی بودن این خاطرات سبب می‌شود تا مخاطب با آنها احساس همذات پنداری داشته باشد.

    برشی از کتاب:

    فرمانده ای که همراهش آمده بودیم، ما را میان یک رودخانه کوچک فصلی،که حدود صد الی دویست متر با دشمن فاصله داشت، متوقف کرد و گفت: «برادران تجهیزاتشان را چک کنند و حتماً افراد کمکی همراهشان باشند، در غیر این صورت همین جا بمانند.» با این حرف، من مجبور شدم که همان جا در کنار رزمندگان دیگر بمانم. در مدت یکی دو ساعتی که آنجا بودم، تعداد زیادی از اطرافیانم شهید شدند.

    نقد و بررسی‌ها

    هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

    اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “فرمانده من”

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *