تساهل یا تقابل؟!

تساهل یا تقابل؟

چگونگى رفتار و معاشرت پیامبر اکرم(ص) با منافقان

طرز معاشرت پیغمبر اکرم(ص) با منافقان بر حسب مرور زمان تفاوت داشت. بر حسب روایات تاریخی و آیاتی که در شرایط مختلف بر حضرت رسول(ص) نازل شده است، گاهی ایشان با منافقین مدارا می‌کردند و گاهی بر آنها سخت می‌گرفتند. در زیر دلایل این رفتار را با ماجراهای تاریخی آن مرور می‌کنیم:

طرز معاشرت پیغمبر اکرم(ص) با منافقان بر حسب مرور زمان تفاوت داشت. ایشان در اوایل امر، مأمور به رفق و مدارا و نادیده گرفتن سخنان و رفتار منافقان بود. آن حضرت به قدرى در این قسمت اصرار داشت که منافقان می‌گفتند: «پیغمبر گوش است و هر چه درباره ما به او گفته شود، وقتى برویم و سوگند یاد کنیم که نگفته‌ایم و نکرده‌ایم، ما را تصدیق مى‌کند.»

خداوند در آیه ۴۸ سوره احزاب می‌فرماید:

و منافقان را فرمان مبر و از آزارشان بگذر و بر خدا اعتماد کن، و کارسازى (چون) خدا کفایت مى‌کند.

هر چه براى پیغمبر فتح و پیروزى پیش مى‌آمد و بیشتر مى‌شد، منافقان شناخته‌تر و زیادتر مى‌شدند و پیغمبر مأمور بود به آنان اذیت نرساند. امّا به گفته آنان در حق مؤمنان یا پیشنهاد آنان در امور نیز، هیچ اثرى نمى‌داد و به بدگویى‌هاى آنان – که به وسیله مؤمنان آگاه مى‌شد – اعتنایى نمى‌نمود و چون مى‌آمدند و سوگند یاد مى‌کردند که ما بد نگفته‌ایم، تصدیقشان مى‌کرد. از این رو، رابطه منافقان با پیغمبر قطع نمى‌شد و از آنان در جنگ با دیگر دشمنان از مشرکان و اهل کتاب استفاده مى‌نمود.

مى‌توان گفت ضرر آنان براى پیغمبر از فوایدشان کمتر بود؛ لذا آن حضرت مى‌بایست آن‌ها را تحمّل کند و در نتیجه، در اثر شرکت ایشان در جنگ‌ها فوایدشان بیشتر بود.

امّا در آیه‌اى دیگر از سوره تحریم آمده است:

اى پیامبر! با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت‌گیر (که) جاى ایشان در جهنم خواهد بود و چه بد سرانجامى است.

این امر و دستور سخت‌گیرى و غلظت نمودن بر آنان، در اواخر عمر پیغمبر و پس از برگشتن از سفر تبوک وارد شد و یکى از علت‌هاى آن سخت‌گیرى‌ها بر منافقان، کثرت عدد مسلمانان بود. آرى، مسلمانان زیاد شده بودند و به کمک منافقان نیاز نداشتند و از طرف دیگر، منافقان نیز زیاد شده و در مقام دشمنى برآمده بودند. کار آنان از اذیت و آزار تجاوز کرده بود و به اقدامات خطرناکى چون کشتن پیغمبر یا تصرّف شهر مدینه در غیاب آن حضرت و یا ارتباط با محارب‌هایى مثل ابوراهب و جاسوسى کردن براى پادشاهان کفر دست زده بودند. در این موقع است که پیغمبر اکرم(ص) باید با آنان دشمنى کند و بر آنان سخت بگیرد و حساب ایشان یا افراد جسور و جسارت‌کننده از آنان را جدا کند و بر مرده آنان نماز نخواند؛ بلکه اگر قدرى پافشارى کنند، خداوند پیغمبر را بر آنان مسلّط مى‌کند و در هر جا باشند، کشته مى‌شوند.

منافقان پس از غلظت نمودن پیغمبر و سخت‌گیرى بر آنان مرعوب و بیچاره شدند و از تندروى‌ها و تظاهر به دشمنى و اقدامات شدید خود دست برداشتند تا محفوظ بمانند.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *