اندیشکده مهدویت و انقلاب اسلامی آستان مقدس مسجد جمکران، در هشتمین جلسه از سلسله نشستهای «نسیم انتظار» با حضور حجتالاسلام و المسلمین شهبازیان، به موضوع «آیات مهدوی» میپردازد.
در این جلسه، به بررسی روایات و آیات مرتبط با رجعت و بازگشت مردگان، از جمله حدیثی از کتاب «مختصر البصائر» و ارتباط آن با ظهور امام زمان علیهالسلام پرداخته میشود. همچنین آیه ۶۰ سوره بقره و ارتباط آن با میراث انبیاء و نقش آن در عصر ظهور تحلیل خواهد شد، و مفاهیم مهمی مانند کارکرد معجزهآسای میراث انبیاء در زمان ظهور و معیار تشخیص صدق ادعاها مورد بحث قرار میگیرد.
بسم الله الرحمن الرحیم
اندیشکده مهدویت و انقلاب اسلامی آستان مقدس مسجد جمکران تقدیم میکند
جلسه هشتم سلسله نشست های نسیم انتظار
موضوع: آیات مهدوی
استاد حجت الاسلام و المسلمین شهبازیان
دوشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۴
تبیین حدیثی درباره رجعت و بازگشت مردگان
در ادامهی مباحث مهدوی و آیات مربوط به رجعت، حدیثی از کتاب «مختصر البصائر» اثر حسن بن سلیمان نقل شده است که ابعاد مهمی از مفهوم رجعت را روشن میسازد. این روایت از اسبق بن نباته و عبدالله بن ابیبکر یشکری نقل شده که خدمت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام رسیدند و پرسشی را مطرح کردند.
ایشان گفتند: «یا امیرالمؤمنین، معتمر سخنی نقل کرده که قلبم طاقت پذیرش آن را ندارد.» این جمله نشاندهندهی دشواری پذیرش برخی آموزههای دینی در فضای تقیه و محدودیتهای تاریخی است. موضوع رجعت از جمله مباحثی بوده که اهلبیت علیهمالسلام نمیتوانستند بهراحتی آن را بیان کنند، چرا که حساسیتهای مذهبی و سیاسی پیرامون آن وجود داشته است.
حضرت علی علیهالسلام از محتوای سخن پرسیدند و مخاطب پاسخ داد که معتمر گفته است: «یزعم انک حدسته، سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله یقول: انا قدر رعینا او سمعنا به رجل اکبر سنّاً من ابیه.» یعنی: «گمان میبرد که شما از رسول خدا شنیدهاید که فرمود: ما مردی را دیدیم یا شنیدیم که سنش از پدرش بیشتر بود.»
این سخن برای مخاطب عجیب و غیرقابلپذیرش بود. حضرت امیر فرمودند: «افقه، کمی دقت کن و در این گزارش تفقه کن.» سپس برای توضیح، داستان حضرت عزیر را مطرح کردند که در قرآن نیز آمده است. عزیر علیهالسلام در حالی که پنجاه سال داشت، صد سال در حالت مرگ فرو رفت و پس از آن، خداوند او را زنده کرد. در بازگشت، او همچنان پنجاه ساله بود، اما پسرش که هنگام مرگ عزیر کودک بود، حالا صد ساله شده بود. این مثال نشان میدهد که امکان دارد فرزندی از نظر سنی از پدرش بزرگتر شود، اگر پدر در حالت مرگ قرار گیرد و پس از سالها رجعت کند.
حضرت علی علیهالسلام این نکته را به رجعت مرتبط دانستند و فرمودند که در زمان ظهور امام زمان علیهالسلام، برخی از مؤمنان رجعت خواهند کرد. ممکن است فردی در شصتسالگی از دنیا برود و فرزندش سیساله باشد، اما پس از سی سال، با ظهور امام زمان، پدر رجعت کند و فرزند اکنون شصت ساله باشد. در این حالت، سن فرزند از پدر برابر خواهد بود و در برخی مثال ها بیشتر.
حضرت به پرسش دیگری پاسخ دادند که اناث من اصحاب که ازم یردون بعد الموت این قصهای که من اومدم مطرح کردم در واقع مال کجاست که میگن مرده ها برمیگردند به خاطر این سنها؟ فقال امیرالمومنین نعم تکلم به ما سمعت درست شنیدی همونم نقل کن بگو که مردهها برمیگردن، حضرت علی علیهالسلام برای تأیید امکان رجعت، به آیهای از قرآن اشاره کردند: «حتی نَرى اللهَ جَهرهً فَأخذتکمُ الصاعقه» که در آن، گروهی از قوم موسی علیهالسلام به سبب گناهشان با صاعقه از دنیا رفتند، اما خداوند آنان را دوباره زنده کرد. این آیه، بهروشنی مرگ حقیقی و سپس احیای دوباره را بیان میکند، نه صرفاً بیهوشی یا حالت خواب.
این روایت، تأییدی بر برداشت شیعیان از مفهوم رجعت است و نشان میدهد که بازگشت مردگان در زمان ظهور امام زمان علیهالسلام، امری ممکن و مورد تأیید اهلبیت علیهمالسلام است.
آیه ۶۰ سوره بقره و ارتباط آن با میراث انبیاء در عصر ظهور
«وَإِذِ اسْتَسْقَىٰ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِب بِّعَصَاکَ الْحَجَرَ ۖ فَانفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَهَ عَیْنًا ۖ قَدْ عَلِمَ کُلُّ أُنَاسٍ مَّشْرَبَه…ِ اللَّهِ وَلَا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ»
این آیه شریفه به یکی از معجزات حضرت موسی علیهالسلام در دوران سرگردانی قوم بنیاسرائیل در بیابان اشاره دارد. زمانی که قوم دچار تشنگی شدند، حضرت موسی از خداوند طلب آب کرد. فرمان الهی صادر شد که با عصای خود بر سنگی خاص ضربه بزند. این سنگ، که با الف و لام عهد در آیه مشخص شده، سنگی معهود و شناختهشده بود نه هر سنگی. با ضربهی عصا، دوازده چشمه از آن جوشید، به تعداد قبایل بنیاسرائیل، و هر گروه آبشخور خود را شناخت.
در ادامهی آیه، خداوند به قوم فرمان میدهد که از این نعمت الهی بهرهمند شوند و از فساد در زمین بپرهیزند. این بخش از آیه، علاوه بر بیان نعمت الهی، هشدار اخلاقی و اجتماعی نیز در خود دارد.
تطبیق آیه با روایات مهدوی
در روایات شیعه، این سنگ به عنوان یکی از میراثهای انبیاء شناخته میشود که در اختیار امام عصر علیهالسلام قرار دارد. میراثهایی چون عصای موسی، خاتم سلیمان، زره پیامبر، لباس حضرت ابراهیم، و دیگر اشیاء مقدس، همگی در عصر ظهور به عنوان نشانههایی از حجت الهی ظاهر خواهند شد.
در برخی روایات آمده است که امام مهدی علیهالسلام هنگام حرکت از مکه به سمت کوفه، به همراهان خود دستور میدهد که هیچگونه غذا و آب با خود حمل نکنند، زیرا سنگ حضرت موسی همراه ایشان است. این سنگ، همانند دوران حضرت موسی، در هر منزلگاه قرار داده میشود و چشمههایی از آن میجوشد که نیازهای غذایی و آبی یاران حضرت را برطرف میسازد.
تحلیل روایی و تفسیری
مرحوم کلینی و صفار در آثار خود به این روایت اشاره کردهاند. همچنین علامه مجلسی در جلد ۱۳ بحارالانوار، صفحه ۱۹۰، اقوال مختلفی را درباره ماهیت این سنگ ذکر کرده است. برخی آن را سنگی آسمانی و بهشتی دانستهاند که همراه حضرت آدم به زمین آمده و از وصی به وصی منتقل شده تا به حضرت موسی رسیده و اکنون نزد امام مهدی علیهالسلام است.
در تفسیر عیاشی نیز آمده است که سه سنگ از بهشت به زمین آمدهاند: مقام ابراهیم، حجرالاسود، و حجر موسی. این سنگها ویژگیهای اعجازگونه دارند و در زمان ظهور، کارکردهای معجزهآمیز خود را نشان خواهند داد.
نکته مهم در شناخت میراث انبیاء
در روایات تأکید شده که صرف ادعای داشتن میراث انبیاء کافی نیست؛ بلکه آن میراث باید همان کارکرد معجزهآمیز را داشته باشد. مثلاً اگر کسی ادعا کند عصای موسی را دارد، باید بتواند با آن دریا را بشکافد. این معیار، راهی برای تشخیص صدق ادعاها در عصر ظهور است.
آیه ۶۰ سوره بقره، علاوه بر بیان معجزهای تاریخی، در روایات شیعه به عنوان نشانهای از ظهور امام مهدی علیهالسلام و تجلی میراث انبیاء در عصر رجعت و قیام تعبیر شده است. سنگ حضرت موسی، نمادی از امداد الهی و استمرار ولایت الهی در طول تاریخ است که در زمان ظهور، بار دیگر نقش حیاتی خود را ایفا خواهد کرد







دیدگاهتان را بنویسید