نشست نخست سلسله جلسات «از خاتم تا خاتم» با موضوع بشارتهای دو منجی؛ پیامبر اکرم(ص) و حضرت ولیعصر(عج) در مسجد مقدس جمکران برگزار شد.
در این نشست، به شبهه تاجگذاری امام مهدی(عج) و همچنین بشارت پیامبر اسلام(ص) در تورات و انجیل پرداخته شد.
سخنران با استناد به قرآن، تاریخ یهود و روایات معتبر، دلایل روشن بر ولادت و ظهور منجی آخرالزمان را بیان کرد.
جمعبندی جلسه تأکید داشت که انتظار موعود، حقیقتی جهانی و مشترک میان ادیان الهی است.
بسم الله الرحمن الرحیم
اندیشکده مهدویت و انقلاب اسلامی آستان مقدس مسجد جمکران تقدیم میکند
جلسه سوم سلسله نشست های از خاتم تا خاتم
موضوع: جاهلیت در عصر رسول اعظم(ص) و عصر ظهور حضرت حجت(عج)
استاد دکتر رجبی دوانی
جاهلیت پیش از اسلام: نادانی، فساد اخلاقی و حاکمیت معیارهای ضدعقل و ضدفطرت
جاهلیت، به معنای نادانی و بیخبری، بر فضای شبهجزیره عربستان پیش از ظهور اسلام بهطور کامل حاکم بود. حتی عربهایی که بعدها به اسلام گرویدند، هنگامی که به گذشته خود نظر میافکندند، آن دوران را «جاهلیت» و عصر بیخبری مینامیدند. این تعبیر صرفاً از سوی قرآن کریم مطرح نشده است، بلکه خود آنان نیز پس از آشنایی با تعالیم اسلام، گذشته خویش را دورهای از نادانی و دوری از حقیقت تلقی میکردند.
در حقیقت، میتوان جاهلیت را به معنای فاصله گرفتن از امور عقلانی و فطری دانست؛ یعنی عمل کردن بدون توجه به اصولی که عقل بر آن حکم میکند یا فطرت انسانی آن را ضروری میداند. هرگاه در جامعهای معیارهایی حاکم شود که عقل آنها را نمیپسندد، خرد آنها را نمیپذیرد و با فطرت انسانی ناسازگار است، آن جامعه را میتوان جاهلی نامید. طبیعی است که چنین جامعهای از تمدن و پیشرفت فاصله دارد و علم در آن معنا و جایگاه واقعی خود را نمییابد.
با این اوصاف، جامعهای که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم در آن مبعوث شد، دقیقاً چنین وضعیتی داشت. با توجه به آنچه در منابع تاریخی، آیات قرآن کریم، سیره پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم و گفتوگوهای ایشان با جامعه عرب مشاهده میشود، میتوان با قاطعیت گفت که جامعه جاهلی پیش از اسلام با دو ویژگی اصلی شناخته میشد: فساد اخلاقی و تباهی گسترده.
در نقلهای تاریخی، نمونههای فراوانی از این فساد اخلاقی ذکر شده است. بهعنوان مثال، شرابخواری و قماربازی در میان عرب جاهلی بسیار رایج بود. البته این دو عمل ناپسند در بسیاری از تمدنها و ملتهای دیگر نیز وجود داشته است، اما در جامعه عرب جاهلی، این امور بهگونهای افراطی و فراگیر رواج داشت. ادبیات آن دوران سرشار از مدح و ستایش شراب و شرابخواری بود، و قماربازی نیز جایگاه ویژهای داشت؛ بهویژه با ابزارهایی چون «انصاب» و «ازلام» که قرآن کریم نیز به آنها اشاره کرده است «وَأَن تَصِیبُوا بِهِمْ مِنَ الْأَزْلَامِ إِثْمٌ کَبِیرٌ«.
انصاب و ازلام تیرهایی بودند که از چوب درخت خاصی ساخته میشدند و با رنگهای گوناگون تزئین میگردیدند. این تیرها کاربردهای مختلفی داشتند، اما یکی از مهمترین کاربردهایشان در قماربازی بود. هفت تیر امتیاز مثبت داشت و سه تیر امتیاز منفی. مردم بهشدت به این ابزار وابسته بودند و حتی در مسائل مهمی چون تعیین نسب فرزندان از آنها استفاده میکردند. در مواردی که چند نفر مدعی پدر بودن یک نوزاد بودند، نزد کاهن قبیله میرفتند. کاهن با خواندن وردی خاص، تیرها را در کیسهای میریخت، آنها را هم میزد و بر اساس رنگ بیرونآمده، نسبت نوزاد را تعیین میکرد. این روش، آشکارا خلاف عقل و فطرت انسانی بود، اما با این حال، مردم به آن دلبستگی شدیدی داشتند.
حتی پس از فتح مکه و در جریان جنگ حنین، برخی از تازهمسلمانان مکه مانند ابوسفیان، معاویه و صفوان بن امیه که به سپاه اسلام پیوسته بودند، همچنان وابستگی خود را به این ابزار جاهلی حفظ کرده بودند. نقل شده است که معاویه جعبه انصاب و ازلام خود را نیز همراه آورده بود، که نشان از عمق تعلق خاطر آنان به این مظاهر جاهلیت دارد، حتی پس از مسلمان شدن.
جاهلیت عرب پیش از اسلام؛ فساد اخلاقی و همیت جاهلی
در حقیقت، میتوان جاهلیت را به معنای فاصله گرفتن از امور عقلانی و فطری دانست؛ یعنی عمل کردن بدون توجه به اصولی که عقل بر آن حکم میکند یا فطرت انسانی آن را ضروری میداند. هرگاه در جامعهای معیارهایی حاکم شود که عقل آنها را نمیپسندد، خرد آنها را نمیپذیرد و با فطرت انسانی ناسازگار است، آن جامعه را میتوان جاهلی نامید. طبیعی است که چنین جامعهای از تمدن و پیشرفت فاصله دارد و علم در آن معنا و جایگاه واقعی خود را نمییابد.
با این اوصاف، جامعهای که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم در آن مبعوث شد، دقیقاً چنین وضعیتی داشت. با توجه به آنچه در منابع تاریخی، آیات قرآن کریم، سیره پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم و گفتوگوهای ایشان با جامعه عرب مشاهده میشود، میتوان با قاطعیت گفت که جامعه جاهلی پیش از اسلام با دو ویژگی اصلی شناخته میشد: فساد اخلاقی گسترده و همیت جاهلی.
در نقلهای تاریخی، نمونههای فراوانی از این فساد اخلاقی ذکر شده است. شرابخواری و قماربازی در میان عرب جاهلی بسیار رایج بود. قرآن کریم نیز به این امور اشاره کرده و آنها را از اعمال شیطانی دانسته است: «إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ… رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ«.
خرافات نیز در جامعه عرب جاهلی رواج فراوان داشت. از جمله، درختی به نام«ذات اموات» که مردم به آن دخیل میبستند و انتظار برآورده شدن حاجات خود را داشتند. در روابط زناشویی نیز فساد اخلاقی بهگونهای بود که هیچ قبحی برای آن قائل نبودند. در مواردی، زن شوهردار با مردان دیگر مراوده داشت و هنگام تولد فرزند، مردان مختلف با گستاخی مدعی پدر بودن کودک میشدند، بدون آنکه از این مراوده شرم داشته باشند. یکی از نمونههای مشهور این فضاحت، داستان عمرو بن عاص است که امام مجتبی علیهالسلام در پاسخ به جسارت او، فرمودند: «تو به پدر من جسارت کردی، در حالی که هنگام تولدت، هشت نفر مدعی بودند پدر تو هستند، و مادرت کسی را بهعنوان پدر تو برگزید که پول بیشتری پرداخت کرده بود.»
این وضعیت، نشانهای از عمق فساد اخلاقی در جامعه جاهلی بود. حتی مواردی چون اجبار زنان به همبستری با مردان خوشچهره برای داشتن فرزندی زیبا، یا با شاعران برای تولد فرزندی با طبع شعری، در میان آنان رایج بود. همچنین، کشتن دختران بهدلیل ننگ اجتماعی یا فقر اقتصادی، امری معمول بود. قرآن کریم این رفتار را بهشدت نکوهش کرده است: «وَإِذَا الْمَوْءُودَهُ سُئِلَتْ * بِأَیِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ«.
اما فراتر از فساد اخلاقی، ویژگی دیگر جاهلیت، همیت جاهلی بود؛ تعصبهای کور بر اساس خشم، نخوت، خودبینی و تکبر. این تعصبات بارها منجر به جنگهای خونین میان قبایل عرب میشد. افتخار بیجا به اصل و نسب، قوم و قبیله، و واکنشهای تند نسبت به هرگونه تردید در این افتخارات، زمینهساز درگیریهای گسترده بود. تاریخ عرب پیش از اسلام، مملو از شرح این جنگهاست که با عنوان «ایّام العرب» شناخته میشود؛ تاریخ شفاهیای که فرهنگ آنها را شکل میداد.
بنابراین، بر اساس قرآن کریم و منابع تاریخی، میتوان دو ویژگی اصلی عصر جاهلیت را چنین برشمرد: ۱. فساد گسترده اخلاقی و بیقبحی نسبت به اعمال خلاف عقل و فطرت ۲. همیت جاهلی و تعصبهای کور که منجر به جنگ، خونریزی و تفرقه میشد
جاهلیت اولی و ثانوی؛ استمرار نادانی در پیش و پس از ظهور اسلام
یکی از تعابیر مهمی که قرآن کریم درباره جاهلیت بهکار برده، در ارتباط با مسئله حجاب زنان است. در آیهای از سوره احزاب، خداوند میفرماید: »وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّهِ الْأُولَى»؛ یعنی خودنمایی نکنید، همانند خودنمایی زنان در جاهلیت اولی.
این تعبیر، پرسشهایی را در ذهن مفسران و اندیشمندان اسلامی پدید آورده است. وقتی سخن از «جاهلیت اولی» به میان میآید، طبیعی است که ذهن به سوی «جاهلیت ثانوی» نیز سوق پیدا کند. آیا جاهلیت اولی همان دوران پیش از اسلام است؟ و اگر چنین است، آیا جاهلیت ثانوی پس از ظهور اسلام رخ خواهد داد؟ برخی بر این باورند که با آمدن اسلام، جاهلیت بهطور کامل از میان رفت و دیگر نمیتوان از جاهلیت پس از اسلام سخن گفت. اما گروهی از مفسران معتقدند که جاهلیت اولی، همان جاهلیتی است که مسلمانان صدر اسلام آن را تجربه کردند؛ و جاهلیت ثانوی، نوعی بازگشت به همان نادانیها و فسادها در جوامع اسلامی پس از ظهور اسلام است.
برخی نیز جاهلیت اولی را به دورههایی پیش از بعثت پیامبر اسلام نسبت دادهاند؛ مانند زمان حضرت آدم و نوح، یا عصر حکومت حضرت داوود و سلیمان، که در آن زنان بنیاسرائیل با لباسهای بدننما در انظار عمومی ظاهر میشدند. اما این دیدگاه با اشکالاتی مواجه است؛ از جمله اینکه عرب جاهلی هیچگونه آگاهی یا ارتباط فرهنگی با بنیاسرائیل و حکومتهای آنان نداشت. بنابراین، تعبیر جاهلیت اولی نمیتواند ناظر به آن دورهها باشد.
در حقیقت، جاهلیت اولی همان وضعیتی است که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم در آغاز بعثت با آن مواجه بود؛ جامعهای فرو رفته در شهوات پست، فساد اخلاقی، و ارزشهای منحط. پیامبر در چنین شرایطی مبعوث شد و مأموریت یافت تا این جامعه را از آن وضعیت خارج کرده و ارزشهای اسلامی را جایگزین کند. بیجهت نیست که آن حضرت فرمودند: «هیچ پیامبری به اندازه من از سوی امت خود آزار و اذیت ندید.» این تعبیر نشاندهنده دشواری تحول فرهنگی و اخلاقی جامعه جاهلی به سوی جامعهای اسلامی است.
میتوان گفت که ۲۳ سال دوران رسالت پیامبر اسلام، از نظر سختی و مشقت، از ۹۵۰ سال رسالت حضرت نوح علیهالسلام نیز سنگینتر بوده است. چرا که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم با جامعهای مواجه بود که نهتنها در فساد اخلاقی غوطهور بود، بلکه به آن افتخار نیز میکرد. زدودن روحیات جاهلی از دلها و رفتارها، نیازمند زمان، صبر، و تربیت تدریجی بود.
برای نمونه، تحریم شراب در اسلام بهصورت تدریجی انجام شد. در سال هفدهم بعثت، یعنی چهار سال پس از هجرت، شراب بهطور کامل تحریم شد. بنابراین، نمیتوان انتظار داشت که مسلمانان صدر اسلام بهسرعت از این عادت فاصله بگیرند. برخی منابع اهلسنت ادعا کردهاند که حضرت حمزه علیهالسلام در شب جنگ احد مست بودهاند؛ اما این ادعا نه در منابع شیعی آمده و نه با واقعیت تاریخی سازگار است. جنگ احد در سال سوم هجرت رخ داده، در حالی که تحریم شراب در سال چهارم هجرت بوده است. بنابراین، چنین نسبتهایی نادرست و فاقد اعتبار است.
آیه حجاب نیز چندین سال پس از هجرت نازل شد، و در پی رخدادی خاص در مدینه، حکم آن صادر گردید. این نشان میدهد که اصلاح رفتارهای جاهلی، بهویژه در حوزه اخلاق و پوشش، نیازمند زمان و زمینهسازی فرهنگی بود.
قرآن کریم در آیهای دیگر، به مقابله اسلام با همیت جاهلی اشاره میکند: »إِذْ جَعَلَ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی قُلُوبِهِمُ الْحَمِیَّهَ حَمِیَّهَ الْجَاهِلِیَّهِ فَأَنزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلَىٰ رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِینَ»؛ یعنی هنگامی که کافران در دلهای خود خشم و تعصب جاهلی داشتند، خداوند آرامش را بر پیامبر و مؤمنان نازل کرد.
در مقابل آن تعصبات کور قبیلهای، اسلام برادری دینی را جایگزین کرد. در فرهنگ جاهلی، عضویت در قبیله حتی برای مجرمان و جنایتکاران، موجب حمایت و دفاع بیقید و شرط بود. اما اسلام این تعصب را به دفاع از دین و حق تبدیل کرد، و برادری ایمانی را جایگزین تعصب قبیلهای نمود.
در چنین شرایطی، پیامبر اسلام با زحمات فراوان، جامعهای را که در فساد اخلاقی و همیت جاهلی غرق بود، به سوی ارزشهای الهی سوق داد. این جاهلیت، گرچه در شبهجزیره عربستان نمود بارز داشت، اما در سطح جهان آن روز نیز رواج داشت. بنابراین، جاهلیت نهتنها پیش از اسلام وجود داشت، بلکه پس از آن نیز میتواند در جوامع اسلامی پدید آید، اگر ارزشهای اسلامی فراموش شوند و تعصبات جاهلی دوباره احیا گردند.
جاهلیت در گستره تمدنها؛ از عصر رسالت تا عصر ظهور
ایران، با همه علاقهای که ما به آن داریم و با همه افتخارات تاریخیاش، یکی از معدود تمدنهایی است که هرگز بتپرستی در آن رایج نبوده است؛ و این امتیازی بزرگ در میان تمدنهای شناختهشده بشری بهشمار میآید. با این حال، این به معنای نبود ضعفها و آسیبهای فرهنگی در تاریخ ایران نیست. یکی از پدیدههای شوم و ناپسند در برخی خانوادههای اشرافی و سلطنتی ایران، ازدواج با محارم بود؛ امری که در عرب جاهلی وجود نداشت. این رفتار، برخاسته از نظام طبقاتی بود که در آن، اختلاط خون طبقات پایین با خاندان سلطنتی را ناپسند میدانستند.
در امپراطوری روم نیز جاهلیت بهگونهای دیگر غوغا میکرد. اما در میان همه این تمدنها، عرب جاهلی از نظر فرهنگی و تمدنی در پایینترین سطح قرار داشت؛ جامعهای که نهتنها از تمدن بیبهره بود، بلکه در فساد اخلاقی و خرافات غوطهور بود. در چنین فضایی، اسلام ظهور کرد و با جاهلیت مبارزه نمود. تعالیم عالیه اسلام جایگزین ارزشهای منحط جاهلی شد، و پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم بنیانگذار تمدنی نوین گردید که با تمدنهای شناختهشده آن روزگار تفاوتی بنیادین داشت.
پیامبر اسلام در محیطی دعوت خود را آغاز کرد که از نظر اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی در وضعیت نابسامانی قرار داشت. خداوند در قرآن کریم، از یکسو به پیامبر فرمان میدهد: «فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ»، و از سوی دیگر، در آیات متعدد، به او یادآوری میکند که مبادا جان عزیز خود را در راه هدایت این مردم از دست بدهد: «فَلَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَّفْسَکَ عَلَىٰ آثَارِهِمْ إِن لَّمْ یُؤْمِنُوا بِهَٰذَا الْحَدِیثِ أَسَفًا«.
این تلاشهای طاقتفرسا، که حتی سلامتی پیامبر را تهدید میکرد، نشاندهنده سنگینی مأموریت ایشان در مقابله با جاهلیت بود. بهراستی، میتوان گفت که سختیهای ۲۳ سال رسالت پیامبر اسلام، از ۹۵۰ سال رسالت حضرت نوح علیهالسلام نیز سنگینتر بوده است؛ چرا که پیامبر با جامعهای مواجه بود که نهتنها جاهل بود، بلکه به جاهلیت خود افتخار میکرد.
در عصر ظهور اسلام، جاهلیت با تمدن ناسازگار بود؛ جاهلیت در جامعهای حاکم بود که از تمدن فاصله داشت. اما پرسش مهم این است: آیا در عصر کنونی، با وجود پیشرفتهای علمی و فناوری، باز هم جاهلیت وجود دارد؟ برخی از مفسران و بزرگان بر این باورند که جاهلیت ثانوی پس از اسلام نیز ممکن است پدید آید، و این دیدگاه کاملاً قابل تأیید است.
امروز، در عصری زندگی میکنیم که جاهلیت بهرغم تمدنهای بهظاهر خیرهکننده، به اوج خود رسیده است. اگر عرب جاهلی در فقر و فساد غوطهور بود و از علم تهی، انتظار جاهلیت از او میرفت؛ اما در عصری که علم و فناوری به اوج رسیدهاند، وجود جاهلیت بسیار دردناک و تأسفبار است. این جاهلیت، نهتنها در رفتارهای فردی، بلکه در ساختارهای اجتماعی و فرهنگی نیز نمود دارد.
برخی از عربهای متعصب، با استناد به سفر نَضْر و حارث بن کَلَده به ایران و تحصیل در جندیشاپور، مدعیاند که عرب جاهلی فلسفه داشته است؛ در حالی که فلسفه در عرب جاهلی معنا نداشت. تنها دانشی که آن هم بهصورت ابتدایی وجود داشت، شناخت ستارگان بود؛ آنهم بهدلیل نیاز به سفرهای شبانه در هوای گرم و بیابانی. طب نیز با کهانت و خرافات آمیخته بود، و حتی طبیبانی که از جندیشاپور بازمیگشتند، در مکه مورد پذیرش قرار نمیگرفتند؛ چرا که مردم به کاهنان خود بسنده میکردند.
با این حال، امروز شاهد همان پارامترها و اصولی هستیم که در صدر اسلام، جاهلیت را شکل میدادند. یکی از مهمترین آنها، فساد اخلاقی گسترده است؛ فسادی که در برخی موارد، حتی از جاهلیت عرب فراتر رفته است. از جمله، از بین رفتن قبح همجنسگرایی که حتی برخی نهادهای مذهبی غربی مانند کلیسا، با وقاحت آن را پذیرفتهاند. ازدواج دو مرد یا دو زن، امری پذیرفتهشده تلقی میشود؛ و این در حالی است که در اوج پیشرفتهای علمی، فرهنگی و اقتصادی، چنین فضاحتی رخ میدهد.
از سوی دیگر، ادعای دروغین حمایت از حقوق زنان، در حالی مطرح میشود که زن به ابزاری برای مطامع اقتصادی و تبلیغاتی تبدیل شده است. شخصیت زن، در بسیاری از جوامع مدرن، بهمراتب پایینتر از جایگاه او در عرب جاهلی تنزل یافته است.
جاهلیت در گستره تاریخ؛ از زندهبهگور کردن دختران تا جاهلیت مدرن
یکی از مظاهر دردناک جاهلیت عرب، زندهبهگور کردن دختران بود؛ امری که قرآن کریم با لحنی تکاندهنده به آن اشاره کرده است: »وَإِذَا الْمَوْءُودَهُ سُئِلَتْ * بِأَیِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ«.
این رفتار جاهلانه، با دو انگیزه اصلی در میان عرب رایج بود: یکی فقر شدید، و دیگری غیرت قبیلهای افراطی. در میان اقشار فقیر، خانوادههایی که توان اداره زندگی خود را نداشتند، دختران را نانخور اضافی تلقی میکردند و آنها را میکشتند. گاه شدت فقر بهحدی بود که حتی پسران نیز قربانی میشدند. قرآن کریم در اینباره هشدار میدهد: »وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَکُمْ خَشْیَهَ إِمْلَاقٍ»؛ فرزندان خود را از ترس فقر نکشید.
اما در میان برخی قبایل اشرافی مانند بنیتمیم و بنیاسد، انگیزهای دیگر وجود داشت. این قبایل، که در مجاورت مرزهای ایران ساسانی در عراق امروزی زندگی میکردند، بهدلیل حملات مکرر به نواحی مرزی ایران، با دولت حیره درگیر شدند. در یکی از این جنگها، رئیس قبیله بنیتمیم به نام «عُقبه» شکست خورد و دخترانش به اسارت درآمدند. در نقلهای تاریخی آمده است که پس از بازگشت دختران، پدرشان بهدلیل ننگی که از اسارت آنان احساس میکرد، هر ۱۳ دختر خود را کشت و اعلام کرد که از این پس، داشتن دختر ننگ است و باید در بدو تولد کشته شود.
قبیله بنیاسد نیز با تأثیر از این رفتار، همین رسم را در پیش گرفت. این نوع جاهلیت، برخاسته از غیرتی افراطی بود که در تضاد با فساد اخلاقی رایج در همان جامعه قرار داشت؛ چرا که مراوده زنان با مردان بیگانه در شرایط عادی قبحی نداشت، اما اسارت در دست دشمن، ننگی غیرقابل تحمل تلقی میشد.
در چنین فضایی، نسل آینده از طریق غارتگری و ربودن زنان از کاروانها تأمین میشد؛ زنانی که بهعنوان همسر به خانهها آورده میشدند. این رفتار، نشانهای از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی در جامعه جاهلی بود.
در مقایسه با آن دوران، امروز در جوامع مدرن غربی، نهتنها چنین غیرت افراطی وجود ندارد، بلکه در مواردی، رفتارهایی ضد فطری و ضد انسانی رواج یافته است. برای نمونه، اگر مردی بخواهد همسر خود را بهدلیل مراوده با مردی دیگر بازخواست کند، قانون بهشدت با او برخورد میکند؛ چرا که اختیار کامل زن را به رسمیت میشناسد، حتی در مواردی که با اصول اخلاقی و فطری در تضاد است.
از سوی دیگر، همیت جاهلی که در عرب وجود داشت، با خودبرتربینی و نخوت تمدنی در غرب قابل تطبیق است. از دیرباز، این روحیه در غرب وجود داشته و زمینهساز جنگهای بزرگ تاریخی شده است. در یونان باستان، ارسطو جهان را به سه بخش تقسیم میکرد: یونان، شرق (ایران)، و بربرها. او معتقد بود که شرقیها قریحه تمدنسازی دارند اما فاقد دلاوریاند، و غربیها شجاعاند اما فاقد تمدن. یونانیها را ترکیبی از این دو میدانست و آنان را شایسته سروری بر جهان میپنداشت. اسکندر مقدونی، شاگرد ارسطو، با همین تفکر به ایران حمله کرد و خواستار سلطه بر جهان شد.
پس از یونان، امپراطوری روم نیز با ایران اشکانی و ساسانی درگیر بود و نمیتوانست قدرتی را در کنار خود تحمل کند. حتی پس از پذیرش مسیحیت، با ادعای موحد بودن، مسلمانان را مشرک خواندند و جنگهای صلیبی را به راه انداختند. در این جنگها، کشتار مسلمانان را افتخار میدانستند و از خونریزی گسترده سخن میگفتند.
این روحیه جاهلی، بهرغم پیشرفتهای علمی و صنعتی، هنوز در غرب مشاهده میشود. جنگهای جهانی اول و دوم، که میلیونها کشته برجای گذاشتند، نمونهای از همین نخوت و خودبرتربینی هستند. امروز نیز، با وجود شعارهای حقوق بشر، آزادی و سازمانهای بینالمللی، همان جنایات با چهرهای بزکشده ادامه دارد.
در عصر حاضر، جاهلیت بهمراتب پیچیدهتر و پنهانتر از جاهلیت دوران رسالت پیامبر اسلام است. حمایت بیقید و شرط از رژیم صهیونیستی، که در دو سال گذشته دهها هزار نفر را در غزه به قتل رسانده، نمونهای از این جاهلیت مدرن است. در حالیکه مجازات اعدام در غرب ممنوع است و حتی قاتلان سریالی نیز اعدام نمیشوند، دغدغه نجات یک سگ در غزه بیشتر از نجات انسانهاست. فیلمی منتشر شد که نشان میداد یک فلسطینی از غذای اندک خود به سگی داده بود، و رسانههای غربی بهجای توجه به وضعیت انسانی، نگران حال آن سگ بودند.
این رفتارها، نشاندهنده پستی و انحطاط اخلاقی در جوامع مدرن غربی است؛ جاهلیتی که با شعارهای فریبنده پوشانده شده، اما در عمق خود، همان فساد، نخوت، و بیرحمی جاهلیت گذشته را دارد و شاید بدتر.
رگههای انسانیت در دل جاهلیت؛ از عرب پیش از اسلام تا غرب امروز
در بررسی جاهلیت عرب، اگرچه نقدهای فراوانی بر فساد اخلاقی و انحطاط فرهنگی آن وارد است، اما انصاف اقتضا میکند که به جنبههای مثبت آن نیز اشاره شود؛ چرا که اسلام، برخی از صفات نیک عرب جاهلی را نهتنها تأیید کرد، بلکه آنها را حفظ و تقویت نمود.
یکی از برجستهترین صفات عرب جاهلی، مهماننوازی بود. در نقلهای تاریخی آمده است که عرب حتی نسبت به عابری ناشناس، احساس مسئولیت میکرد و پذیرایی از او را وظیفهای انسانی و قبیلهای میدانست. گاه تمام دارایی خود مانند یک شتر یا بز را قربانی میکرد تا مهمان را بیپاسخ نگذارد. این رفتار، نشانهای از کرامت انسانی بود که اسلام آن را تأیید و تثبیت کرد.
جوانمردی و مروت نیز از دیگر صفات ارزشمند عرب جاهلی بود. نامردی، حمله از پشت، یا آسیب رساندن به زن و کودکِ غافل، در فرهنگ عرب جاهلی نکوهیده بود. این روحیه، زمینهساز پذیرش اخلاق اسلامی شد.
حرمت ماههای حرام نیز از سنتهای عرب جاهلی بود که اسلام آن را حفظ کرد. چهار ماه در سال، جنگ و خونریزی ممنوع بود؛ و اسلام این سنت را به رسمیت شناخت، چرا که ریشه در عقل و فطرت داشت.
در مقابل، امروز در جوامع مدرن غربی، با وجود پیشرفتهای علمی و صنعتی، سیاستهای حاکم گاه فاقد همین رگههای انسانیاند. اما همانگونه که در عصر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم، برخی افراد با وجود فساد محیط، آمادگی پذیرش حق را داشتند، امروز نیز در دل جوامع غربی، نشانههایی از انسانیت دیده میشود.
حمایتهای مردمی از غزه در دانشگاههای آمریکا و اروپا، نمونهای از همین رگههای انسانی است. با وجود تبلیغات منفی و تصویرسازیهای سیاه از ایران و اسلام، بسیاری از مردم غرب پس از مواجهه مستقیم با واقعیت، دچار تحول میشوند. سفر به ایران، برای برخی از آنان تجربهای دگرگونکننده است؛ چرا که آنچه دیدهاند، با آنچه شنیدهاند، تفاوتی بنیادین دارد.
در جریان جنگ اخیر، حمایت ایران از جبهه مقاومت، موجب شکلگیری موجی از علاقه و احترام در میان برخی جوامع غربی شد. تصاویر رهبر معظم انقلاب اسلامی، پرچم ایران، و چهرههایی چون سحر امامی، در تظاهرات اروپا با افتخار بالا برده شدند. این نشانهای است از ظرفیتهای نهفته در دل جوامع حتی منحط، که میتوانند در مسیر ظهور منجی بشریت، نقشآفرین باشند.
در همین زمینه، احادیثی از اهلبیت علیهمالسلام وجود دارد که وضعیت آخرالزمان را توصیف میکنند. از امام باقر علیهالسلام در کتاب کمالالدین نقل شده است که ظهور حضرت مهدی علیهالسلام پس از آن خواهد بود که مرد و زن در ظاهر و رفتار شبیه شوند، و اعمال منافی عفت میان همجنسان شیوع یابد. همچنین، ریختن خون، زنا، رباخواری، و ترس از زبان اشرار، نشانههای آن دوران خواهد بود.
از امیرالمؤمنین علیهالسلام نیز نقل شده است که رشوهخواری رایج میشود، دین به دنیا فروخته میشود، و اعمال زشت و گفتار بهتانآمیز علنی میگردد. دروغگو تصدیق میشود و خائن امین شمرده میشود.
در کافی نیز از امام صادق علیهالسلام روایت شده است که ظهور حضرت مهدی علیهالسلام در زمانی خواهد بود که حق و طرفداران آن ضعیف شوند، ظلم همهجا را فرا گیرد، و پیروان باطل بر اهل حق چیره گردند. فساد آشکار شود و کسی از آن جلوگیری نکند.
این نشانهها، اگرچه در جوامع غربی بهوضوح دیده میشوند، اما متأسفانه در کشور خودمان نیز، بهدلیل برخی کوتاهیها و خیانتها، جلوههایی از فساد و تباهی مشاهده میشود. این دردآور است؛ چرا که ایران، پایگاه شیعه و خاستگاه انتظار ظهور است.
ایران، پایگاه ولایت و نقطه امید در عصر جاهلیت مدرن
قم، زادگاه من، روزگاری نهچندان دور، نماد حیا، دیانت، و پایبندی به ارزشهای اسلامی بود. خاطرات کودکیام از دهههای پیش، گواهی میدهد که دختران از همان کلاس اول با چادر به مدرسه میرفتند؛ حتی کارمندان دولتی که از دیگر شهرها به قم مأمور میشدند، اگر همسرانشان بیحجاب بودند، ناچار به رعایت حجاب کامل بودند. این الزام، نه از اجبار، بلکه از احترام به فضای دینی و فرهنگی قم نشأت میگرفت.
امروز اما، با دیدن برخی مظاهر بیحجابی و حتی برهنگی در همین شهر مقدس، انسان به تأمل میافتد: ما به کجا میرویم؟ قم، پایگاه فقاهت، مرجعیت، و انقلاب اسلامی، چگونه به چنین وضعیتی رسیده است؟ مسئولان باید پاسخگوی این تغییرات باشند؛ نهتنها در برابر مردم، بلکه در برابر خون شهدا و در پیشگاه خداوند.
نعمت ولایت، پس از رحلت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم، هرگز بهطور کامل در جهان تحقق نیافت تا آنکه جمهوری اسلامی ایران شکل گرفت. حتی حکومت امیرالمؤمنین و امام مجتبی علیهمالسلام نیز بر مبنای ولایت نبود، بلکه بهعنوان خلیفه چهارم و پنجم پذیرفته شدند، و جامعه هرگز شأن واقعی ولایت را برای ایشان قائل نشد. امام مجتبی علیهالسلام نیز تنها چند ماه بر اساس ولایت حکومت کرد و سپس مجبور به صلح تلخ با معاویه شد.
امروز، این نعمت عظیم، گاه بازیچه رقابتهای سیاسی شده است. دولتها از اجرای قوانین مصوب مجلس سر باز میزنند، و مجلس نیز از حمایت از قوانین خود ناتوان است. نتیجه، گسترش بیحجابی و حتی برهنگی در جامعه است؛ وضعیتی که انسان را به خوف از خشم الهی و آه خانوادههای شهدا میاندازد.
جاهلیت امروز، نهتنها در غرب، بلکه در کشورهای اسلامی نیز بیداد میکند. برخی کشورهای مسلمان، تولیدکننده و صادرکننده شراباند، و هیچ قبحی برای این رفتارها قائل نیستند. کشورهای تازهبهدورانرسیده حاشیه خلیج فارس، با ثروتهای نفتی، به فسادهای اخلاقی کشیده شدهاند. امام صادق علیهالسلام در حدیثی میفرماید: «از سران قم، کافران را به خود نزدیک میکنند و افراد شایسته را دور میسازند. شنیدن صوت قرآن بر مردم گران و استماع سخنان بیهوده آسان میشود. آلات موسیقی در مکه و مدینه آشکار میگردد.»
امروز، مدینه بهدست رژیم سعودی به فساد کشیده شده، و علمای وهابی که روزگاری شیعه را تکفیر میکردند، در برابر این فساد سکوت کردهاند. ترکیه نیز، با وجود ادعاهای دفاع از غزه، بالاترین مراودات تجاری را با رژیم صهیونیستی دارد.
در گذشته، کشورهای عربی در برابر اسرائیل غیرت نشان میدادند؛ مانند جنگ ۱۹۷۳ که صادرات نفت را قطع کردند. اما امروز، حتی در برابر جنایات آشکار اسرائیل، حاضر نیستند روابط خود را قطع کنند. رژیم اردن، با افتخار اعلام میکند که موشکهای ایران را رهگیری کرده تا به اسرائیل نرسد؛ جاهلیتی که نهتنها در غرب، بلکه در خود ممالک اسلامی نیز ریشه دوانده است.
امام صادق علیهالسلام در حدیثی دیگر، از علائم ظهور چنین میفرماید: «آتشی در قلب شهر عدن پدید میآید. زیردستان از فرمانبرداری فرماندهان سر باز میزنند. شخصی شب زمام حکومت را در دست دارد، ولی صبح کشته در کوچهها افتاده است…» این توصیفها، با حوادثی چون سقوط قذافی، بنعلی، و فتنههای داعش در عراق و شام، تطابق دارد.
در ادامه روایت آمده است: «قوم یهود نزج میگیرند و فساد و طغیان میکنند، اما سرانجام به دست مردان با ایمان نابود میشوند؛ مردانی از قم که خانهبهخانه آنان را دنبال میکنند.»
مرحوم ابوی ما، در کتاب موعودی که جهان در انتظار اوست، این حدیث را تفسیر کرده و قیام امام خمینی رضواناللهعلیه از قم را مقدمه تحقق این وعده الهی دانستهاند. ایران، در لسان روایات، با عنوان «فارس» یاد شده، و یاران اصلی امام زمان علیهالسلام از همین سرزمیناند: «کلهم من فارس»
بنابراین، ایران نهتنها از بلایا محفوظ است، بلکه پایگاه اصلی ظهور خواهد بود. انشاءالله، رهبر معظم انقلاب، نایب برحق امام زمان ارواحنا فداه، پرچم این نظام را به دست صاحب اصلیاش خواهد سپرد.
ما را میتوانید در کانال ایتا دنبال کنید







دیدگاهتان را بنویسید