جنگها با توافقنامهها، آتشبسها و عقبنشینی لشکرها روی کاغذ تمام میشوند، اما در جغرافیای خصوصی آدمها تا دههها ادامه مییابند. صورت رسمی تاریخ همیشه پر است از آمار فتحها، خسارتها و نام فرماندهان؛ اما آنچه اثرات عمیق یک بحران را در شریانهای جامعه زنده نگه میدارد، زندگی روزمرهی خانوادههایی است که پس از فروپاشیدن صدای توپها، با صورتهای جدیدی از رنج و صبوری مواجه شدند.
ادبیات داستانی وقتی از سطح گزارشهای رسمی فاصله میگیرد، تازه به «مسئلهی انسان» میرسد. در این ساحت، پدر قهرمان یکباره به صندلی چرخداری محدود میشود که پذیرشش برای فرزند نوجوانش در دبیرستان ساده نیست؛ اتاق عمل بیمارستان صحرایی به میدان جراحیهای پیدرپی و آزمون تابآوری تبدیل میشود؛ و دلتنگی یک دختربچه، خود را در شیطنتهای کوچک برای نگه داشتن پدر در خانه نشان میدهد.
مجموعه کتابهایی که در این قفسه کتاب از عطف کتاب جمکران بررسی شدهاند، رمانهایی دربارهی ادعاهای بزرگ نیستند؛ بلکه مستنداتی داستانی از مواجههی زنان، دختران و خانوادهها با واقعیت برهنه، پیچیده و گاه تلخ آثار بلندمدت یک جنگ هستند.
ژنرال ماه:
کتاب «ژنرال ماه» نوشته لعیا اعتمادی، روایتی عمیق و ملموس از دنیای پر از حساسیت دختران نوجوان در دوران دبیرستان است. داستان حول محور سمانه میچرخد؛ دختری باهوش که زیر بار کنایههای برخی همکلاسیهایش درباره سهمیهها، دچار نوعی سردرگمی و فاصلهگیری از پدر جانبازش شده است. پدر او از رزمندگان برجسته دوران دفاع مقدس بوده که همرزمانش او را «ژنرال» مینامیدند؛ قهرمانی که دو پا، یک دست و یک چشم خود را در جنگ از دست داده و پیکرش پر از ترکشهای یادگاری است. سمانه که پدرش را تنها در حد ویلچر، محدودیتهای خانوادگی و دورهمی با دوستان قدیمیاش میبیند، حتی از حضور او در جشنهای مدرسه احساس شرمندگی میکند و در مجادلهای خانوادگی مدعی میشود خاطرات جنگ تاریخمصرفشان گذشته است.
عنوان هوشمندانه کتاب از حادثهای اثرگذار ریشه میگیرد؛ روزی که تلویزیون تصویر چالههای سطح کره ماه را نشان میداد و پدر سمانه با دیدن آن به گریه افتاد، چرا که جسم خودش نیز مانند سطح ماه پر از چالهها و ترکشهای عمیق بود. در نهایت، سمانه از مسیر تلخیها و سوءتفاهمهای نوجوانی عبور کرده و پس از درک عمق ایثار، مظلومیت و عظمت روح پدرش، نگاهی نو به زندگی یک جانباز ۷۰ درصد پیدا میکند.
گوشوارههای آلبالویی:
کتاب «گوشوارههای آلبالویی» رمانی خواندنی است که جنگ و پشت جبهه را از زاویه دید معصومانه و کودکانه ریحانه سادات، دختربچه ۹ ساله، روایت میکند.
داستان با شنیده شدن خبر سفر قریبالوقوع «آقاجان» به جبهه شروع میشود. ریحانه که شدیدا به پدرش وابسته است و طاقت دوری او را ندارد، دست به کارهای کودکانه و شیطنتآمیزی میزند تا مانع رفتن او شود، اما صحبتهای صمیمانه پدر، مسیر داستان را وارد مرحله تازهای میکند. با رفتن آقاجان، زندگی ریحانه و خانوادهاش وارد فضایی پر از حس انتظار، نامهنگاریهای پرمهر، فعالیتهای مسجد محل و تجربه روزهای پرالتهاب اما پرامید میشود.
نقطه عطف قصه زمانی شکل میگیرد که ارسال نامههای پدر ناگهان قطع میشود و بیخبری، اهالی خانه را در نگران میسازد. این کتاب با قلمی گرم و احساسی، قصهای ملموس از رشد، مسئولیتپذیری و صبوری خانوادههای رزمندگان ارائه میدهد و نشان میدهد که چگونه یک دختربچه در دل بزرگترین چالشهای زندگی، راهی برای ثبت خاطرات و ماندگار کردن عشق مییابد.
همه خبرها اینجاست:
«همه خبرها اینجاست» قصه شگفتانگیز و الهامبخش زندگی شهیده دکتر پروین ناصحی است؛ اولین بانوی متخصص جراحی عمومی در ایران که در دوران دفاع مقدس رکورددار جراحی مجروحان جنگی شد و به او لقب «پنجه طلا» دادند. او که از شاگردان برجسته پروفسور ایرج فاضل بود، تمامی رفاه و موقعیتهای درخشان کاری را رها کرد و دستهای بیلرزش خود را وقف نجات مجروحان شیمیایی و ترکشخورده در قم و بیمارستانهای صحرایی نمود.
این کتاب روایت پایداری دختری از کیان دماوند است که در یک روز تاریخی، ۹۴ جراحی سنگین را پشت سر گذاشت! «همه خبرها اینجاست» روایتی انسانی و پراحساس از همزمانی نقشهای پروین بهعنوان یک همسر، یک مادر باردار و یک جراح بیادعا است که سرانجام در ۳۳ سالگی و در راه خدمت به مجروحان به فیض شهادت نائل آمد.
آتیش پاره:
کتاب «آتیش پاره» رمانی جذاب و پرانرژی که با نگاهی متفاوت و شیرین به آثار و یادگارهای دوران دفاع مقدس در فضای صمیمی یک روستا میپردازد.
داستان درباره دختری به نام زهراست؛ نوجوانی باهوش، جسور و پرانرژی که به دلیل شیطنتهای بامزه، زبان سرخ و ذکاوت خاصش، همه در روستا او را به نام «آتیش پاره» میشناسند. زهرا استعداد و علاقه ویژهای در نامهنگاری دارد و همین توانایی، کلید ورود او به ماجراهایی بزرگتر و غیرمنتظره میشود.
گره اصلی قصه زمانی شکل میگیرد که زهرا متوجه دلتنگیها و نگرانیهای پیرزن مهربان روستا، درباره یکی از رزمندگان محبوب روستا به نام جعفر میشود. جعفر سالهاست در جبهه حضور دارد و چشمانتظاری پیرزن، توجه زهرا را جلب میکند. «آتیش پاره» تصمیم میگیرد از این دغدغه و مهارت خاص خود در نوشتن نامه استفاده کند تا ماجرایی تازه را رقم بزند؛ ماجرایی که اهالی روستا را درگیر سلسلهحوادثی خواندنی و پرکشش میکند. این کتاب با قلمی روان، شوخطبعانه و ملموس، قصه کنجکاویهای یک دختر نوجوان را روایت میکند و به زیبایی نشان میدهد که چگونه یاد ایثارگران و خاطرات آن دوران، هنوز در نبض زندگی روزمره مردم جریان دارد.
یخ در بهشت:
«یخ در بهشت» دستپخت بانوانِ توانمند نویسندهای است که به بهانه داستان، راوی دفاع مقدس و زنان آن شدهاند.
یخ در بهشت روایت مادرانی است که خودشان از قهرمانی دیگران قصهها گفتهاند و حال خودشان قهرمانانی شدهاند که از آنها قصهها باید گفت. خواهران، مادران و دخترانی که سالها پیش از جنگ با تربیت رزمندگان سهم سترگی در جبههها داشتند و در حین جنگ با جانفشانی و دلسوزی، و پشت خط جبهه با صبوری و مدارا، از جنگ حماسهای به وسعت روحشان ساختند.
دخیل عشق:
مولف در «دخیل عشق»، داستانش را با سرگذشت جانبازی به نام رضا پیش می برد که پاها و یک دست خود را در جبهه از دست داده است. جانباز شدن رضا باعث اختلاف بین پدر و مادر او می شود. پدر آن ها را ترک می کند و بعد از گذشت ده سال از پایان جنگ رضا به دلیل فوت مادر به آسایشگاه منتقل می شود. داستان از یک آسایشگاه جانبازان جنگی آغاز می شود و خواننده وارد حال و هوای رزمندگان و عوالمی که آنها این روزها در آن سیر می کنند می شود.
برای مادرم:
«برای مادرم» از این حقیقت سخن میگوید که جنگ برای برخی آدمها با آتشبس تمام نشد، بلکه دهها سال در خانه و رگهایشان جریان یافت.
داستان درباره مادری به نام مریم است؛ زنی که تمام جان و جوانیش را صرف پرستاری از همسر شیمیایی و جانبازش کرده است؛ مردی که ترکشهای داخل بدنش هر از گاهی جابهجا شده و خاطرات تلخ و شیرین را در سرش به دوران میاندازند. مریم داغ پسران شهید و مفقودالاثرش و بیماری فرزندانش را در سکوت دوش میکشد بدون آنکه فرصتی برای زندگی عادی داشته باشد. دختر او، محبوبه، تصمیم میگیرد بر اساس یادداشتهای پدرش داستان این ترکشها را بنویسد، اما هرچه پیش میرود درمییابد که صاحب واقعی و روح اصلی این داستان کسی جز مریم نیست.
برای خرید تمامی این کتابها میتوانید به سایت فروشگاهی انتشارات کتاب جمکران مراجعه فرمایید.







دیدگاهتان را بنویسید