من می‌توانم

داستان‌های کوتاه با محوریت مهارت‌های یادگیری و پژوهشی

نویسنده: سیداحمد موسوی

“من می‌توانم” نوشته “سید احمد موسوی” مجموعه ۲۴ داستان کوتاه با محوریت مهارت های یاد‌گیری است که هرکدام از آن‌ها حاصل تجارب و خاطرات نویسنده کتاب است.

هر یک از داستان‌های “من می‌توانم” به مشکلی اشاره می‌کند که امکان دارد مشکل هر انسانی باشد و در ماجرای همان داستان راه حل مشکل را نیز بیان می‌کند.

یکی از نقاط قوت “من می‌توانم” این است که در پایان هر داستان چند حدیث و روایت مرتبط به داستان از امامان معصوم (علیهم‌السلام) ذکر شده است.

این کتاب با مقدمه ” دکتر جهانگیر مسعودی” ۱۰۴ صفحه دارد و در قطع رقعی از انتشارات کتاب جمکران به چاپ رسیده است.

۶,۳۰۰ تومان۹,۰۰۰

    اطلاعات بیشتر

    نوبت چاپ

    دوم

    سال انتشار

    1397

    قطع کتاب

    رقعی

    تعداد صفحه

    104

    زبان کتاب

    فارسی

    شابک

    978-964-973-569-6

    نوع جلد

    جلد معمولی

    توضیحات

    من می‌توانم

    “من می‌توانم” نوشته “سید احمد موسوی” مجموعه ۲۴ داستان کوتاه با محوریت مهارت های یاد‌گیری است که هرکدام از آن‌ها حاصل تجارب و خاطرات نویسنده کتاب است.

    هر یک از داستان‌های “من می‌توانم” به مشکلی اشاره می‌کند که امکان دارد مشکل هر انسانی باشد و در ماجرای همان داستان راه حل مشکل را نیز بیان می‌کند.

    یکی از نقاط قوت “من می‌توانم” این است که در پایان هر داستان چند حدیث و روایت مرتبط به داستان از امامان معصوم (علیهم‌السلام) ذکر شده است.

    این کتاب با مقدمه ” دکتر جهانگیر مسعودی” ۱۰۴ صفحه دارد و در قطع رقعی از انتشارات کتاب جمکران به چاپ رسیده است.

    برشی از کتاب:

    دیسک کمر
    یکی دو ماه مانده بود به امتحانات که وامَم جور شد. بر خلافِ خواستۀ من، شروع به بنایی کردیم. مصالح که رسید پای کار، ظرف دو روز دیوارها را تا زیر آهن رساندیم. روز آهن‌کِشی، اوستا اَز من خواست دوتا کارگر اضافه بگیرَم. مَن هم که خسیس‌بازی‌ام گُل کرده بود، کارگر نگرفتم. گفتم چرا باید پول اضافه بدهم، خودم هستم و جُورِ دو تا کارگر را می‌کشم. آهن‌ها هجده بودند و سنگین. اولی، دومی، سومی و تا آخرین شاخ آهن، به جای دونفر کار کردم. پرتلاش بودم و پرتوان. تازه نفس بودم و قُلدر. رویِ همۀ کارگرها را کم کردم. نه خسته شدم نه کوفته. فقط این اَواخر بین دو تا کتف‌هایم می‌سوخت و یِک کم می‌خارید. غروب که شد کار را تعطیل کردیم و آمدم خانه‌.

    نقد و بررسی‌ها

    هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

    اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “من می‌توانم”

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *