اندیشکده مهدویت و انقلاب اسلامی آستان مقدس مسجد جمکران در ششمین جلسه از سلسله نشستهای «نسیم انتظار» با حضور حجتالاسلام و المسلمین شهبازیان، به موضوع «سلسله مباحث روایی مهدویت بر اساس کتاب شریف کافی» میپردازد. در این نشست، حدیث چهارم از باب نصوص مربوط به حضرت ولیعصر عجلاللهتعالیفرجهالشریف بررسی خواهد شد که بر حضور، صلابت و اقتدار امام عصر در کلام نواب خاص تأکید دارد.
بسم الله الرحمن الرحیم
اندیشکده مهدویت و انقلاب اسلامی آستان مقدس مسجد جمکران تقدیم میکند
جلسه ششم سلسله نشست های نسیم انتظار
موضوع: سلسله مباحث روایی مهدویت بر اساس کتاب شریف کافی
استاد حجت الاسلام و المسلمین شهبازیان
دوشنبه ۲۳تیر ۱۴۰۴
حدیث چهارم از کتاب کافی؛ اثبات حضور و صلابت امام عصر علیهالسلام در کلام نواب خاص
در حدیث چهارم از باب نصوص مربوط به حضرت ولیعصر علیهالسلام در کتاب شریف کافی، مرحوم کلینی از علی بن محمد، دایی ثقه خود، نقل میکند که حمدان القلانسی از او روایت کرده است. حمدان از اهالی همدان بوده و در منابع حدیثی جایگاه قابل توجهی دارد.
در این روایت، علی بن محمد میگوید: «قُلتُ لِلْعَمْرِیّ: قَدْ مَضَى أَبُو مُحَمَّدٍ؟» یعنی از عمری پرسیدم: آیا امام حسن عسکری علیهالسلام از دنیا رفتهاند؟
در اینجا، مراد از «العمری» احتمالاً عثمان بن سعید، نایب اول امام زمان علیهالسلام است، هرچند برخی احتمال دادهاند که محمد بن عثمان، نایب دوم، نیز ممکن است مراد باشد. در هر صورت، هر دو از نواب خاص و ثقه امام عصر علیهالسلام هستند.
پرسش علی بن محمد، ناظر به فضای حیرتانگیز پس از شهادت امام عسکری علیهالسلام است. طبق گزارش مرحوم نوبختی در «فرقالشیعه»، پس از شهادت امام یازدهم، برخی از شیعیان دچار سردرگمی شدند و تصور کردند که ایشان آخرین امام بودهاند و رجعت خواهند کرد. برخی نیز معتقد بودند که امام عسکری فوت نکرده، بلکه غیبت کرده است. این اختلافات موجب پیدایش فرقههای متعدد شد.
در پاسخ به پرسش علی بن محمد، عمری میگوید:«قَدْ مَضَى، وَلَکِنْ خَلَفَ فِیکُمْ مَنْ رَقَبَتُهُ مِثْلُ هَذِهِ» یعنی: بله، امام عسکری از دنیا رفتهاند، اما کسی را در میان شما باقی گذاشتهاند که گردنی مانند این دارد و با دست به گردن خود اشاره کرد.
این اشاره، در اصطلاح عربی و عرفی، کنایه از سلامت، صلابت، قدرت و حضور زنده فرد است. مرحوم علامه مجلسی در «مرآهالعقول» و ملا صالح مازندرانی نیز این معنا را تأیید کردهاند. تعبیر «رَقَبَتُهُ مِثْلُ هَذِهِ» نشاندهنده اقتدار و قبراقی امام عصر علیهالسلام است؛ یعنی نهتنها زندهاند، بلکه جوان، نیرومند و آماده برای ظهور هستند.
در ادامه، همین مضمون در روایت دیگری از محمد بن عثمان (نایب دوم) نیز آمده است. راوی از او میپرسد: «فَخَبِّرْنِی عَنْ صَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ، هَلْ رَأَیْتَهُ؟» یعنی: آیا صاحب این امر (امام زمان) را دیدهای؟ و او پاسخ میدهد: «نَعَمْ، وَلَهُ رَقَبَهٌ» یعنی: بله، او را دیدهام و گردنی دارد باز هم اشارهای به سلامت، حضور و قدرت امام.
این تعبیر در روایات دیگر نیز آمده است. از جمله، در گزارش احمد بن اسحاق قمی که از امام عسکری علیهالسلام درباره جانشین ایشان سؤال میکند، امام با اشاره به گردن خود، وجود و سلامت امام عصر را تأیید میفرمایند. احمد بن اسحاق این اشاره را چنین معنا میکند: «غَلِیظُ الرَّقَبَهِ» یعنی: دارای گردنی ستبر و نیرومند است.
علامه مجلسی در شرح این روایات تأکید میکند که این تعبیرات، اصطلاحاتی رایج در میان عرب و عجم بودهاند و نباید تحتاللفظی ترجمه شوند. همانگونه که در برخی روایات، تعبیر «زبانش را کوتاه کن» به معنای کمک مالی به فقیر است، نه برخورد فیزیکی. یا در مواردی، اهل بیت علیهمالسلام بهدلیل تقیه، عباراتی را بهکار میبردند که معنای حقیقی آنها را فقط خواص درک میکردند.
بنابراین، اشاره به گردن در این روایات، نهتنها تأکید بر وجود امام زمان علیهالسلام است، بلکه نشاندهنده اقتدار، سلامت، و آمادگی ایشان برای ظهور است. این اصطلاح، در فضای روایی شیعه، معنایی روشن و قابل فهم دارد و نباید با برداشتهای سطحی تضعیف شود.







دیدگاهتان را بنویسید