,

سلسله نشست های نسیم انتظار جلسه چهارم با موضوع :  مهدویت در نهج البلاغه

2f6a7389

سومین جلسه از سلسله نشست‌های «نسیم انتظار» با موضوع «مهدویت در نهج‌البلاغه» در آستان مقدس مسجد جمکران و با سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین شهبازیان برگزار شد.
در این نشست، خطبه ۱۰۰ نهج‌البلاغه محور بحث قرار گرفت؛ خطبه‌ای که امیرالمؤمنین (ع) در آن به جایگاه قرآن و اهل بیت به‌عنوان پرچم حق و راهنمایان امت اشاره کرده و پیش‌بینی ظهور منجی و سامان امت در عصر غیبت را مطرح کرده‌اند.
همچنین قاعده «ضرورت وجود حجت الهی در هر عصر» و پیوند آن با آموزه‌های مهدوی مورد بررسی و تبیین قرار گرفت.

صوت بخش دوم از جلسه چهارم نسیم انتظار با موضوع مهدویت در نهج البلاغه

بسم الله الرحمن الرحیم

اندیشکده مهدویت و انقلاب اسلامی آستان مقدس مسجد جمکران تقدیم می‌کند

جلسه سوم سلسله نشست های نسیم انتظار

موضوع :مهدویت‌ در نهج‌البلاغه

استاد حجت الاسلام و المسلمین شهبازیان

دوشنبه ۲۶ خرداد

پیش‌بینی امیرالمؤمنین از ظهور منجی و سامان امت در عصر غیبت:

اولین خطبه‌ای که امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در آن اشاره‌ای به مهدویت دارند، خطبه ۱۰۰ نهج‌البلاغه است. ابن ابی‌الحدید و دیگران گفته‌اند که این خطبه در هفته سوم خلافت حضرت و در سال ۳۵ هجری ایراد شده است. عنوانی که مرحوم سید رضی برای این خطبه انتخاب کرده‌اند، چنین است: و من خطبه له علیه‌السلام فی رسول الله و أهل بیته یعنی خود سید رضی این خطبه را اختصاصاً درباره رسول خدا و اهل بیت ایشان آورده است.

این خطبه، برخلاف برخی دیگر، بسیار کوتاه است و احتمالاً مرحوم سید رضی فقط بخشی از آن را نقل کرده باشند. خطبه با حمد الهی آغاز می‌شود: الحمد لله ناشر فی الخلق فضله…” سپس حضرت، رسول خدا را به عنوان بنده و فرستاده خدا معرفی می‌کنند که با امر الهی، ساده و ناطق، برای تبیین امور الهی و هدایت مردم مبعوث شده‌اند. او را امین قرار داده و “مزار رشیدن” خواند. در تفاسیر، درباره واژه “رشید” توضیحاتی داده‌اند.

اما بخش اصلی و محل بحث ما، چند جمله بعد از این است: حضرت می‌فرمایند که رسول خدا در میان ما دو چیز باقی گذاشتند:

  1. رایه الحق
  2. دلیل‌ها

در مورد “رایه الحق”، برخی گفته‌اند منظور قرآن و اهل بیت است، و برخی دیگر گفته‌اند فقط قرآن. اما چون بعد از آن می‌فرماید “دلیل‌ها”، که به اهل بیت اشاره دارد، پس “رایه الحق” به احتمال زیاد قرآن است. یعنی رسول خدا در میان ما قرآن را به عنوان پرچم حق باقی گذاشتند و اهل بیت را به عنوان راهنمایان و مفسران آن.

حضرت ادامه می‌دهند: من تقدمهم مرق، و من تخلف عنهم زهق، و من لزمهم لحق یعنی کسی که از آنان جلو بیفتد، گمراه می‌شود؛ کسی که عقب بماند، نابود می‌شود؛ و فقط کسی که همراه آنان باشد، هدایت می‌شود.

سپس حضرت، ویژگی‌های “دلیل‌ها” را بیان می‌کنند: مکیث الکلام، بطیء القیام، سریع إذا قام…” یعنی اهل بیت، در سخن‌گویی متین و سنجیده‌اند، در قیام آرام و با تدبیرند، اما اگر قیام کنند، سریع و قاطع عمل می‌کنند. اهل صبر، اهل حکمت، اهل مصلحت‌اند؛ بی‌گدار به آب نمی‌زنند و بی‌جهت سخن نمی‌گویند.

در روایات مهدوی نیز آمده است: هَلَکَ المُستَعجِلون یعنی در آخرالزمان، کسانی که شتاب‌زده عمل می‌کنند، نابود می‌شوند. حضرت آقا نیز در بیاناتشان فرمودند: نه تعلل، نه تعجیل یعنی باید با تدبیر و آرامش عمل کرد، نه با شتاب و نه با تأخیر.

در ادامه خطبه، حضرت امیرالمؤمنین می‌فرمایند: فَذَا أَنْتُمْ تَنْتَظِرُونَ لَهُ رِقَابَکُمْ وَ تُشِیرُونَ إِلَیْهِ بِأَصَابِعِکُمْ…” مفسران مانند مرحوم خویی، ابن میثم، ابن ابی‌الحدید و آیت‌الله مکارم شیرازی گفته‌اند که این بخش، اشاره به سال ۴۰ هجری و زمان شهادت حضرت دارد. یعنی حضرت پیش‌بینی می‌کنند که پس از تلاش‌های فراوان، مردم بالاخره آماده قیام می‌شوند، اما در همان زمان، ابن ملجم حضرت را به شهادت می‌رساند.

عبارت بعدی خطبه: حَتَّى یَطْلُعَ اللَّهُ لَکُمْ مَنْ یَجْمَعُکُمْ…” یعنی تا زمانی که خداوند برای شما طلوعی از خورشید قرار دهد که شما را جمع کند و پراکندگی‌تان را از بین ببرد.

برخی گفته‌اند منظور بنی‌عباس است، اما اکثر مفسران این نظر را رد کرده‌اند، چون حضرت امیر در این خطبه از تعبیرات مدح‌آمیز استفاده کرده‌اند که با حکومت بنی‌عباس سازگار نیست. بنابراین، این عبارت اشاره به ظهور امام عصر (علیه‌السلام) دارد، کسی که امت را گرد هم می‌آورد، پراکندگی را از بین می‌برد، و عدالت را برقرار می‌سازد.

ضرورت حجت الهی در هر عصر:

ابن ابی‌الحدید در شرح خطبه ۱۰۰ نهج‌البلاغه عبارتی دارد که اگر به آن دقت کنیم، می‌گوید: فلبثتم بعده ما شاء الله یعنی پس از حضرت علی (علیه‌السلام)، دوره‌ای فرا می‌رسد که دیگر حاکمیت ایشان یا اولاد ایشان در اختیار شما نیست. عبارت “ما شاء الله” اشاره به طولانی بودن این دوران دارد دورانی که تا امروز نیز ادامه یافته و هنوز ظهور حضرت مهدی (علیه‌السلام) محقق نشده است.

حضرت امیر در ادامه، به پراکندگی امت اشاره می‌کنند و می‌فرمایند: حتى یطلع الله لکم من یجمعکم و یضمّ نشرکم…” این عبارت، به امام منتظر، صاحب‌الزمان (علیه‌السلام) اشاره دارد.

در کتاب منهاج‌البراعه از مرحوم خویی، این عبارت به “قائم بنی‌عباس” پس از انقراض دولت بنی‌امیه نسبت داده شده، اما قول اول یعنی اشاره به حضرت مهدی (علیه‌السلام) اظهر و قوی‌تر است. ابن ابی‌الحدید نیز همین نظر را تکرار می‌کند و می‌گوید: ولم یحدد ذلک بوقت معین یعنی زمان ظهور مشخص نیست. در روایات آمده: کذب الوقاتون، إنا أهل البیت لا نوقت هیچ‌کس نمی‌تواند زمان ظهور را تعیین کند.

