اندیشکده مهدویت و انقلاب اسلامی آستان مقدس مسجد جمکران در هفتمین جلسه از سلسله نشستهای «نسیم انتظار» با حضور حجتالاسلام و المسلمین شهبازیان به موضوع «سلسله مباحث روایی مهدویت بر اساس کتاب شریف کافی» میپردازد. در این جلسه، بررسی رجالی روایات باب نص در کافی، تفاوت میان اصطلاحات «مهمل» و «مجهول» و تحلیل سند احادیث مهدوی مورد بحث قرار خواهد گرفت.
بسم الله الرحمن الرحیم
اندیشکده مهدویت و انقلاب اسلامی آستان مقدس مسجد جمکران تقدیم میکند
جلسه هفتم سلسله نشست های نسیم انتظار
موضوع: سلسله مباحث روایی مهدویت بر اساس کتاب شریف کافی
استاد حجت الاسلام و المسلمین شهبازیان
دوشنبه ۳۰تیر۱۴۰۴
«بررسی رجالی روایت نص در کافی: از طبقات رجال تا تفاوت مهمل و مجهول»
مرحوم کلینی در باب نص، مجموعهای از روایات را نقل کرده است. یکی از این احادیث، از علی بن محمد جعفر بن محمد کوفی روایت شده که فاقد توثیق صریح است و از اینرو، در نگاه رجالی مجهول محسوب میشود. این روایت از جعفر بن محمد مکفوف نقل شده، و از او نیز از شخصی به نام امر اهوازی روایت شده است که او نیز برای ما مجهول است. بنابراین، سند این حدیث از نظر رجالی ضعیف تلقی میشود. علامه نیز در حدیث سوم، آن را ضعیف دانسته و مکفوف را اعمی معرفی کرده است. هم این سند و هم سند بعدی از نظر رجالی ضعف دارند.
در جلسه گذشته، محتوای روایت را بررسی کردیم؛ بهویژه اینکه امام به امری اشاره کرده و نایب اول یا دوم را با حرکت گردن معرفی کردهاند. گفتیم که این اشاره، اصطلاحی بوده و به فردی سرحال و قبراق اطلاق میشده است. این اصطلاح در علم حدیث توضیح داده شد.
اکنون دو نکته رجالی باقی مانده است. نخست، فایدهای رجالی در طبقات رجال است. مرحوم آیتالله خویی در این زمینه بحثی مطرح کرده که برای فهم طبقات رجال بسیار مفید است. طبقات رجال از مفاهیم ضروری در سندشناسی است. نمونهای از این بحث در همینجا دیده میشود؛ مرحوم وحید بهبهانی، جعفر بن محمدی را که در حدیث آمده، با جعفر بن محمد بن علی بن حسن یکی دانسته و احتمال اتحاد میان این دو را مطرح کرده است. سپس گفته چون آن فرد ثقه است، این فرد نیز ثقه خواهد بود.
اما مرحوم آیتالله خویی با دقتی علمی، این احتمال را بعید میداند. اگر کسی بخواهد در صنعت سندشناسی فعالیت کند، باید به این دقتها توجه داشته باشد. دلیل بعید بودن این اتحاد آن است که یکی از این دو، استاد شیخ صدوق بوده و دیگری از مشایخ کلینی محسوب میشود. با توجه به اینکه شیخ صدوق در سال ۳۸۱ قمری وفات یافته و کلینی در حدود سال ۳۲۹ قمری، نمیتوان پذیرفت که فردی که استاد کلینی بوده، استاد صدوق نیز باشد. این دو از نظر طبقه زمانی با یکدیگر همخوانی ندارند.
برای مثال، نمیتوان گفت که مرحوم آیتالله بروجردی استاد کسی باشد که در سال ۱۴۰۰ زندگی میکند، و سپس این دو را یکی دانست. این دقت مرحوم آیتالله خویی نشان میدهد که مرحوم وحید بهبهانی در این برداشت دچار اشتباه شده است. بنابراین، جعفر بن محمد کوفی همچنان مجهول باقی میماند. این نکته رجالی نشان میدهد که طبقات رجال چقدر در تعیین هویت راویان مؤثر است.
