خرمالوها را به گنجشک ها بفروش

کتاب داستانی ” خرمالوها را به گنجشک ها بفروش ” به قلم ” محمد حنیف ” متشکل از پنج فصل و رمان های مختلف است که توسط انتشارات کتاب جمکران به تازگی به چاپ رسیده است.

90/000 ریال 81/000 ریال

اطلاعات کتاب

وزن310 g
نوع جلد

جلد معمولی

شابک

978-964-973-438-5

زبان کتاب

فارسی

تعداد صفحه

336

نوبت چاپ

اول

سال انتشار

1395

قطع کتاب

رقعی

درباره نویسنده

محمد حنیف

محمد حنیف

محمد حنیف بروجردی در سال ۱۳۳۹ در شهر زیبای بروجرد دیده به جهان گشود و در زادگاهش بروجرد نشو و نما نموده و پس از گرفتن دیپلم تجربی از دبیرستان پهلوی سابق برای ادامه تحصیلات راهی دیار غربت شد . ایشان دارای مدرک دکترای تاریخ و همچنین پژوهشگر و داستان نویس برگزیده کشوری در سالهای مختلف می باشد .استاد حنیف داستان نويس و پژوهشگر مرکز تحقيقات صدا و سيما و ليسانس دبيري تاريخ را از دانشگاه تربيت معلم تهران در سال ۱۳۶۶ و فوق ‌ليسانس تاريخ ايران اسلامي را از دانشگاه آزاد ـ تهران مرکزي در سال ۱۳۷۴ و دکتراي تخصصي تاريخ ايران اسلامي را از دانشگاه علوم و تحقيقات تهران در سال ۱۳۸۷ دریافت نمود . استاد حنيف همچنين داراي مدرك معادل فوق‌ليسانس سياست و پژوهش معاونت پژوهشي حوزة هنري در ۱۳۷۰ می باشد .

خرمالوها را به گنجشک ها بفروش

رمان «خرمالوها را به گنجشک‌ها بفروش» نوشته محمد حنیف به تازگی توسط انتشارات کتاب جمکران منتشر و راهی بازار نشر شده است.
حنیف محقق و داستان نویس است و پیش از این، کتاب‌های «چگونه ادبیات داستانی را تحلیل کنیم»، «راز و رمزهای داستان نویسی » و «زمانی برای فریاد» و رمان‌های «کلاه جادویی و مجسمه مسی» و «این مرد از همان موقع بوی مرگ می‌داد» از او چاپ شده است.

رمان «خرمالوها را به گنجشک‌ها بفروش» تازه‌ترین اثر این نویسنده است که در ۵ فصل نوشته شده و هر فصل آن به بخش‌های مختلف تقسیم می‌شود…

نامزد پانزدهمین دوره جایزه قلم زرین در حوزه داستان بزرگسال    http://yon.ir/smgDi

برشی از کتاب:

با خودم گفتم، پرنیان که دیده اهل نماز و روزه ام، اهل حلال و حرومم، می دونست از اون گوشه حلال مالش بخشیده! خودشم، خدایی چرا پام به زندون واشده، حتم آدم بدی نبود، اگه بود، اگه ریگی به کفشش بود که مث خیلی از اون بی پدر و مادرا قبل از اینکه تق مملکت درآد، زده بود بیرون، این بود که باور کردم اون مال حلاله! وکیل پرنیان وقتی دید، مِن و من می کنم، دوباره زنگ زد به رئیسش تا اونم با این جمله دهنم رو ببنده که، مگه خودت نگفتی خدا بنده هاشو تنها نمی ذاره! مگه وقتیه مبندا به لودادنِ خودت خندیدند، نگفتی خدا خودش کارت رو بی جواب نمی ذاره؟ خب اینم یه کاری از طرف بندۀ خدا بدون! دیدم راست می گه، وکیل پرنیان خودش پام واستاد تا راه افتادم. بعد توی واردات و صادرات انداختم، توی همون کاری که اجداد پرنیان بلد بودن. حالا این حرفا رو چرا واسَت می گم؟ تا اگه به این دلیل دخترت رو به امیریل من نم یدی که مبادا عروس من سر سفره حروم بشینه، بدونی این طورام نیس…

 

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “خرمالوها را به گنجشک ها بفروش”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *