اینجا هتل نیست: نگاه متفاوت به دنیا و قواعد آن در پژوهش های دو مهندس طلبه

مجموعه دریچه ای به حقیقت دنیا موبایل

همه ما مسلمانیم و روزی پنج بار به خدا اقرار می‌کنیم که دوستش داریم و هرچه بگوید به دیده منت انجام می‌دهیم. ماه رمضان و محرم و شعبان هم در خانه خدا بست می‌نشینیم تا ما را جزو مقربان خودش به حساب بیاورد و از آن رزق‌های اعلی نصیبمان کند. اما همین مای مسلمان وقتی پای عمل در میان است، مردد می‌شویم. مثلا با حقوق کم ازدواج نمی‌کنیم و با داشتن قسط و اجاره خانه، بچه دارشدن را عقب می‌اندازیم. برای داشتن رفاه و خانه و ماشین صبح تا شب و سه شیفت کار می‌کنیم تا زندگی به کام ما بشود.

پس خدای ما در زندگی کجاست؟!

خدایی که رهایمان کرده تا خودمان پول دربیاوریم وتازه قاعده‌اش هم این است که باید سه شیفت کار کنید تا پولتان زیاد باشد همان خدایی است که ما را به بندگی سفارش می‌کند؟! همان خدایی که می‌فرماید ازدواج کنید و از فقر نترسید؟! اگر خوب فکر کنیم ما مسلمان‌ها با باورهای عمیق دینی مان زندگی نمی‌کنیم. با مجموعه‌ای از دستورالعمل‌های واجب و حرام دین سروکار داریم و فقط به قدری مومن هستیم که خدا ما را جهنم نبرد. ولی واقعا قرار بود انسان با آن‌همه جلال و جبروت آفریده شود که فقط جهنم نرود؟!

ذره بین امشب قرار است راه پاسخ به این سوال‌ها را نشانتان بدهد. ذره بینی که سری به مجموعه «دریچه‌ای به حقیقت دنیا» می‌زند و پای مباحث دانشجویان طلبه‌ای می‌نشیند که برای اولین بار به زندگی دنیا، به شکلی عامیانه و توامان عملی و روایی نگاه کرده‌اند.

معرفی کتاب اینجا هتل نیست در عطف کتاب جمکران

 اگر دنیا هتل نیست، اینهمه امکانات چرا؟!

دانشجویی، جنس پویایی دارد. در جوهره دانشجویی، تلاش برای به ثمر نشاندن است. همانطور که نویسندگان دانشجو طلبه «دریچه ای به حقیقت دنیا» تلاش کرده اند علمشان را در مجموعه این کتب به ثمر بنشانند و اثری باقی بگذارند که تقدیم لبخند امام زمان است. کتاب اول، شامل دو حلقه است. حلقه ها همان اتصالهای گمشده ما با دینمان هستند. در این کتاب قرار است از خودمان بپرسیم دنیا واقعا هتل نیست؟! البته که نیست. در واقع این را همه ما قبول داریم اما در عمل به شکلی زندگی می‌کنیم که حتی فراتر از هتل هم می‌توانیم تصور کنیم. اگر دنیا هتل نیست و قرار هم نیست ما صاحب همه امکاناتش شویم، پس چرا تا مرز خستگی آخرین سلول بدنمان کار می‌کنیم؟!

نویسندگان این کتاب نیز همین دست سوال‌ها را از شما می‌پرسند. آنها در کتاب اول با عنوان «اینجا هتل نیست» برای تبیین نیاز ما به معارف عمیق دین، و پاسخ به اینکه خدای متعال در این عالم تا چه اندازه اسباب و علل را در خدمت هدف بندگی چیده است تلاش می‌کنند. کتاب اول پراز دوگانه هاست که ذهن مخاطب را به خوبی به خودش مشغول می‌کند! نویسندگان کتاب از ما میپرسند اگر مشکل مالی پیدا کنیم به چه راهکاری پناه می‌بریم؟! سبک زندگی امروزی آدم‌ها می‌گوید باید دودوتا چهار تا کنند و مخارج و ضرورت‌ها را بسنجند. اما دین می‌گوید انفاق کنید! این جا همان سوالی است که نویسندگان کتاب از ما میپرسند. بالاخره ما به کدام روش باید عمل کنیم؟! عقلانیت امروزی یا دینی که خودمان را مسلمانش می‌دانیم اما طوری به دستورات آن عمل می‌کنیم انگار مجموعه‌ای پراکنده از فرامین هستند که ارتباطی باهم ندارند و در نهایت باعث می‌شوند غضب خدا از ما دور شود.

کتاب در چند بخش تلاش می‌کند این دوگانگی و این نیاز عمیق را توضیح دهد، سپس به بحث جالبی درباره مکروه و مستحب می‌پردازد. در واقع نویسندگان این کتاب در تلاشند نشان دهند دین ما حتی در حوزه مستحبات هم رو به سوی هدف مشخصی دارد و اگر این هدف را هضم نکرده باشیم در بستر دنیا به شکل آدمی زندگی می‌کنیم که آمده هتل نه مومنی که دنیا عرصه مجاهدت اوست. این کتاب گمشده خیلی از ماست. خیلی از ما که مومنیم و گاهی شک می‌کنیم به خودمان، به اینکه چرا ما با این همه تلاش به جایی نمی‌رسیم اما آن آدم منافق و حتی کافر آن ور آبی دارد بی دردسر زندگیش را می‌کند؟!

نثر کتاب به قدری روان و پرکشش است که مخاطب را با خودش می‌کشد و می‌برد. کتاب به جای منبر رفتن از شما می‌پرسد و نظرتان را جویا می‌شود. گاهی مساله‎ای را مطرح می‌کند و منتظر می‌شود تا نظر مخاطبش را هم بشنود. در این کتاب شما در برابر پرسش های ذهنتان تنها نیستید، بلکه قرار است یکبار برای همیشه دین داری درست را ببینید. دین داری که امام حسین خونش را به پای آن ریخته باید فراتر از این اعمال سطحی باشد که ما روزانه انجام میدهیم و دینی که قرار است در زمانه ظهور به درجه اعلی خودش برسد قطعا فراتر از اعمال فردی مسلمان‌هاست.

در همین جلد، هتل دنیا را با عرصه مجاهدت مومن عوض می‌کنیم و به قواعد دنیایی می‌پردازیم که خدای آن، صرفا خدای ناظر نیست. خدایی نیست که باید سه شیفت کار کنید تا برکت بدهد. بلکه خدای حی و حاضر و ناظر است و وظایف و اهدافی برای اشرف مخلوقاتش تدارک دیده است و هرچه در دینش قرار داده است پیوسته به این هدف رهنمون می‌شود.

معرفی کتاب صحنه گردان دنیا در عطف کتاب جمکران

صحنه گردان دنیا، طناب‌های نامرئی دارد!

اگر از جلد اول به سلامت عبور کنیم و در چرایی مساله‌ها، به همان پاسخی برسیم که نویسندگان کتاب دنبال می‌کنند، جلد دوم با یک موضوع جذاب به پیشوازمان می‌آید. حالا که فهمیدیم دنیا هتل نیست و قرار است مجاهدت کنیم تا آن دنیا به نان و نوایی برسیم، پس خدای رب العالمین در این دنیا چطور خدایی است؟! چگونه سرنوشت ما را رقم می‌زند؟! اگر او رقم می‌زند پس ما این وسط چه کاره‌ایم؟! بله درست حدس زده‌اید. می‌رسیم به بحث شیرین و جذاب جبر واختیار! با مدعیان و طرفداران خاص خودش که هر کدام نظرات و ادله خودشان را دارند و نویسندگان کتاب نیز سر حوصله سراغ همه شان رفته‌اند تا اثبات کنند خدای ما، نه اختیار را از ما گرفته است و نه همه چیز را به حال خودش واگذار کرده است.

فهم این جلد کار سختی است البته نویسندگان جوان کتاب از پس سختی این مبحث و ادای جذابیت آن برآمده‌اند اما اساسا بحث جبر واختیار با همه لوازمش، بحثی است که خود آدم‌ها در مقابلش گارد ویژه ای دارند! آدم‌ها حتی در مقابل خالق خودشان هم حاضر نیستند دست از آزادی و استقلال تمام و کمال خودشان بشویند غافل از اینکه در حقیقت این آدم‌ها اختیار نسبی دارند اما از آنجا که همه چیز را منتسب به خودشان تصور می‌کنند، دست پرقدرت خدا را در پشت حوادث نمی‌بینند! بیاید طرح مساله و گره ذهنی خود نویسندگان را در بحث ربوبیت خداوند از متن کتاب بخوانیم:

«بیشتر ما معترف هستیم خدا روزی رسان است و هر طور بخواهد روزی می‌دهد و قبول داریم شرایط اجتماعی و اراده‌های مردم به خصوص متجاوزان و ظالمان هم در روزی ما اثر دارد.

بالاخره اگر کار خوبی پیدا کنیم و وضع اقتصادی رو به راه باشد و کسی به اموال ما دست درازی نکند وضعیت اقتصادی ما بهتر می‌شود وگرنه ممکن است در تنگنای اقتصادی قرار بگیریم.

اگر بپذیریم شرایط محیطی اراده خود ما و سایر مردم در سرنوشت ما اثرگذار هستند شاید بتوان گفت بر سرنوشت ما هیچ قاعده‌ای حاکم نیست. ضابطه‌ای وجود ندارد که توضیح دهد چه اتفاقی برای ما خواهد افتاد.

چون سرنوشت ما به شدت به اراده‌های مردم و شرایطی که تحت همین اراده‌های جمعی لحظه به لحظه تغییر می‌کند بستگی دارد. در صورتی که اگر چنین تحلیلی درست باشد جایی برای سرنوشت و ربوبیت الهی باقی نمی‌ماند.»

می‌بینید؟! به همین سادگی است. مساله‌ای که خیلی از ما به آن فکر نکرده ایم اما کاملا درگیر آن هستیم. واقعا ما در این دنیا چه می‌کنیم؟! و چه رابطه ای با صحنه گردان این دنیا برقرار کرده‌ایم؟! در این کتاب مباحثی مانند سنت های خداوند از جمله ابتلا، استدراج و ..مطرح شده و قضا و قدر نیز در جای خود پرداخته شده است. هم چنین در مورد اراده انسان و حوزه اختیاراتش و عواملی که در این اختیار دخیل است مفصلا حرف زده شده. در یک کلام جلد دوم تکلیف ما با اعمالمان را مشخص می‌کند. دیگر می‌فهمیم داریم کجا می‌رویم و چطور باید راهمان را تغییر بدهیم. باور به خدایی که هدف خاصی از آفرینش ما دارد و اسباب را هم بر همان اساس چیده در سبک زندگی ما تفاوت اساسی ایجاد خواهد کرد.

معرفی کتاب انسان و مسیرهای پیش رو در عطف کتاب جمکران

انسان و مسیرهای پیش رو ، فرصت مرور انتخاب!

به نظرم هر آدم آگاهی یکبار باید این سه جلد را بخواند تا بفهمد کجای زندگی مومنانه‌اش درز و نقص دارد و مسیرش را منحرف کرده است. در این سبک زندگی نیمه اسلامی که ما داریم جای چنین تلنگری خالی است. تلنگری که نه منبر باشد نه صرفا گفتن احادیث و روایات. این کتاب در جلد سومش، دیگر سراغ راه‌های پیش رو انسان رفته و جاده های صاف به سمت خدا کشیده است. البته نه آن قدر صاف که بلا و امتحان خدا پیش نیاید و مجاهدت بنده ها به راحتی به ثمر برسد. اما کتاب به سبک دو جلد پیشین بازهم سوالاتی را پیش روی مخاطبش می‌گذارد که جالب است.

نویسندگان کتاب از ما می‌پرسند اگر قراراست همه ما بنده مقرب خدا شویم و خدا هم دنیا را بر همین اساس تدبیر کرده چطور است که فقط عده خیلی کمی از مومنان وشیعیان را می‌شناسیم که به درجات عالی ایمان رسیده‌اند؟! واقعا بقیه مومنان راهی به این قله ها ندارند یا اصلا دنیا این‌طور است که فقط عده کمی می‌توانند به قله ایمان صعود کنند و بقیه باید در کوهپایه مشغول نماز و روزه و عبادت‌های اصلی باشند تا فقط از غضب خدا در امان بمانند؟ سوال قشنگی است و دقیقا همه ما را به فکر فرو می برد.

در این جلد نویسندگان در تلاشند نشان دهند که فقط با اعمال ما سبک زندگی مومنانه ساخته نمی‌شود. بخصوص که الان و امروزه اعمال ما به پراکندگی رسیده و نیمی اسلامی و نیمی مدرن و غربی شده است. حتی گاهی وقت‌ها برای روضه اهل بیت چنان ریخت و پاشی می‌کنیم که انگار یادمان رفته اصل کار برای چه بوده است. در واقع سبک زندگی مومنانه در سایه باور عمیق و درست است که ساخته میشود و برای همین است که این سه جلد تلاش می‌کنند زیربنای اعتقادی مومنان را اصلاح کنند. از مومنانی که سه شیفت کار می‌کنند و برکت خدا را فقط در زبان می‌شناسند، تبدیل شوند به مومنانی که می‌دانند تا گره مالی به کارشان افتاد باید انفاق کنند واساسا اگر از ابتدا بلد باشند مال و اموالشان را چطور باید پربرکت کنند، اصلا گره مالی جرات نمی‌کند سمت مومنان بیاید! در این کتاب مباحثی همچون شرط بندگی، پذیرش عجب، علت عصیان برخی انسان‌ها و عاقبت آن‌ها و …آورده شده است.

خوشبختانه نویسندگان کتاب به خوبی واقفند که این سه جلدی، راه خوبی را پیش روی فکر مخاطبان باز میکند و به همین دلیل بنای آن را دارند جلد چهارم و پنجمی نیز به این مجموعه اضافه کنند که با عنوان «رزق» و «رنج» در آینده ای نه چندان دور منتشر خواهد شد. راستی اگر دوست یا آشنای عزیزی دارید که اهل فکر کردن است و دوست دارد دنیایش مزرعه آخرتش شود، این سه جلدی هدیه بسیار نفیسی برای اوست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *