در دنیای سیاست و روابط بینالملل، گاهی حاکمانی در سایه وجود دارند که سلاحشان نه شمشیر و باروت، بلکه شبکه بانکی مقتدر و انباشت بیسابقه سرمایه مادی است. در تاریخ معاصر، هیچ نامی به اندازه «خاندان روچیلد» نماد این قدرت مادی مطلق و نفوذ اقتصادی در جهان نیست. خانوادهای که توانستند مسیر قاره اروپا، شرق و جهان اسلام را دگرگون سازند. این ذرهبین به بررسی دقیق این خاندان، چگونگی فتح بازارهای مالی جهان توسط آنان و نقش بنیادین و حیاتیشان در بسترسازی و تأسیس اسرائیل میپردازد.
تولد یک امپراتوری
سرآغاز این داستان به حدود سال ۱۷۴۰ میلادی در فرانکفورت آلمان بازمیگردد؛ جایی که خاندانی یهودی به نام روچیلد شروع به ظهور در عرصه اقتصادی کرد. هسته اصلی این امپراتوری توسط مایر آمشل روچیلد (متولد ۱۷۴۳) شکل گرفت. هرچند خانوادهاش آرزو داشتند او یک خاخام مذهبی شود، اما علاقه مفرط او به پول، مسیرش را به سمت صرافی و بانکداری کشاند. مایر آمشل پس از مدتی شاگردی، بانک اختصاصی خود را پایهگذاری کرد و در یک جهش بزرگ، به بانکدار رسمی ولیعهد آلمان تبدیل شد.
شاهکار مایر آمشل تنها در تأسیس یک بانک خلاصه نمیشد؛ او با هوشمندی کامل، پسران خود را به مهمترین مراکز اقتصادی و استراتژیک آن روزگار در قاره اروپا، از جمله انگلیس و آمستردام فرستاد تا با همکاری یکدیگر، منسجمترین و کارآمدترین شبکه بانکی خانوادگی تاریخ را بنیان نهند. این پراکندگی استراتژیک در شهرهای مختلف به همراه تسلط بر سیستم اعتبارات، وام و بهره، آنان را به یک ارتش مادی بیرقیب تبدیل کرد.
جنگها کاتالیزور پیشرفت روچیلدها میشوند
یکی از رازهای اصلی انباشت ثروت ماورایی خاندان روچیلد، بهرهگیری از فرصتهای جنگی و تأمین مالی همزمان طرفین درگیر بود. بارزترین نمود این راهبرد اقتصادی در جریان جنگهای ناپلئون به وقوع پیوست؛ جایی که در سناریویی شگفتآور، یکی از برادران خاندان روچیلد در فرانسه به دولت ناپلئون وام جنگی پرداخت میکرد و برادر دیگر در اتریش، به دولت اتریش (دشمن ناپلئون) اعتبار مالی میبخشید! از آنجا که حکومتها در زمان جنگ بیش از هر زمان دیگری به نقدینگی و پول نقد نیاز مبرم داشتند، روچیلدها با تکیه بر این نیاز حیاتی، ثروتی بیکران اندوختند و با پایان هر جنگ، قدرتمندتر و بانفوذتر از قبل ظاهر میشدند.
دامنه وامدهی این خاندان بیتاجوتخت چنان گسترده بود که تا سال ۱۸۴۷ میلادی به کشورهای گوناگونی همچون آلمان، اتریش، بریتانیا، فرانسه، برزیل، ایتالیا و بلژیک وامهای سنگینی پرداخت کردند. برای درک عمق این قدرت مالی، کافی است بدانیم پس از پایان جنگهای ناپلئون، سرمایه شاخه پاریس خاندان روچیلد به تنهایی به ششصدمیلیون فرانک فرانسه میرسید؛ در حالی که کل سرمایه تمام بانکهای فرانسه روی هم رفته تنها ۳۶۰ میلیون فرانک بود!!
روچیلدها علاوه بر بانکداری، انحصار خطوط راهآهن فرانسه و اتریش را به دست آوردند و در سال ۱۸۲۴ میلادی شرکت بیمه غولپیکر «آلیانز» را پایهگذاری نمودند که امروزه نیز از بزرگترین شرکتهای بیمه در اروپا به شمار میرود. با افول قدرت کلیسا، شاهان و اشراف در اروپا، جایگاه قدرت به تدریج به دست بانکداری شبکهای همچون روچیلدها افتاد.
روچیلدها و معماری اسرائیل
قدرت مادی افسانهای خاندان روچیلد، بسترساز اصلی شکلگیری جنبش سیاسی صهیونیسم به رهبری تئودور هرتسل گردید. نهادهای مالی یهودی اروپا پس از دستیابی به اوج قدرت مالی، برای تکمیل زنجیره نفوذ جهانی خود و تسلط بر منابع غنی شرق و تضعیف جغرافیای جهان اسلام، ایده تأسیس پایگاهی قدرتمند در قلب غرب آسیا (در سرزمین فلسطین و مجاورت کوه صهیون) را طراحی کردند.
مهمترین و جنجالیترین سند سیاسی تاریخ معاصر که پیوند این خاندان را با زایش رژیم اسرائیل آشکار میسازد، «اعلامیه بالفور» در سال ۱۹۱۷ میلادی است. پیش از پایان رسمی جنگ جهانی اول، دولت بریتانیا تصمیم گرفت به وعده خود برای حمایت از آرزوهای صهیونیسم عمل کند. لرد بالفور، وزیر خارجه وقت بریتانیا، نامهای رسمی و تاریخی را نه به یک مقام دولتی، بلکه به طور مستقیم خطاب به «بارون روچیلد» (رئیس وقت خاندان روچیلد) نوشت. در این اعلامیه تاریخی، دولت بریتانیا سرزمین فلسطین را به رئیس این خاندان ثروتمند وعده داد و اعلام کرد که بریتانیا تأسیس خانه ملی برای قوم یهود در فلسطین را با حسننظر تلقی کرده و برای تسهیل این هدف تلاش خواهد کرد. این پیوند عمیق مالی و سیاسی میان بریتانیا و رئیس خاندان روچیلد، چراغ سبزی برای استعمار همهجانبه فلسطین بود.
سرمایهگذاری روچیلد بر روی تصاحب اراضی فلسطین
پس از هموار شدن بسترهای سیاسی و حقوقی اشغال فلسطین، نوبت به اجرای عملیاتی پروژه غصب زمینها برای ریشهکن کردن ملت فلسطین رسید. یکی از ابزارهای اصلی صهیونیستها برای تسلط بر اراضی فلسطین، تصاحب و خرید نظاممند خاک این کشور بود. در این میان، نهادهایی چون «صندوق ملی یهود» و «انجمن استعمار یهودی فلسطین» نقشی کلیدی ایفا کردند؛ جالب اینجاست که بنیانگذار و حامی مالی اصلی هر دوی این نهادهای استعماری، شخص «بارون روچیلد» بود.
او با تزریق سرمایههای هنگفتی که از سوی یهودیان ثروتمند جهان تأمین میشد، این فرایند پیچیده را مدیریت کرد تا زمینهای حاصلخیز فلسطین به شکل برنامهریزیشده تصاحب شوند و بستری برای اسکان انبوه مهاجران یهودی اروپایی فراهم آید. این اقدامات در نهایت به تسخیر اراضی فلسطین، آوارگی صدها هزار نفر و وقوع فاجعه بزرگ «یوم النکبه» در سال ۱۹۴۸ میلادی منجر شد.
میراث سلاطین پول در تاریخ جهان
در تحلیل نهایی، خاندان روچیلد فراتر از یک خانواده سرمایهدار ساده، شتابدهنده و معمار اصلی نظم جدید مالی در جهان معاصر بودند. مایر آمشل روچیلد و فرزندانش با ابداع روشهای نوین بانکداری شبکهای، نفوذ در ارکان حاکمیتی کشورهای قدرتمند اروپایی، تأمین مالی جنگها و خرید انحصارهای بزرگ، شالودۀ نظام اقتصادی امروز را پی ریختند. اما بزرگترین میراث تاریخی آنان، نقشی است که در هموارسازی مسیر زایش اسرائیل و غصب سرزمین فلسطین ایفا کردند؛ پروژهای استعماری که از نامه رسمی بالفور به بارون روچیلد آغاز شد و با تأسیس نهادهای تصاحب اراضی تحت مدیریت وی تکمیل گردید. این خاندان نشان دادند که چگونه قدرت بیحدوحصر پول میتواند فراتر از قوانین بینالمللی حرکت کرده و سرنوشت کل یک منطقه و ملت را برای دههها به بازی بگیرد.
منبع : این مطلب برگرفته از کتاب قوم نافرمان منتشر شده توسط انتشارات کتاب جمکران است.






دیدگاهتان را بنویسید