عبارت “ثم یطلع الله لکم من یجمعکم” یعنی خداوند از اهل بیت، فردی را برای جمع کردن امت و ایجاد اتحاد و انسجام برمی‌گزیند. این اشاره‌ای است به حضرت مهدی (علیه‌السلام) که در آخرالزمان ظهور خواهد کرد.

در میان اهل سنت، این فرد هنوز ظهور نکرده و فعلاً موجود نیست. اما در میان امامیه، اعتقاد بر این است که حضرت مهدی (علیه‌السلام) هم‌اکنون زنده هستند  گرچه در غیبت به سر می‌برند.

در ادامه خطبه، عبارتی محل بحث قرار گرفته: فلا تطمعوا فی غیر مقبل یعنی اگر کسی رهبری شما را نمی‌پذیرد، در او طمع نکنید. این عبارت، به نهی از قیام‌های بی‌موقع اشاره دارد. در روایات آمده: کل رایه قبل رایه القائم فهی رایه طاغوت یعنی هر پرچمی که پیش از قیام حضرت مهدی (علیه‌السلام) برافراشته شود، طاغوت است.

البته این نهی، مطلق نیست. اگر کسی در زمان نامناسب ادعای امامت کند و بخواهد قیامی راه بیندازد، باید مراقب بود و همراهی نکرد. اما اگر کسی قدرتی دارد و شرایط فراهم است، مأیوس نشوید و کمک کنید. این همان چیزی است که آیت‌الله منتظری در شرح خود برداشت کرده‌اند: در دوران غیبت، باید شرایط قیام را سنجید. اگر فراهم بود، می‌توان قیام کرد؛ اگر نبود، باید صبر کرد.

در ادامه، حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرمایند: مثل آل محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله کنجوم السماء…” یعنی اهل بیت مانند ستارگان آسمان‌اند. این تعبیر، اشاره به قاعده “ضرورت حجت الهی بر روی زمین” دارد. همان‌طور که در حدیث ثقلین آمده: إنی تارک فیکم الثقلین، کتاب الله و عترتی…” تا زمانی که قرآن هست، باید مبین آن نیز باشد؛ یعنی یکی از اهل بیت.

پس در هر دوره‌ای، باید ولی خدایی از اهل بیت بر روی زمین باشد. همان‌طور که ستارگان برای هدایت در آسمان هستند، اهل بیت نیز برای هدایت در زمین حضور دارند.

در روایات مهدوی نیز آمده: کلما غاب نجم، طلع نجم…” یعنی هرگاه یکی از اهل بیت از دنیا برود، دیگری جای او را می‌گیرد تا روز قیامت.

این قاعده، در کلام حضرت ولی عصر (علیه‌السلام) نیز آمده است. در ماجرای محمد بن ابراهیم بن مهزیار، که از فرزندان ابراهیم بن مهزیار و از اصحاب امام هادی (علیه‌السلام) بود، آمده که او در عراق دچار تردید شد و نمی‌دانست امام پس از امام عسکری (علیه‌السلام) کیست.

حضرت مهدی (علیه‌السلام) در پاسخ به او فرمودند: قد فهمنا ما حکیته عن موالینا…” و سپس به آیه شریفه استناد کردند: یا أیها الذین آمنوا أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و أولی الأمر منکم…” یعنی تا قیامت، باید صاحب امری باشد. پس امام عسکری (علیه‌السلام) فرزندی دارد که حجت خداست.

در ادامه، حضرت می‌فرمایند: من لدن آدم إلى أن ظهر الماضی أبو محمد…” یعنی از زمان حضرت آدم تا امام عسکری، خداوند همیشه حجتی بر روی زمین قرار داده است. و این همان قاعده‌ای است که امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در نهج‌البلاغه بیان کرده‌اند: اهل بیت مانند ستارگان‌اند؛ هرگاه یکی غایب شود، دیگری ظاهر می‌شود.

بنابراین، تا قیامت، حجت الهی بر روی زمین وجود دارد. و این همان فراز خطبه امیرالمؤمنین است که می‌فرماید: حتى یطلع الله لکم من یجمعکم و یضمّ نشرکم…” که اشاره‌ای روشن به حضرت مهدی (علیه‌السلام) دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *