روز دهم فروردین سال ۱۲۹۱ هـش تیتر بیشتر روزنامهها این بود:
حرم امام رضا(ع) به توپ بسته شد
پیرو این اتفاق تلخ روزنامههایی که وقایع آن زمان را شرح میدادند، نوشتند: «با حمله نظامی به حرم امام هشتم(ع) و به توپ بستن بارگاه امام رضا(ع)، عید نوروز نه فقط به کام مردم مشهد، بلکه برای همه مردم ایران، شیعیان و ارادتمندان اهلبیت پیامبر(ص)، تلخ و خونبار شد.»
این فاجعه در دوران قاجار رخ داده است. به این بهانه که، دولت روسیه طی اولتیماتومی به دولت ایران، خواستار اخراج فردی به نام مورگان شوستر آمریکایی و نیز استخدام اتباع خارجی با اجازه دُوَل روس و انگلیس شد. در پی ردّ این اولتیماتوم توسط مجلس شورای ملی، روس ها فردی به نام یوسف خان هراتی را تحریک کردند تا آرامش شهر را برهم بزند.
اهانت شرم آور روسها به حرم مطهر امام رئوف (ع):
یوسف خان در مشهد قیام کرد و ادعای او این بود ما مشروطیت را نمیخواهیم. کمکم تعدادی از مردم را به دور خود جمع کرد، هنوز مدتی از ماجرای این شخص نگذشته بود، که فردی دیگر بهنام طالب الحق نیز سر بلند کرد و با یوسف خان همداستان شد. هر دو آنان به همراه یارانشان در مسجد جامع گوهرشاد جمع میشدند. در شهر مشهد هرج و مرج عجیبی رخ داده بود. قوای روس نیز به بهانه اینکه جانِ اتباع آنها در خطر است به شهر مقدس مشهد وارد شدند و سپس برای تهدید دولت ایران و نیز بیاحترامی به عقاید و احساسات مذهبی مردم، حرم مطهر امام رضا(ع) را به توپ بستند…
با آل علی (ع) هرکه در افتاد ورافتاد…
در پی حمله توپخانه روسیه به حرم امام رضا(ع) شهادت حدود 70زائر و غارت کردن حرم به دستور نیکلای دوم، افکار وعواطف شیعیان جریحهدار شد و در این میان سیداشرفالدین حسینی (نسیم شمال) شعری خطاب به تزار مینویسد که بعد از یک قرن هنوز هم برای شیعیان تازگی دارد:
این قبر غریبالغربا خسرو طوس است
این قبر مغیثالضعفا شمس شموس است
خاک در او مرجع ارواح و نفوس است
باید ز ره صدق بر این خاک درافتاد
با آل علی (ع) هرکه درافتاد ورافتاد...
این شعر از واقعیتی انکارناپذیر حکایت میکند
حقیقتی که حتی نیکلای روس هم توان فرار از آن را نداشت. پنج سال پس از این فاجعه عاقبت، کشور او دچار هرج و مرج شد و او نشان داد که از اداره کشور آشوبزدهاش و نیز ارتش که درگیر جنگ جهانی اول بود ناتوان است و ناچار به کنارهگیری از حکومت شد و سرانجام فرمانروایی او با انقلاب ۱۹۱۷ روسیه به پایان رسید.
عاقبت جسارت به حرم مطهر رضوی (ع):
چند ماه پس از این انقلاب، نیکلای و خانوادهاش به دست بلشویکها کشته شدند، افراد مسلح پس از قتل اعضای خانواده رومانوف، اجساد آنها را در پتو به منطقهای در محل قتل حمل کرده و اجساد را اسید پاشیدند؛ البته روایت تاریخی دیگری میگوید که جسد نیکلای و خانوادهاش را سوزاندند.
جیران…
این رفتار روسها برای ایرانیان که عاشق امام رضا(ع) و حرم آن حضرت بودند، قابل تحمل نبود و در سراسر ایران ضجه ای بر پا کرد. همان وقت شاعران نیز در این باره سرودههایی انشاء کردند. قطعاً اگر هزار سال و هزاران سال هم بگذرد برخی وقایع آنچنان بر قلبها سنگینی میکند که فراموشی آن محال است. این فاجعه نیز در ادبیات کشورمان بازتابی قابل تأمل داشته و کتاب های متعددی در این زمینه نوشته شده است. از جمله آنها کتاب جیران نوشته فاطمه سلطانی است.
رمان جیران به قلم فاطمه سلطانی از انتشارات کتاب جمکران با داستانی جذاب این واقعه تلخ تاریخی را بازگو میکند.







دیدگاهتان را بنویسید