نکته دوم رجالی، تفاوت میان اصطلاحات «مجهول» و «مهمل» است. این تفاوت گاهی در متون رجالی دیده میشود و دانستن آن برای طلاب و پژوهشگران مفید است. کتابی به نام مقباس الهدایه از مرحوم شیخ عبدالله مامقانی وجود دارد که در دو جلد تنظیم شده و مرحوم آقای غفاری نیز آن را تلخیص کرده است. این کتاب، از آثار ارزشمند رجالی است و تمام اصطلاحات مرتبط با علم درایه را توضیح داده است؛ از جمله معنای «وکیل»، «توصیق عمومی»، «مضطرب الحدیث»، «یُرْف و یُنْکَر»، «لَیْسَ بِشَیء» و دیگر اصطلاحات تخصصی.
در این کتاب آمده است: اگر فردی در معاجم رجالی ذکر نشده باشد، او را «مهمل» مینامند. بنابراین، اگر در گزارشی دیدیم که گفته شده فلانی مهمل است، یعنی حتی نام او در هیچ کتاب رجالی نیامده است. اما اگر نام فردی در کتب رجال آمده باشد، ولی درباره اعتبار او چیزی گفته نشده باشد، او را «مجهول» مینامند.
مرحوم امام خمینی نیز در توضیح این اصطلاحات میفرماید: «مجهول» یعنی نام فرد ذکر شده، اما درباره وثاقت یا ضعف او چیزی گفته نشده است. اما «مهمل» یعنی حتی نام فرد نیز در منابع رجالی نیامده است. برای مثال، در داستان حضرت نرجس، نام بشر بن سلیمان ذکر شده، اما در هیچیک از منابع رجالی و تراجم، نامی از او وجود ندارد؛ بنابراین، او مهمل است.
ضعف «مهمل» بیشتر از «مجهول» است؛ زیرا نهتنها توصیفی از او وجود ندارد، بلکه اصل وجود او نیز در منابع رجالی ثبت نشده است. مانند عبدالله بن سبأ که برخی معتقدند اصلاً وجود خارجی نداشته و توسط برخی از اهل سنت جعل شده تا فرقهای ساختگی به نام «سبئیه» ایجاد کنند و شیعیان را به آن نسبت دهند. مرحوم علامه عسگری نیز این نظریه را تأیید کرده و معتقد است که عبدالله بن سبأ ساخته ذهنی اهل سنت برای تخریب شیعه بوده است.
همچنین، در مورد مختار ثقفی نیز برخی برای تخریب قیام او، شایعه کردند که ادعای نبوت کرده است تا مردم او را کافر بدانند و قیامش را بیاعتبار کنند. گاهی جعل از اساس صورت میگیرد و فردی بهکلی ساختگی معرفی میشود.
در نتیجه، اگر در گزارشها دیدید که گفته شده فلانی «مهمل» است، یعنی حتی نامش در منابع نیامده است. اما اگر گفته شده «مجهول» است، یعنی نامش آمده ولی اعتبارش مشخص نشده است. این تفاوت رجالی، نکتهای مهم و قابل توجه است.
مرحوم غفاری، تلخیص کتاب مقباس الهدایه اثر مرحوم شیخ عبدالله مامقانی را در یک جلد منتشر کرده است. صاحب تنقیح المقال نیز علاوه بر کتاب رجالی خود، اثری در علم درایه الحدیث دارد که قابل استفاده و مراجعه است. در این کتاب، مباحثی همچون تفاوت میان «مجهول» و «مهمل» با بیانی دقیق و نکات فنی مطرح شدهاند.
اکنون به سند چهارم از احادیث مورد بحث میپردازیم. این حدیث از علی بن محمد نقل شده است. باید توجه داشت که هرگاه در کافی آمده باشد «عن علی بن محمد»، منظور علی بن محمد بن عبدالله، دایی مرحوم کلینی است. وی فردی شناختهشده و مورد قبول بوده است. در این سند، نام حمدان القلانسی نیز آمده است. او از کلاهفروشان معروف بوده و به همین جهت به «قلانسی» شهرت یافته است؛ مانند برخی افراد که به حرفهشان شناخته میشوند، مانند «صراف» یا «زیتفروش».
مرحوم علامه مجلسی در مورد این حدیث میفرماید: «الحدیث الرابع ضعیف علی المشهور». علت ضعف را اختلاف در وثاقت حمدان القلانسی میداند؛ زیرا نجاشی، از بزرگان علم رجال، او را تضعیف کرده، در حالی که کشی او را توثیق نموده است. در چنین مواردی، قاعدهای وجود دارد: اگر در وثاقت یا ضعف راوی اختلاف باشد و یکی از طرفین نجاشی باشد، نظر نجاشی ترجیح داده میشود. دلیل این ترجیح آن است که نجاشی متخصص صرف در علم رجال بوده، در حالی که شیخ طوسی، با وجود جایگاه علمی والا، در علوم مختلفی چون فقه، کلام و تفسیر فعالیت داشته و تمرکز کامل بر رجال نداشته است.
کشی و عیاشی از علمای منطقه «کُشک» بودهاند. عیاشی ابتدا سنی بوده و پس از تشیع، خانهاش را به مرکز علمی تبدیل کرده و تفسیر معروف خود را نگاشته است. اما چون این منطقه از مراکز اصلی علمی مانند مدینه، کوفه و بغداد فاصله داشته، گاه روایات و نقلهای آنها از انسجام و دقت لازم برخوردار نبوده است. به همین دلیل، در موارد اختلاف، روایات علمای کوفه و بغداد بر روایات علمای منطقه کشک ترجیح داده میشود؛ مانند تفاوت میان طلبهای که در قم یا نجف درس خوانده با طلبهای که در مناطق دورافتاده تحصیل کرده است.
در مورد حمدان القلانسی، کشی او را چنین توصیف کرده است: «هو حمدان القلانسی کوفی فقیه، ثقه، خیر». این تعبیر، مدحی بزرگ است. واژه «خیر» در اصطلاح رجالی، به معنای منشأ خیر و صلاح است. گاه در توصیف برخی از بزرگان، از تعبیر «عین» استفاده میشود؛ یعنی فردی که در مرکز توجه و اعتبار است. همچنین، عیاشی او را از «خاصه الخاصه» یاران امام دانسته است.
اما نجاشی در مورد او مینویسد: «المعروف بحمدان القلانسی، کوفی، مضطرب الحدیث». واژه «مضطرب» در اینجا به معنای روانپریش یا ناآرام نیست، بلکه اصطلاحی در علم درایه است که به کسی اطلاق میشود که در نقل حدیث، دچار نوسان و عدم ثبات باشد. اینجاست که کتابهایی مانند مقباس الهدایه به کار میآیند؛ زیرا اصطلاحات درایهای را بهخوبی توضیح دادهاند.
مرحوم علامه مجلسی در اینجا بیانی دارد که میتوان آن را کاملتر کرد. نمیتوان گفت که ایشان اشتباه کردهاند، اما بیانشان نیاز به تکمیل دارد. زیرا تعبیر «مضطرب» در اینجا ناظر به خود راوی نیست، بلکه به روایاتی است که او از دیگران نقل کرده است. یعنی خود حمدان القلانسی فردی ثقه و مورد اعتماد است، اما گاه از راویان ضعیف نیز نقل حدیث کرده است. بنابراین، اگر حدیثی مستقیماً از او باشد، قابل اعتماد است؛ اما اگر از دیگران نقل کند، باید وثاقت آن راویان بررسی شود.
این نکته رجالی بسیار مهم است: اگر در جایی گفته شود که فلانی «مضطرب» است، به معنای عدم وثاقت شخص او نیست، بلکه به کیفیت نقلهای او از دیگران اشاره دارد. این نکته از مجموعه متون درایهای استخراج میشود و در فهم دقیق اسناد حدیثی بسیار مؤثر است.







دیدگاهتان را بنویسید