مفرد مذکر غائب

نمایشنامه ای پیرامون ولادت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه)

نمایش‌نامه «مفرد، مذکر، غایب» زندگی ملیکا یا نرجس‌خاتون مادر گرامی امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) است، این نمایش‌نامه از آشنایی ایشان با کنیزی عرب که وظیفه‌ تدریس زبان عربی را دارد و واسطه‌ای برای تعبیر خواب‌های ملیکا و آشنا کردن هرچه بیشتر او با خاندان اهل بیت (علیهم السلام) و در نهایت ازدواج با شخص امام حسن‌عسگری (علیه السلام) است.

علی موذنی بسیار خوب دیالوگ‌ها را با زبانی شیرین و داستانی در ذهن خواننده به تصویر می‌کشد و به نوعی موشکافانه دغدغه‌ها و شرایط احساسی افراد نمایش را بررسی می‌کند. علی مؤذنی با کتاب “مفرد مذکر غایب” در جشنواره دوسالانه کتاب مهدوی به عنوان رتبه نخست در بخش ادبی مورد تقدیر واقع شد.

70/000 ریال 63/000 ریال

اطلاعات کتاب

وزن110 g
نوع جلد

جلد معمولی

زبان کتاب

فارسی

تعداد صفحه

112

قطع کتاب

رقعی

شابک

978-964-6705-08-1

نوبت چاپ

پنجم

سال انتشار

1396

درباره نویسنده

علی موذنی

علی موذنی

وی متولد ۱۳۳۷ می‌باشد. دارای لیسانس ادبیات نمایشی است و از جمله نویسندگانی است که کار نوشتن را به شکل حرفه‌ای دنبال می‌کند. وی در عرصه‌های داستان کوتاه، رمان، داستان بلند، نمایشنامه، فیلمنامه قلم می‌زند. همچنین در حوزه ساخت فیلم فعالیت دارد. وی از فعالین حوزه ادبیات دفاع مقدس است که رویکردی خاص در این زمینه دارد.

اغلب آثار وی با اقبال منتقدان و مخاطبان روبرو شده و جوایزی را نیز کسب کرده‌است.

مفرد مذکر غائب

نمایشنامه ای پیرامون ولادت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه)

نمایش‌نامه «مفرد، مذکر، غایب» زندگی ملیکا یا نرجس‌خاتون مادر گرامی امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) است، این نمایش‌نامه از آشنایی ایشان با کنیزی عرب که وظیفه‌ تدریس زبان عربی را دارد و واسطه‌ای برای تعبیر خواب‌های ملیکا و آشنا کردن هرچه بیشتر او با خاندان اهل بیت (علیهم السلام) و در نهایت ازدواج با شخص امام حسن‌عسگری (علیه السلام) است.

علی موذنی بسیار خوب دیالوگ‌ها را با زبانی شیرین و داستانی در ذهن خواننده به تصویر می‌کشد و به نوعی موشکافانه دغدغه‌ها و شرایط احساسی افراد نمایش را بررسی می‌کند. علی مؤذنی با کتاب “مفرد مذکر غایب” در جشنواره دوسالانه کتاب مهدوی به عنوان رتبه نخست در بخش ادبی مورد تقدیر واقع شد.

برشی از کتاب:

ملیکا: در فروش من تعجیل نکن
عمرو: مویم سفید می‌شود و دندان‌هایم سیاه و تو روی دستم می‌مانی
ملیکا: آیا نباید آن کس که به تملک او در می‌آیم به دلم بنشیند؟ (مردی که آن را در نظر داشته، نزدیک می شود.)
عمرو: آمدیم و کسی به دل تو ننشست. تکلیف چیست؟
مرد: سلام بر عمروبن یزید. (عمرو در او دقیق می‌شود و می‌شناسد و خوشحال به پا می‌خیزد)
عمرو: السلام جناب بشربن سلیمان
بشر: از قرار رومی است.
(عمرو پاسخ نمی‌دهد)
بشر: قیمت‌اش چند است؟
عمرو: (نا مطمئن) سیصد!
بشر: نام شما چیست خواهرم؟
عمرو: (به شوق آمده) نرجس!
بشر: اگر رومی است چرا نامش نرجس است؟
عمرو: اسم، اسم است دیگر جناب بشر! رومی و زنگی ندارد.
بشر نامه ای را از پر شالش بیرون می آورد…..
ملیکا: (به عمرو) خوشحال باش که من مالک خویش را یافتم

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “مفرد مذکر غائب”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *