سربازان حسنی

سربازان حسنی 1

از آنچه از منابع معتبر برمی‌آید امام حسن مجتبی(ع) ۱۵-۱۶ فرزند داشته است. که حدود ده نفر از آن‌ها در کربلا حضور داشتند و امام حسن(ع) به نسبت سایر بنی‌هاشم بیشترین تعداد سرباز را در کربلا داشته است.

از همسران و کنیزان این امام بزرگوار طبق گفته منابع احتمال سه خانم از جمله بانو خوله(مادر حسن مثنی)، بانو رمله(مادر قاسم) و بانو بنت شلیل(مادر عبدالله) در کربلا حضور داشتند و  همراه عقیله بنی هاشم(س) به اسارات گرفته شدند.

از دختران این امام، فاطمه (امّ عبداللّه) همسر امام سجاد(ع) و مادر امام باقر(ع) بوده است او در کربلا دردی دو چندان داشت. همسری که در بستر تب گرفتار شده بود و کودکی که تشنگی امانش را برده بود و سرانجام همراه دیگر زنان به اسارت رفت.

دو دختر دیگر از امام حسن(ع) نیز در کربلا حضور داشته‌اند که در جریان اسارت از دنیا می‌روند و نامی از آن‌ها در منابع نیامده است.

از پسران این حضرت نیز ۳-۵ نفر از آنها در کربلا به شهادت می‌رسند و ۳ نفر اسیر می‌شوند.

پسران شهید این حضرت عبارتند از:

محمد: شانزده سال بیشتر نداشته است و پس از حضرت قاسم (علیه السّلام) به میدان رفت.

ابوبکر (عمرو) برادر مادری قاسم: او نیز نوجوان بوده و پیش از قاسم به شهادت رسیده و در زیارت ناحیه درباره ایشان آمده است: «السّلام على أبی بکر الحسن‏ الزّکیّ، الولیّ المرمیّ بالسّهم الرّدیّ، لعن اللّه قاتله عبد اللّه بن عقبه الغنویّ.»

قاسم: وی نوجوانی بود که هنوز به حدّ بلوغ نرسیده بود،‌ و در کربلا به شهادت رسید.

عبدالله اکبر: هانى بن ثبیت حضرمى او را به شهادت رساند.

عبدالله اصغر: کودکی یازده ساله بوهد که وقتی امام را در محاصره دشمن می‌بیند به یاری امام می‌رود.

عبد الرحمن بن حسن(ع) با عمویش امام حسین(ع) براى زیارت حج بیرون رفت و در ابواء در حال احرام از دنیا رفت.

از بازماندگان امام حسن از کربلا سه نفر بوده‌اند از جمله:

عمر بن حسن(علیه السّلام)و کودکی خردسال بود و حدود یازده سال داشت که در سفر کربلا عمویش را همراهی کرد. بعد از واقعه‏ کربلا با دیگر اسیران روانه‏ شام شد.

حسن مثنی: چهارمین فرزند امام مجتبی (ع) که در حادثه کربلا حضور داشت و در روز عاشورا به میدان رفت و سر انجام روی زمین افتاد؛ هنگامی که سپاه دشمن برای جدا کردن سرها آمدند، دیدند او هنوز زنده است و رمقی در بدن دارد، زنی به نام «اسماء» که از خویشاوندان مادری او بود وساطت کرد و او را با خود به کوفه برد و مداوا نمود تا بهبود یافت و بعد به مدینه رفت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *