اندیشکده مهدویت و انقلاب اسلامی آستان مقدس مسجد جمکران در ششمین جلسه از سلسله نشستهای «نسیم انتظار» با حضور حجتالاسلام و المسلمین شهبازیان، به موضوع «سلسله مباحث روایی مهدویت بر اساس کتاب شریف کافی» میپردازد. در این نشست، حدیث چهارم از باب نصوص مربوط به حضرت ولیعصر عجلاللهتعالیفرجهالشریف بررسی خواهد شد که بر حضور، صلابت و اقتدار امام عصر در کلام نواب خاص تأکید دارد.
بسم الله الرحمن الرحیم
اندیشکده مهدویت و انقلاب اسلامی آستان مقدس مسجد جمکران تقدیم میکند
جلسه ششم سلسله نشست های نسیم انتظار
موضوع : معارف مهدوی بر اساس کتا حجت آیت الله بهجت(ره)
استاد حجت الاسلام و المسلمین شهبازیان
دوشنبه ۲۳تیر۱۴۰۴
حیات برزخی در نگاه آیتالله بهجت؛ استمرار ولایت، تعلیم و ارتقاء روحی پس از مرگ
در کتاب «حضرت حجت»، نویسندگان با جمعآوری بیانات و گزارشهای مرتبط با حضرت ولیعصر علیهالسلام، به نقل از مرحوم آیتالله بهجت پرداختهاند. در صفحه ۴۳ این کتاب، ایشان به نکتهای مهم اشاره میکنند: در عصر غیبت کبری، بزرگانی همچون سید بن طاووس در هر دورهای حضور داشتهاند که بهواسطه وفاداری به امام عصر و عدم نقض عهد با آن حضرت، خداوند متعال مقامات عالیه و درجات سامیهای را به آنان عطا کرده است.
آیتالله بهجت در ادامه، تذکری لطیف و عمیق میدهند: «گمان نکنید کسی که از دنیا میرود، دستش کوتاه میشود.» ایشان تأکید میکنند که ما قائل به حیات برزخی هستیم، و در این حیات، نهتنها ارتباط با دنیا قطع نمیشود، بلکه شرایطی برای رشد، تعلیم و حتی اختیار نیز وجود دارد.
در تأیید این معنا، یکی از فضلای حوزه که اکنون مسئولیتی نیز در کشور دارد، نقل کرده است که یکی از دوستان شهیدش، علاقهمند به طلبگی بود اما شرایط زندگی اجازه ادامه مسیر را نداد. پس از شهادت، در رؤیای صادقهای دیده شد که آن شهید با کتابهای حوزوی زیر بغل، مشغول تعلیم است. وقتی از او پرسیده شد که چگونه این اتفاق افتاده، پاسخ داد: «از زمانی که به اینجا آمدم، چون علاقه قلبی داشتم، اینجا به من تعلیم میدهند.»
این رؤیا، مؤید آن است که در حیات برزخی، تعلیم و رشد ممکن است. برخی بزرگان نیز معتقدند که در برزخ، خداوند به انسان عقل، شعور و اختیار میدهد تا مسیر حق و باطل را بشناسد و انتخاب کند. حتی درباره کودکان و دیوانگان نیز چنین آمده که در برزخ، خداوند عقل و شعور لازم را به آنان عطا میکند تا مسیر خود را آگاهانه انتخاب کنند. این انتخاب، نشاندهنده حقیقت درونی آنان است؛ اگر در دنیا عقل داشتند، آیا به سمت خیر میرفتند یا نه؟
از اینرو، تعلیم در برزخ نهتنها به معنای آگاهیبخشی است، بلکه زمینهای برای ارتقاء روحی نیز فراهم میشود. به همین دلیل، سفارش شده که برای اموات، خیرات و فاتحه فرستاده شود؛ زیرا این اعمال، موجب ارتقاء مقام آنان در برزخ میشود.
آیتالله بهجت میفرمایند: «این مقام نهتنها با عوارضی مانند مرگ از بین نمیرود، بلکه استمرار دارد و حتی پس از آن نیز ارتقاء مییابد.»قدرت عرفا و اولیاءالله در دوران برزخ، بهسبب تسلط روحی بیشتر، افزایش مییابد. این قاعده برای همه اولیاء محفوظ است. به همین دلیل، توصیه شده که به زیارت قبور علما و عرفا بروید، دعا کنید و از آنان فیض ببرید؛ زیرا آنان میشنوند و پاسخ میدهند.
در روایات آمده که حتی پس از مرگ، انسان میتواند عاق والدین شود، اگر حقوق پدر و مادر را در حیات برزخی نادیده بگیرد. پدر و مادر، حتی پس از وفات، بر فرزندان حق دارند. اگر فرزند، یادشان را فراموش کند و برایشان خیرات نفرستد، ممکن است مشمول عاق والدین شود.
