خاکی ترین قهرمان

خاکی ترین قهرمان

قهرمانان واقعی همیشه در هیاهوی شهرت دیده نمی‌شوند؛ گاهی در سکوت و بی‌ادعا، کارهایی می‌کنند که سرنوشت یک ملت را تغییر می‌دهد. حاج غلامحسین رعیت رکن‌آبادی، یکی از همین قهرمانان خاموش است؛ مردی ساده، اما بزرگ‌منش که در گرمای طاقت‌فرسای جبهه و دل تاریکی کانال‌ها، مسیر پیروزی را برای رزمندگان باز کرد. روایت زندگی او، داستان فداکاری و اخلاص است؛ داستان مردی که خاکی زندگی کرد و آسمانی رفت.

حاج غلامحسین رعیت رکن‌آبادی، سرپرست مقنی‌های یزدی در عملیات مهم فتح‌المبین بود. او وظیفه داشت همراه یارانش کانالی با پیچ‌وخم‌های استراتژیک حفر کند تا گذرگاهی به سمت خطوط دشمن ایجاد شود. این کار نه‌تنها نیازمند مهارت و تجربه، بلکه شجاعت و طاقت فراوان بود.

هر روز صبح، پیش از طلوع آفتاب، در گرمای طاقت‌فرسای ۵۰ درجه به داخل کانال می‌رفت و با صدای کلنگ، ذکر و زمزمه همیشگی‌اش را همراه می‌کرد. حاجی هیچ‌گاه فقط نظاره‌گر کار دیگران نبود؛ او خود بیل و کلنگ به دست می‌گرفت و کار سربازان را انجام می‌داد. ساده‌زیستی او در جبهه نیز زبانزد بود؛ با نان خشک یزدی و ته‌مانده غذا روزگار می‌گذراند و حتی زیرپوش‌های گِلی مقنی‌ها را شب‌ها یواشکی می‌شست تا هم‌رزمانش آسوده باشند.

زندگی شخصی حاج غلامحسین نیز حکایت از بزرگواری او داشت. در خانه کوچک ۳۷ متری‌اش در قم، همیشه جای مهمان باز بود و مقنی‌ها به اصرار او مهمان می‌شدند. دو سال با لشکر ۲۱ حمزه کار کرد و حتی یک ریال مزد نگرفت؛ بلکه همان حقوق اندک حفر کانال را هم بخشید و به جبهه تقدیم کرد. این بخشش، نشان‌دهنده عمق ایمان و پیمان او با خداوند بود؛ پیمانی که شاید لابه‌لای صدای کلنگ و غبار کانال بسته شده بود.

17 01

سرانجام، اردیبهشت سال ۱۳۶۲، در ارتفاعات شرهانی پایان این پیمان آشکار شد. حاجی به شهادت رسید؛ همان‌طور که آرزو داشت، با چهره‌ای خاکی و دل پاک. انتخاب اردیبهشت، رنگی شاعرانه به رفتن او بخشید؛ انگار حتی لحظه عروجش را با دقت و سلیقه برگزیده بود.

کتاب «معبد زیرزمینی»، اثر خانم معصومه میرابوطالبی، برگ سبزی است به یاد و خاطره این شهید بزرگ. نویسنده در این کتاب، شجاعت حاج غلامحسین را در «باز کردن گره‌هایی که از هیچ‌کس برنمی‌آمد» روایت کرده است.

شهید غلامحسین رعیت رکن‌آبادی نمونه‌ای از قهرمانانی است که معنای واقعی ایثار را در زندگی و جهاد خود نشان دادند. او نه به دنبال شهرت بود و نه رفاه، بلکه همه توان و دارایی‌اش را برای سربلندی کشور و حفظ ارزش‌ها گذاشت. چنین انسان‌هایی ثابت می‌کنند قهرمان بودن تنها در میدان‌های بزرگ و پرزرق‌وبرق نیست، بلکه در قلب کانال‌های خاکی، در شب‌های بی‌خوابی و در ساده‌ترین لحظات روزمره، می‌توان قهرمان شد. یاد و نام این بزرگ‌مرد، همیشه در دل‌ها و تاریخ ایران جاودان خواهد ماند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *