جلسه پنجم سلسله نشستهای «نسیم انتظار» با موضوع «آیات مهدوی» و سخنرانی حجتالاسلام شهبازیان در مسجد جمکران برگزار شد.
در این نشست، به بررسی جایگاه یهود در قرآن و روایات، تفاوت میان یهود دینی و صهیونیسم سیاسی و نیز مواجهه امام زمان(عج) با اهل کتاب پرداخته شد.
مقایسه روایات شیعی و سنی نشان میدهد که نگاه شیعه بیشتر هدایتمحور و تربیتی است، در حالی که منابع اهل سنت به نبردها و نزاعها تأکید دارند.
همچنین آیات سوره اسراء و وعدههای الهی درباره بنیاسرائیل تفسیر شد و بر سنت تاریخی الهی تأکید شد که هر جامعه فاسدی سقوط میکند و جامعه مؤمن پیروز خواهد شد.
بسم الله الرحمن الرحیم
اندیشکده مهدویت و انقلاب اسلامی آستان مقدس مسجد جمکران تقدیم میکند
جلسه پنجم سلسله نشست های نسیم انتظار
موضوع: آیات مهدوی
استاد حجت الاسلام و المسلمین شهبازیان
دوشنبه ۲تیر ۱۱
«الحمدلله ربالعالمین و صلیالله علی محمد و آله الطاهرین. اللهم صلّ علی محمد و آلِ محمد و عجّل فرجهم. اللهم کلّ ولیّک الحجّت بنالحسن صلواتک علیه و علیآله فی هذا السّاعه و فی کلّ ساعه»
بحث این جلسه درباره بررسی آیات و روایات مرتبط با واژه «یهود»، وضعیت آنان در تاریخ و نسبتشان با مسلمانان در عصر ظهور است.
واژهشناسی و تمایز میان یهود، کلیمی و صهیونیسم
واژه «یهود» در قرآن و تاریخ معانی متفاوتی دارد. گاهی به فرزندان یعقوب (بنیاسرائیل) اطلاق شده و گاهی به قبیلهای خاص. در تحلیل دینی باید توجه داشت که آیات و روایات، هر بار به چه معنای مقصودی اشاره دارند. از سوی دیگر، لازم است میان «کلیمیان» بهعنوان پیروان دین موسی(ع) و جریان سیاسی-نظامی صهیونیسم تفاوت گذاشت. بسیاری از یهودیان دینی مخالف سیاستهای صهیونیستی هستند و نباید همه را یکسان دید.
بررسی روایات شیعی و سنی درباره مواجهه با یهود در آخرالزمان
در منابع شیعه، بیشتر روایات بر نقش هدایتگری و احتجاج امام زمان (عج) با اهل کتاب تأکید دارند. برای نمونه، روایتهایی آمده که امام تورات و انجیل حقیقی را برای پیروان آنها قرائت خواهد کرد تا حجت تمام شود. بنابراین تصویر اصلی در این منابع، بیشتر تربیتی و هدایتمحور است تا صرفاً جنگی.
اما در منابع اهل سنت گزارشهای مفصلتری از درگیریها آمده است. برخی از این روایات از نبردهایی در شام، انطاکیه و بیتالمقدس سخن میگویند. در این منابع، توصیفهای نظامی و صحنههای نبرد پررنگتر است. بنابراین مقایسه نشان میدهد که در روایتهای شیعی بیشتر بر دعوت و اتمام حجت تأکید شده و در منابع اهل سنت جزئیات بیشتری از نزاعهای آخرالزمانی ذکر شده است.
آیا در عصر ظهور یهودی باقی میماند؟
یکی از پرسشهای مهم این است که آیا با ظهور امام زمان (عج)، یهودیان کاملاً از میان خواهند رفت یا نه. برخی مفسران با استناد به آیات قرآن مانند «فأغرینا بینهم العداوه و البغضاء الی یوم القیامه» معتقدند دشمنی میان یهود و نصارا تا روز قیامت ادامه دارد. برخی دیگر این عبارت را به معنای یک دوره طولانی گرفتهاند که میتواند تا زمان ظهور باشد، نه لزوماً تا پایان دنیا.
از مجموع آیات و روایات چنین برداشت میشود که انقراض مطلق یهودیان اثبات نشده است. احتمالاً در عصر ظهور هنوز گروههایی از آنان حضور دارند، گرچه ممکن است بسیاری با مشاهدهٔ حجت و معجزات امام، حق را بپذیرند. بنابراین نمیتوان گفت هویت دینی یهود بهطور کامل از بین میرود، بلکه بخشی از آنان ممکن است هدایت شوند.
تحلیل آیات کلیدی و روایتهای نمادین
در تفسیر آیه «الی یوم القیامه» (مائده)، برخی مفسران بر ادامهٔ دشمنی تا روز قیامت تأکید دارند و برخی آن را به معنای استمرار در طول دوران طولانی دانستهاند. همچنین روایاتی مانند روایت درخت «غرقد» بیشتر در منابع اهل سنت آمده و بیانگر صحنههای نبرد است. این روایتها نباید بهطور کلی به همهٔ یهودیان تعمیم داده شود، بلکه میتواند معنای نمادین یا تاریخی داشته باشد.
آموزههای اخلاقی و نیاز امروز جامعه
از مهمترین نکات عملی این است که باید میان یهود دینی، یهود سیاسی و صهیونیسم تفاوت قائل شد. تعمیم دشمنی به همهٔ پیروان یک دین نه با منطق دینی سازگار است و نه اخلاقی. آموزههای اسلامی بر عدالت، دعوت و حجتگذاری تأکید دارند. بنابراین در خوانش امروز از روایات، باید نگاه نقادانه داشت، میان گزارشهای تاریخی و مفاهیم قرآنی تمایز گذاشت و از تندخوانی و فتنهسازی پرهیز کرد.
بنابراین روایات و آیات نشان میدهند که مواجهه مسلمانان با یهود در طول تاریخ و در آخرالزمان موضوعی پیچیده و چندبعدی است. در منابع شیعی تصویر غالب، دعوت و هدایت است و در منابع اهل سنت گزارشهای جزئیتر از نزاعها آمده است. از نظر قرآنی نیز دشمنیهای تاریخی میان گروهها تا زمانی طولانی ادامه دارد، اما این به معنای نابودی کامل یک دین یا قوم نیست.
امروز بیش از هر زمان دیگر لازم است با تفکیک دقیق مفاهیم تاریخی، دینی و سیاسی، از تعمیمهای نادرست پرهیز کنیم و بر عدالت و حقیقتجویی پای بفشاریم.
تفسیر آیات سوره اسراء و جایگاه بنیاسرائیل در نگاه قرآنی
آیات ۴ تا ۷ سوره اسراء یکی از مهمترین بخشهای قرآن درباره تاریخ و سرنوشت بنیاسرائیل است. در این آیات خداوند فساد دوگانه بنیاسرائیل و دو مجازات سنگین الهی را بیان میکند. مفسران شیعه و سنی، و نیز عالمان معاصر، دیدگاههای متنوعی درباره مصادیق تاریخی و تطبیقی این آیات ارائه کردهاند.
فساد نخست و مجازات اولیه
خداوند در این آیات میفرماید: «فَإِذا جاءَ وَعدُ أُولاهُما بَعَثنا عَلَیکُم عِبادًا لَنا أُولی بَأسٍ شَدید…»؛ یعنی هنگامی که نخستین وعده تحقق یابد، بندگان نیرومند خدا بر شما مسلط خواهند شد. بسیاری از مفسران این واقعه را مربوط به حمله بختالنصر (نبوکد نصر) به اورشلیم دانستهاند که منجر به تخریب بیتالمقدس و اسارت یهودیان شد. در این دوره یهودیان پراکنده شدند؛ برخی به ایران (اصفهان و همدان) و برخی به دیگر نقاط مهاجرت کردند.
بازگشت دوباره و قدرتیافتن بنیاسرائیل
پس از مدتی، خداوند بنیاسرائیل را بار دیگر به صحنه تاریخ بازگرداند: «ثُمَّ رَدَدنا لَکُمُ الکَرَّهَ عَلَیهِم و أَمدَدناکُم بِأَموالٍ وَبَنینَ وَجَعَلناکُم أَکثَرَ نَفیرًا». بر اساس منابع تاریخی، در زمان کوروش و خشایارشاه، یهودیان دوباره به اورشلیم بازگشتند و شوکت تازهای یافتند. کتاب مقدس عبری نیز از این بازگشت و بازسازی سخن گفته است.
فساد دوم و مجازات نهایی
قرآن میفرماید: «فَإِذا جاءَ وَعدُ الآخِرَهِ لِیَسُوءوا وُجوهَکُم و لِیَدخُلوا المَسجِدَ کَما دَخَلوهُ أَوَّلَ مَرَّهٍ و لِیُتَبِّروا ما عَلَوا تَتبیرًا». این بار فساد دوم بنیاسرائیل موجب شد تا قومی دیگر بر آنان مسلط شوند و حتی معبد سلیمان ویران گردد. تاریخنگاران این واقعه را به حمله «تیتوس» امپراتور روم نسبت میدهند.
دیدگاه مفسران معاصر
در دوران معاصر برخی مفسران و اندیشمندان، این آیات را بر وقایع جدید تطبیق دادهاند. به باور برخی، «عبادًا لنا» در آیه اشاره به مؤمنانی دارد که در عصر جدید مقابل صهیونیسم ایستادهاند. روایت منسوب به امام صادق(ع) در «تاریخ قم» نیز بیان میکند: «هُم والله أهلُ قم». بر اساس این روایت، اهل قم نماد جامعهای فقاهتی و ایمانی معرفی شدهاند که در آینده در برابر فساد و ظلم خواهند ایستاد.
تفاوت تفسیر، جَری و تأویل
تفسیر: ناظر به معنای ظاهری آیه و شأن نزول است (مانند بختالنصر یا تیتوس).
جَری و تطبیق: کاربرد قاعدههای قرآنی در وقایع مشابه تاریخ (مانند مقایسه با جنگهای معاصر).
تأویل: نگاهی عمیقتر و آیندهنگر، که فراتر از مصادیق تاریخی به سنتهای الهی اشاره دارد.
بنابراین بر اساس ظاهر آیات، بنیاسرائیل دو بار فساد کرده و دو بار مجازات شدهاند. اما در نگاه روایی و تحویلی، این آیات میتوانند حامل پیامهای جاودانه برای همه عصرها باشند: هر قومی که فساد و ظلم کند، دچار سقوط خواهد شد؛ و هر جامعهای که به خداوند تکیه کند، مشمول «عبادًا لنا» خواهد بود. در این میان، ایران و قم به عنوان نماد تمدن فقاهتی، در روایات جایگاهی ویژه یافتهاند. این جایگاه الزاماً به معنای تطبیق قطعی بر جنگهای معاصر نیست، بلکه بیانگر نقش تاریخی شیعیان در فرایند زمینهسازی ظهور است.
وعدههای الهی در سوره اسراء و نگاه تمدنی به سنتهای تاریخ
انقلاب اسلامی ایران توانست بزرگترین دژهای امپریالیسم و نظامهای جبار را در خاورمیانه و حتی آسیا در هم بشکند. آنچه این حرکت را متمایز میکند، نگاه ایمانی به وعدههای الهی است. خداوند در قرآن میفرماید: «إِنَّ الأرضَ یَرِثُها عِبادیَ الصّالحون». زمین میراث بندگان صالح خداست، همانگونه که ارث از پدر به فرزند میرسد. این نگاه ایمانی موجب شد ملت ایران در برابر تهدیدها و بمبارانها نترسد و با روحیه جهاد و شهادت پیش برود.
طلسمهای قدرت و سنت الهی در تاریخ
انقلاب اسلامی نهتنها طلسم قدرتهای استعماری را شکست، بلکه نشان داد سنتهای الهی در طول تاریخ همواره جاریاند. هر ملتی که با ایمان، عدالتخواهی و حقطلبی قیام کند، مشمول وعده «إِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم» خواهد شد. اما هرگاه اصول و آرمانها فراموش شود و جامعه به سمت فساد و دنیاگرایی برود، همان سرنوشتی را خواهد داشت که امت اسلام پس از رحلت پیامبر(ص) گرفتار آن شد.
اشاره به آیات سوره اسراء
خدای متعال در سوره اسراء میفرماید: بنیاسرائیل دو بار فساد میکنند و هر دو بار با عذاب الهی روبهرو میشوند. نکته مهم آن است که قرآن نامی از «اولین» و «دومین» نمیبرد، بلکه قاعدهای کلی و تمدنی بیان میکند. هر ملتی که فساد کند، با سنتهای الهی مواجه خواهد شد و قومی بر آنان مسلط میشود تا کیفر استکبارشان را ببینند. این یک قانون همیشگی تاریخ است.
روایات و تفسیر آیات
در روایات نیز بر جنبه سنتی و عبرتآموزی این آیات تأکید شده است. امام صادق(ع) در تفسیر این آیات، «فساد بنیاسرائیل» را به رفتار مسلمانان در تاریخ تطبیق داده و مصادیقی مانند شهادت امام علی(ع)، صلح امام حسن(ع) و شهادت امام حسین(ع) را یادآور شده است. این تأویل نشان میدهد که هر جامعه اسلامی نیز میتواند همان راه بنیاسرائیل را طی کند اگر دچار تکبر، دنیاطلبی و فراموشی آرمانها شود.
نقش ایرانیان در روایات
بر اساس برخی روایات، «عبادًا لنا» که در آیه به عنوان ابزار تحقق سنت الهی معرفی شدهاند، میتوانند بر ایرانیان منطبق شوند؛ مردمی که با ایمان و فقاهت در مسیر عدالت گام برمیدارند. در منابعی مانند «تاریخ قم» و آثار دیگر، از اهل قم بهعنوان جامعهای نام برده شده است که زمینهساز ظهور خواهند بود. این روایات نشان میدهند که نقش ایرانیان، یک نقش تمدنی و تاریخی است؛ نقشی که در هر عصر میتواند تبلور یابد.
رجعت و آیندهنگری در تفسیر
برخی روایات به رجعت امام حسین(ع) و یارانش اشاره کردهاند و این بازگشت را در ارتباط با آیات سوره اسراء دانستهاند. در این نگاه، تحقق وعده الهی نهتنها در تاریخ گذشته بلکه در آینده و در دوران ظهور نیز ادامه خواهد یافت. بنابراین این آیات حامل پیامی همیشگیاند: فساد و ظلم پایدار نمیماند و حق در نهایت پیروز است.
بنابراین سوره اسراء یک قانون عمومی تاریخ را بیان میکند: هر امتی که فساد کند، دچار سقوط خواهد شد و هر امتی که با ایمان و عدالتخواهی قیام نماید، پیروز خواهد شد. انقلاب اسلامی ایران نمونهای معاصر از این سنت الهی است که توانست در برابر قدرتهای جهانی بایستد. ایرانیان با نگاه فقاهتی و تمدنی میتوانند بخشی از تحقق این وعده الهی باشند. اما شرط ماندگاری این نقش، حفظ آرمانها و پرهیز از دنیاگرایی است.







دیدگاهتان را بنویسید