در برخی گزارشها نیز آمده که شبهای جمعه، اموات به خانههای خود سر میزنند. اگر ببینند خانوادهشان یادشان میکنند، دعای خیر میفرستند؛ و اگر ببینند که فراموش شدهاند، ممکن است نفرین کنند. این نشاندهنده استمرار ارتباط روحی میان دنیا و برزخ است.
در نهایت، آیتالله بهجت تأکید میکنند که حیات برزخی، استمرار حیات است، نه پایان آن. بلکه مرحلهای است برای رشد، تعلیم، و ارتقاء روحی که در آن، اولیاءالله قدرت بیشتری دارند و ارتباطشان با دنیا همچنان برقرار است.
مهدیون، نقبا و نجبا در عصر غیبت؛ بررسی روایی، تاریخی و عرفانی در پرتو بیانات آیتالله بهجت
در ادامه، روایتی از امام صادق علیهالسلام نقل میشود که خطاب به جابر فرمودند: «یا جابر، او تدری ما المعرفه؟» و سپس مراحل معرفت را برشمردند: اثبات توحید، معرفت معانی، معرفت ابواب، معرفت اعلام، معرفت ارکان، معرفت نقبا، و معرفت نجبا.
این عبارات، در برخی منابع مانند «الهداهه الکبری» اثر حسین بن حمدان خُصَیبی آمدهاند. اما باید توجه داشت که این اثر، گرایشهایی به غلو دارد و برخی از عبارات آن، مانند «معرفت الابواب» و «معرفت النجبا»، با دیدگاههای نصیریه همپوشانی دارند. بنابراین، احتمال تحریف یا دستکاری در این گزارشها وجود دارد.
با این حال، اصل مطلب که وجود افراد خاص، هدایتشده و نزدیک به امامان معصوم علیهمالسلام را تأیید میکند، مورد قبول است. در برخی روایات، از این افراد با عنوان «مهدیون» یاد شده است. اما باید توجه داشت که واژه «مهدیون» تنها در سه یا چهار روایت آمده و جایگاه آن محل تأمل است.
در روایت مرحوم شیخ طوسی آمده: «بعد از قائم، دوازده مهدی خواهد آمد.» این عبارت، موجب شبهه شده که آیا پس از دوازده امام، دوازده امام دیگر نیز وجود دارد؟ پاسخ این است که این افراد، امام نیستند، معصوم نیستند، و وصی پیامبر محسوب نمیشوند. بلکه خلصینی از شیعیاناند که دعوت به ولایت اهل بیت میکنند.
در کتاب «الامام و التبصره» اثر علی بن بابویه، پدر شیخ صدوق، از امام صادق علیهالسلام نقل شده که در پاسخ به این سؤال که آیا محمد بن حنفیه امام بوده، فرمودند: «قال الله، نه» اما تأکید کردند که محمد بن حنفیه «مهدی» بوده؛ یعنی هدایتشدهای که علوم اهل بیت در درونش وجود داشته و در مسائل اجتماعی نقشآفرینی میکرده است.
در کتاب «بصائر الدرجات» اثر محمد بن حسن صفار قمی، آمده که هر امامی، هنگام رسیدن به امامت، همراه با هفتاد ملک و دوازده نقیب است. این نقبا، مانند مالک اشتر، مقداد، سلمان، ابوذر، زراره، بریده، یونس بن عبدالرحمان و دیگران، در کنار امامان قرار داشتهاند و به ایشان کمک میکردهاند.
در کتاب «کمالالدین» اثر شیخ صدوق، ابوبصیر از امام صادق علیهالسلام نقل میکند که پس از قائم، دوازده مهدی خواهد آمد. امام صادق در پاسخ به شبهه ابوبصیر، تأکید میکنند که این افراد امام نیستند، بلکه خلصینی از شیعیاناند که دعوت به ولایت اهل بیت میکنند.
در برخی گزارشها، آمده که امام زمان علیهالسلام در دوران غیبت، با سی نفر از خواص خاص خود انس دارد که یکی از آنان حضرت خضر نبی است. این افراد، گمناماند، معصوم نیستند، امام نیستند، اما واسطه فیض، رحمت و محبتاند.
بنابراین، نباید این نقبا، نجبا، ابدال و مهدیون را دارای جایگاه عصمت یا امامت دانست. بلکه آنان، یاران خاص اماماناند که در هر دورهای، نقشآفرینی میکنند و در دوران غیبت نیز حضور دارند، هرچند برای ما شناختهشده نباشند.







دیدگاهتان را بنویسید