جانبازان کربلا

جانبازان کربلا 1

موقع بن ثمامه اسدی صیداوی جوان است، از قبیله بنی‌اسد.

پیامبر را ندیده اما اصحابش را درک کرده بود. همین او را در شمار تابعین قرار داده است. در فضای به‌هم ریخته کوفه در سال شصت هجری منتظر است ابن زیاد شرایط امام حسین(ع) را بپذیرد که نمی‌پذیرد. تکلیف معلوم است. شبانه با گروهی از یارانش به امام حسین(ع) می‌پیوندد.

روز عاشورا دلیرانه می‌جنگد،‌ تا تیر آخرش. زخم برداشته، جراحاتش زیاد است. از هوش می‌رود. به هوش که می‌آید می‌بیند قبیله‌اش او را از معرکه نجات داده‌ و پنهان کرده‌اند. عمر سعد اما از جایش با خبر می‌شود و ابن‌زیاد را خبر می‌دهد ابن‌زیاد در پی کشتن اوست چرا که نمی‌خواهد از یاران حسین(ع) کسی باقی بماند.

ابن زیاد با میانجی‌گری قبیله بنی‌اسد از کشتنش منصرف می‌شود، زهر خود را با تبعید موقع می‌ریزد. موقع مجروح در غل و زنجیر به زاره تبعید می‌شود و پس از یک سال تحمل درد و رنج به امام غریبش می‌پیوندد.

سوار بن منعم همدانی

نامش در منابع معتبر و زیارت ناحیه مقدسه امام(ع) سوّار است. در کوفه می‌زیست. در کنار امام حسین(ع) بود تا خود کربلا و روز عاشورا. در نخستین حمله به نبرد دشمنان امامش رفت. دلاورانه جنگید و ضربات بسیاری را تحمل کرد. تا اینکه از اسب به زمین افتاد و اسیر شد.

دستور کشتنش صادر شد. پسر عموهایش میانجی‌گری کردند و از مرگ نجاتش دادند اما جراحاتش به قدری زیاد بود که ۶-۱۲ ماه بعد به شهادت رسید. نامش در زیارتی که منتقم خون سالارش بیان کرده آمده و به او سلام داده: «السلام علی الجریح المأسُور سَوّارِ بْنِ أبی حِمْیَرِ الْفَهْمی الهَمْدانی.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *