برای ماها که با نوای یاحسین ویازهرا بزرگ شدهایم و مزه چایی روضه و تربت روی سلولهای چشایی زبانمان یادگاری مانده، رویای زندگی در زمان اهل بیت(ع) رویای شیرینی است. اینکه صبح به صبح دفتر و قلم را زیر بغلمان بزنیم وبرویم خانه امام صادق(ع) تا آن کنجهای حجره درس جایی پیدا کنیم و احادیث مولا را تقریر کنیم، عین رویا است. یا اینکه پشت سر امیرالمومنین و رسول اکرم نماز جماعت بخوانیم و با هر رکعتی، بوی بهشت را بکشیم داخل ریه ها، مثل آرزو میماند. اما واقعا زندگی در زمانه اهل بیت به همین آسانی بوده است؟ پس وظایف شیعیان چه؟! این اسلامی که حالا به دست ما رسیده، با رویا بافتن که اینجا نرسیده، خون جگرها و قربانیها دادهاند تا من و شما راحت توی خانه خودمان نماز بخوانیم و فاطمیه مراسم برویم. ذره بین امشب سراغ شیعیانی رفته که تکلیفشان را در زمانه اهل بیت پیدا کرده و با قلب و جان دنبالش رفتهاند. اما همه کسانی که امشب از آنها حرف میزنیم با یک دست چارقد و زندگیشان را مرتب کردهاند با یک دست، وظایف شیعیشان را سامان دادهاند. زنان اثرگذاری که افتخار نفس کشیدن در جوار امامان معصوم را داشته و این نعمت را به خوبی قدردانستهاند، مهمان ذره بین امشب ما هستند.

خادمه خوشبخت؛ «کتاب شبیه مریم، روایتی داستانی از زندگی بانوفضه»
فضه اهل نوبیه بود. شهری در جنوب سودان یا مصر، زندگی او درکتاب با ماجرای حمله راهزنان آغاز میشود و انگار که نشسته باشیم پای یک سریال تمام عیار! هر قسمت از کتاب مریم قرار است مرگ و زندگیش را روی تیغ ببیند و باز پیش برود تا برسد به مدینه. قبل از اینکه رسول خدا مریم را به کنیه فضه صدا بزنند، اسم او مریم بود. «شبیه مریم» داستان زندگی مریم است تا رسیدن به فضه شدن! داستان دختری که یک شب چشم وا کرد و دید پدرش با شمشیر راهزنان کشته شده و طناب ضخیم دور بازویش، گواه خبرهای بد میدهد. نویسنده با پرداخت داستانی دلچسبی زندگی پرفراز و نشیب مریم را با مخاطب در میان میگذارد و به او نشان میدهد که مریم برای فضه شدن راه درازی آمده است. راهی که در آن اعتراض به ظلم، حمایت از مظلوم و علاقه به انسانیت را در آن می بینیم.
فضه آن قدر تشنه بود که وقتی به اقیانوس اهل بیت رسید، از هیچ لحظه ای نمیگذشت و هر طور که میتوانست از عطر بهشتی معارف اهل بیت استشمام میکرد. او در ماجرای بیماری حسنین، که علی(ع) و فاطمه(س) نذر کردند در صورت بهبودی نور دیدگانشان، سه روز، روزه بگیرند، با آنان همراه شد و چنین نذری کرد. آیات ۷ و ۸ سوره انسان درباره این ماجرا نازل شده است.
همانطور که در کتاب هم آمده، فضه قریب به بیست سال به زبان قرآن با مردم گفتگو میکرد و همین خودش گواهی است بر اینکه وجود این بانوی صبور، همیشه گنجینه نور بود و هم نشینی با اهل بیت(ع) مس وجودش را طلا کرده بود.
فضه خادمه الگویی از خلوص است. الگویی که نشان میدهد وقتی خلوص زنانه، با ایمان درمیآمیزد همه اسباب دست به دست هم میدهد تا زندگی شخص را در مسیر نور و رشد قرار دهد. و کاملترین مسیر رشد، دنباله روی از اهل بیت(ع) است که فضه خادمه به زیبایی آن را به تصویر کشیده است. کتاب «شبیه مریم» در کوششی دل انگیز و ستودنی، به زندگی یکی از زنان اثر گذار تاریخ پرداخته است. زنی که از همان لحظه اول تولدش، تا لحظه راستین وفات، حقیقت ایمان را درون دلش زنده نگه داشت.

بانو حدیث؛ «سربردامن ماه»
امام حسن عسکری به شهادت رسیده است. خلیفه بدطینت عباسی دستور داده است تا بانوان حریم امام را دست بسته به قصر ببرند تا مبادا نسل ولایت رویش تازه ای داشته باشد. شیعیان پریشان و خسته، به دنبال امام دوازدهم میگردند و نمیدانند از این به بعد تکلیف دینشان چه میشود؟! در همین لحظات و در چنین شرایطی است که بانو حدیث، خودش را به منزل سیاه پوش فرزندش میرساند و اشک چشم را با خون دل یکی میکند تا بتواند به صیانت از جایگاه امامت و ولایت اقدام کند.
برای مادری که فرزند از دست داده است منطق بشری، گریه و سوگ توقع دارد. اما منطق زنان شیعه، منطق قلب است. قلبی که در سایه توکل به خدای کریم و آموختن از سیره صدیقه طاهره و زینب کبری(س) آبدیده و فولادی شده است. بانو حدیث با همان دستی که اشکهای داغ امام حسن عسکری را از صورتش پاک میکند با همان دست هم با امام زمان(عج)مکاتبه میکند و نیز با همان دست مدعیان دروغین ولایت را عقب میزند. این است قدرت زنی که در خانه اهل بیت و هم نفس با امامت، زندگی را تجربه کرده است.
«سر بردامن ماه» رمان تاریخی است که برای اولین بار، این شجاعت و تدبیر بانو حدیث را به جمله و کلمه بدل کرده و به مخاطب نشان داده است. نوشتن از بانوان اثرگذار و شجاع زمانه اهل بیت که لحظه ای در انجام وظیفه شان تعلل نکرده اند، سرآغازی بر شناختن مقام زن است. مقامی که در بیانات مقام معظم رهبری ما تصویر زیبایی از آن می بینیم:
بانوحدیث الگوی مقاومت و شجاعت است. الگویی که به جای سوگواری، قوی و دل دار، نظام امامت را از هر گزندی حفظ میکند تا شیعیان به سلامت از دوره غیبت صغری عبور کنند.

«بانوان شیعه» مرجعی برای شناختن بانوان اثرگذار
تا اینجای مطلب، با شما حرف از دوبانوی اثرگذار زدیم و دوکتاب دلچسب و ارزشمند هم در این باره معرفی کردیم. اما در این بخش سراغ کتابی میرویم که بانوان شیعه را در دسته بندی درستی از عصر امام صادق(ع) تا پایان غیبت صغری، معرفی کرده است. کتاب، وظایف بانوان را به چند بخش تقسیم کرده و در هر بخش از زنانی نام برده است که توانسته اند وظیفه شان را به شکل درستی به اتمام برسانند. در تقسیم بندی دیگری، نویسنده بانوان را از جهت نسبت به جایگاه امامت معرفی کرده و به توضیح اقدامات آنها پرداخته است. مثلا اینکه کنیزانی که در منزل ائمه زندگی میکردند، گاها تبدیل به شاگردی هوشمند و پیشرو میشدند که از همه توان برای گسترش تشیع استفاده میکردند، یا در بخشی مجزا نویسنده به مادران اهل بیت پرداخته است که نقش پررنگی در کانون امامت دارند. بیاید باهم به مجلس هارون برویم ویکی از شاگردان باذکاوت امام صادق(ع) را ببینیم که در مناظره ای علمی، دهان یاوه گویان را با نخ هوشمندی میدوزد:
حسنیه کنیزی بیش نبود ولی بر اثر علومی که از محضر امام صادق تعلیم دیده بود به چنان مایه علمی و قدرت استدلالی دست یافت که بر علمای بزرگ آن روزگار همچون ابراهیم بن خالد چیره شد.
ابراهیم بن خالد که از علمای درباره هارون رشید بود د از اینکه از اطمینان و آرامش حسنی در مقابل خودش به خشم میآید میگوید:
_ای حسنیه من سه مسئله دیگر از تو میپرسم اگر جواب دهی دیگر کنار خواهم کشید.
_حسنیه گفت هرچه میخواهی بپرس.
_بعد از رسول خدا خلیفه و قائم مقام او که بود؟
_آن کس که در پذیرفتن اسلام بر همه پیشی گرفته بود.
_او که بود او داماد و پسر عمه و برادر رسول خدا بود.
ابراهیم گفت:
برعکس، من میگویم ابابکر سابق در اسلام است زیرا وقتی پیامبر مردم را به اسلام دعوت کرد ابوبکر ۴۰ ساله بود و علی در سنین کودکی. ایمان و طاعت کودک و کفر و معصیت او که اعتباری ندارد.
حسنیه گفت:
«در جریان سفر حضرت خضر و موسی وقتی حضرت خضران کودک را کشت چون موسی به دلیل قتل کودک به او اعتراض کرد خضر در جواب گفت«امّا آن جوان، پدر و مادرش باایمان بودند؛ و بیم داشتیم که آنان را به طغیان و کفر وادارد.» آیه ۸۰ کهف
حال بگو آیا آن کودک مستحق کشته شدن بود یا حضرت خضر در حق او ستم کرد؟
از آنجا که خداوند خضر را در قرآن کریم به بزرگی ستوده است معلوم میشود او در حق کودک ظلم نکرده بلکه مستحق کشته شدن بوده است.»
ابراهیم سر به زیر افکند و جوابی نداد.
برشی از کتاب بانوان شیعه.

زنان عاشورایی؛ ترسیم یک جهان زنانه مومنانه!
اگر از شیعیان علی بن ابیطالب بپرسند پررنگ ترین حضور یک زن، در تاریخ تشیع شما کجاست، بی تردید همه انگشتها به کربلا اشاره میکند. به روز واقعه عاشورا و لحظه ای که شعلههای آتش دست و دامان دخترکان معصوم قافله را میبوسد و رسالت زینبی به نقطه آغازش رسیده است. از این جا به بعد پررنگ ترین حضور یک زن در میانه بلا است. هزاران مقاله و پژوهش هم اگر در موضوع کربلا و سوگ نوشته شود، باز هم جهان انگشت حیرت به دهان دارد و هضم نمیکند چطور یک زن همه خویشاوندان عزیزش را از دست داده است و به این زیبایی، در این اوج شکوه، زنانگی و شجاعت را درهم میآمیزد و مراد از خلقت زن را به تمامه به تصویر میکشد. زنان شیعه برای داشتن الگویی چون حضرت زینب است که در تمام تاریخ، مسیر برایشان شفاف است و هیچوقت گم نمیشوند، فرعی وخاکی نمیروند و میدانند راه درست کجاست! «زنان عاشورایی» گفتن و شنیدن از این بانوان است. بانوانی که یا در کربلا حضور داشتهاند یا پس از واقعه کربلا به خیل عاشقان اباعبدالله پیوسته و رسالت زینبی شان را با رمز یازهرا در سرتاسر ممالک اسلامی به انجام رساندهاند. تنها با نگاهی به فهرست کتاب متوجه میشویم، «کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود» یک بیت شعر نیست. یک باور است به مقام عظیم دختر ولایت. و در سایه آن باور به اینکه یک بانو چگونه میتواند در پهنه هستی نقشی به این ژرفا بیافریند. همین باور است که باعث میشود زنان پس از زینب کبری، حتی قیام کنند و در مقابل ظالم بایستند؛ و خودشان را در مسیر هدف خلقت خودشان تصور کنند. کتاب به درستی با بهره گیری از روایات، بحث خود از شناخت بانوان عاشورایی را به صورتی مستدل ارائه کرده است و ما اینجا به معرفی مختصر یکی از این بانوان میپردازیم:
قیام دره الصدف دختر عبدالله بن عمر انصاری؛
دوره الصدف دختر عبدالله بن انصاری از زنان دلیر شیعه است. هنگامی که خبر ورود سر مبارک ابی عبدالله حسین به حلب رسید، عبدالله بن عمر انصاری و از شیوخ شیعه از شهادت امام به شدت گریست.
دره الصدف وقتی دید حال پدرش منقلب شده به پدر گفت؛ ای پدر پس از شهادت اهل هدایت خیری در زندگانی نیست. به خدا سوگند مردم را خواهم شوراند و سر مبارک را از دست آنها خلاصی داده اسرا را نجات میدهم و نیز سر مطهر را در خانه خود به خاک خواهم سپرد. سپس درهالصدف خروج کرد و مردم حلب و نواحی را به کمک طلبید و گروهی به او پیوستند. مورخان تعداد زنانی که به یاری وی شتافتند ۷۰ زن مینویسند که همگی لباس رزم بر تن کرده بودند و به سوی مرکب اسرا رفتند…
کاش بدانند…
چه قدر خوشبختیم ما که رسول ما رسول همه خوبیها بود و با خودش ارزشمندی و شکوه برای زنان هدیه آورد! کجای دنیا دینی داریم که پررنگ ترین و بزرگترین نقش های وجودی اش را زنان ایفا کرده باشند؟! این از عظمت اسلام و اهل بیت(ع) است که بانوانی در منظومه خودش پرورده و میپرورد که در هیچ گزاره علمی نمیگنجند و قرنها باید بگذرد تا کسی بداند خدای مهربان چقدر این مخلوقاتش را دوست دارد و به آنها استعداد درخشیدن در افقهای بزرگ را بخشیده است. ذره بین امشب با معرفی چهار کتاب شیعی درباره بانوان اثرگذار به پایان رسید، اما راه زیبای این بانوان همچنان در جهان زنان ادامه دارد…







دیدگاهتان را بنویسید