مصاحبه با نویسنده کتاب بانوی عاشق خانم اعظم بروجردی

بانوی عاشق

چندین رمان و زندگی نامه با موضوع حضرت خدیجه(س) نوشته شده است که یکی از آنها کتاب «بانوی عاشق» هست از «انتشارات کتاب جمکران». به همین مناسبت گفتگو کردیم با نویسنده این کتاب، خانم «اعظم بروجردی» که بیشتر ایشان را با نویسندگی سریال پرطرفدار «پهلوانان نمی‌میرند» می شناسیم.

لطفا معرفی از خودتان برای مخاطبان داشته باشید؟

اعظم بروجردی هستم. بیشتر نمایشنامه‌نویس هستم. کارگردانی نمایش هم انجام می‌دهم ولی نه زیاد. حدود چهل سالی است که در کار تئاتر و نمایش هستم.

چطور شد سراغ رمان‌نویسی آمدید؟

این اواخر به رمان روآوردم. چون هم بودجه‌ای برای تئاتر پرداخته نمی‌شود و هم تئاتر کاری جمعی است و نمی‌شود تنهایی کاری را به اجرا ببریم، برای همین به رمان روآوردم.

پیش از کار بانوی عاشق چه کارهای در زمینه نویسندگی کتاب داشتید؟

قبل از اینکه این کتاب را بنویسم دو کار رمان بیشتر نداشتم. یکی کتاب «خواب سبز عشق» بوده است که موضوعی دفاع مقدسی است. فکر می کنم سال ۸۰ نوشتم. کار دیگری هم داشتم به نام «من سین» که درباره کیستی خود انسان است و اصلا این دنیا چیست و حالت سورئال دارد. و سین آن برگرفته از آدم‌های عصرحجر دارد که کسی بوده است به نام سین که می‌رفته و شکار می‌کرده و بقیه می‌گفتند ما هم سین‌ایم و قصه‌های مربوط به آن.

کتاب نامه آخر را چگونه نوشتید؟

بعد از اینکه نمایش «پهلوان» که متفاوت از «پهلوانان نمی‌میرند» بود که کاری امام زمانی بود را  به صحنه بردم از روی آن کتاب «نامه آخر» درآمد. درحقیقت امیدبخشی و آمدن آخرین پهلوان که باید برگردد و جامعه به او نیاز دارد تا نجات پیدا کند مخاطب با این نمایش بسیار خوب برخورد کرد و خوش‌حال از سالن بیرون می‌رفتند و خودم هربار آن را می‌دیدم اشک شوق می‌ریختم. بنابراین تصمیم گرفتم متن نمایشنامه را به انتشارات جمکران بدهم برای چاپ. چند ماهی گذشت و خبری نشد. اما بالاخره تماس گرفتند و گفتند رمان آن را برای ما بنویس. بنابراین شروع کردم به نوشتن رمانش و به آن شاخ و برگ دادم و گسترشش دادم.

چه شد که سراغ موضوع مهدوی رفتید؟

سال‌ها پیش نذری کردم که پنج نمایشنامه برای امام زمان بنویسم. به خواسته‌ام نرسیدم. اما این نیت ماند و دنبال این می‌گشتم تا کاری بکنم. چون مقام امام این‌قدر والا هست که دوست داشتم برای ایشان کار کنم. و در همه کارهای نمایشی‌ام گریزی به این موضوع زدم مثل نمایشنامه «تندباد خیال» که در آن شخصیتی هست به نام یوسف خیاط و مادر او در تمام شهرها به دنبال او می‌گردد و نهایتا متوجه می‌شود که این یوسف همه‌جا حضور دارد و هربار کسی به مشکلی بر می‌خورد یوسف برای مادرش نامه می‌نویسد که برود کارش را درست کند. این کار دفاع مقدسی است اما درحقیقت به مهدویت برمی‌گردد. تا آخرین کارم پهلوان بود. الان دوره‌ای است که ما این امید را نیاز داریم و اینکه وقتش رسیده است تا آرزو کنیم کنار امام زمان باشیم.

درباره رمان بانوی عاشق برایمان بگویید؟ چه شد که سراغ حضرت خدیجه رفتید؟

من ۱۵ سال است قصد دارم برای حضرت زینب رمان بنویسم اما موفق نشده‌ام. حضرت خدیجه و حضرت فاطمه مادران ما هستند و نمی‌توانیم از آن‌ها جدا شویم. حضرت خدیجه همیشه برای من مسئله بود که در روایات درباره‌شان می‌خواندم که مثلا سن‌شان ۴۵ بوده پیامبر ۲۵ ساله بوده است. چند بار ازدواج کرده است. تعدادی بچه داشته است. با این اوصاف چرا با پیامبر ازدواج کرده است. و همیشه برایم سوال بود که اصل قضیه و واقعیت چیست. بعد درباره آن تحقیق کردم دیدم این‌ها نیست. چون عشق را خودم تجربه کرده بودم می‌دانستم آدم‌ها بدون صورت هم می‌توانند عاشق شوند. وقتی به زندگی حضرت خدیجه رجوع کردم دیدم ایشان بدون صورت عاشق بوده به همین دلیل خواستگارها را می‌پذیرفته اما وقتی معیار موردنظر را نداشته رد می‌کرده است. خیلی خوشم آمد از شخصیت ایشان پس نمایشنامه‌ای نوشتم به نام «ملکه بطحا» که اجرا نشد اما خیلی خواهان داشت. اما کار سختی بود چون نباید چهره‌ها نشان داده می‌شد. وقتی وارد وادی نویسندگی رمان شدم تصمیم گرفتم آن را رمان کنم که درواقع عاشقانه حضرت خدیجه است. زنی که از کودکی عاشق می‌شود عاشق کسی که صفت‌های آرمانی و الهی داشته است و او دائم درگیر این عشق است.

حضرت خدیجه برای جوان امروز چه الگویی می‌تواند باشد؟

اعتقاد و اطمینان و ایمان به یک نفر که همه وجودت را به او بدهی نه از روی هوس و احساس که از روی عقل که آن‌قدر محکم باشد که بتوانی وجودت را به او ببخشی این جزو آرزوها و آمال جوان‌هاست. ما چون آن آرمان را گم کردیم به هر چیزی که می‌رسیم می‌گیریم و می‌گوییم شاید آن باشد. نیاز جوان امروز این است که راه را برایش باز کنیم برای پیدا کردن گمشده‌اش تا بفهمد چه می‌خواهد. مهم پیدا کردن راه اصلی است و فقط باید آن را بفهمند. اما آن‌قدر دارد علیه همان راه تبلیغ می‌شود که اصلا جوان‌ها را به سمت‌های دیگر منحرف کرده‌اند که مبادا این‌ها گوشه‌ای این طرف را هم نگاه کنند. درحالی که گمشده همین گوشه‌ای است که نگاهش هم نمی‌کنند.

از اهمیت کار برای حضرت خدیجه بفرمایید.

اولیا حضرت خدیجه کبری شخصیت بانویی است که مسلمانان از شیعه و سنی و دیگر مذاهب در باره شان اتفاق نظر و هم سوی باهم هستند ودر امر بزرگی و جلال و جبروت ایشان اتفاق دارند و دلیل اهمیت ایشان برای جهان انسان بیشتر به همین دلیل است که ایشان می توانند همه مذاهب اسلامی را به هم پیوند بدهند و وحدت ایجاد کنند  و مورد بعدی شخصیت خاص شان در پروراندن فاطمه زهرا سلام الله است و نسل مطهری که سلاله پاکی و انسان کامل است.

ضعف و کاستی‌هایی که در کار برای این شخصیت هست بفرمائید؟

ضعف و کاستی که برای این شخصیت به هیچ وجه تصوری ندارد که ایشان انسان کامل هستند اما نقص و کاستی از من به عنوان کسی که جرئت کرده و در باره ایشان نوشته به شدت زیاد و چشم گیر است که انشاالله خود حضرتش به بزرگی و جبروتشان ببخشند بر ما.

تا چقدر توانسته‌ایم حضرت خدیجه را به مخاطبان بشناسانیم؟

در حد خودمان و نه بیشتر که ایشان شخصیتی نامحدود دارند و از لایه های وجودی ایشان کسی در حد من و حتی خیلی بزرگتر ازمن دسترسی ندارد و نخواهد داشت ایشان به درختی تنومند می مانند که واژگون اند و ریشه هایشان در هفت آسمان کشیده شده است اما ما تنها  تنه ای از ایشان می بینیم و شاخه هایی محدود به دید و ذهن خودمان.

گفتنی است، رمان «بانوی عاشق» با موضوع حضرت خدیجه (س) به قلم «اعظم بروجردی» و توسط انتشارات کتاب جمکران منتشر شده که اخیرا به چاپ دوم هم رسیده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *