اگر آدم ابوالبشر(ع) به مفارقت بهشت و حوا به مصیبت هابیل دچار شد، زینب کبری(س) هم به فراق حرم جد و مادر و برادرش که از بهترین باغهای بهشت بود، مبتلا شد و به فراق و مصیبت دو هابیل خود دچار گردید.
اگر نوح(ع) به زحمت قوم خود دچار شد و به برکت پنج تن آل عبا خلاصی یافت، زینب کبری(س) به کوفیان و شامیان دچار و غرق در دریاهای بلاها شد.
اگر ابراهیم(ع) به آتش نمرودیان دچار و به قربانی کردن فرزند خود مأمور شد، زینب کبری(س) در روز عاشورا به آتشی بدتر از آتش نمرودیان گرفتار آمد و سوختن خیم هگاه حسینی را به چشم دید. ابراهیم(ع) در آن حال در فکر بیمار بدحال و کودکان سرگردان نبود؛ آتش هم بر ابراهیم(ع) گل و ریحان شد، ولی زینب کبری(س) دو اسماعیل خود را به قربانگاه فرستاد.
اگر سلیمان(ع) به آفت دیوی دچار شد، زینب کبری(س) هم از شمر بن ذیالجوشن صدمه بسیار دید که در نامردی از دیو چیزی کم نداشت.
اگر یعقوب(ع) به هجران یوسفش دچار شد و آن چنان گریست که دیده هایش نابینا شد و درنهایت فراق به وصال تبدیل شد، زینب کبری(س) به فراق دو فرزند چون یوسفش و شش برادر و چند تن جوان هاشمی دچار شد که مانند نداشتند و یک یک ایشان را در برابر دیدگانش کشته یافت و صبر پیشه کرد.
اگر یوسف صدیق(ع) به چاه و زندان دچار شد، زینب کبری(س) هم زندان ابن زیاد و خرابه شام بلا را به چشم دید.
اگر موسی(ع) به فرعون و قارون دچار شد و سرانجام آنها را نفرین کرد و به عذابشان انداخت، زینب کبری(س) به پسر مرجانه و یزید مبتلا شد که صدها بار بدتر از فرعون و قارون بودند و باز هم صبر پیشه کرد.
اگر میخ بر فرق زکریا(ع) نهادند، بر سر و کتف زینب کبری(س) چندان با تازیانه و نیزه زدند که جای آن ضربه ها ورم کرد.
اگر یحیی(ع) را سر بریدند و به حضور سلطان آوردند، زینب کبری(س) را اسیر کردند و سر برادر را با او داخل مجلس یزید ملعون نمودند.
بدخواهان و دشمنان بر پیشانی رسول خدا(ص) سنگ زدند؛ زینب کبری(س) نیز از شدت حزن و ناراحتی پیشانی خود را به چوب محمل زد. دشمنان دندان رسول خدا(ص) را به سنگ کین شکستند؛ گوش زینب کبری(س) نیز به دست نامردانی کوفی نسب دریده شد. بدخواهان بر سر مبارک رسول خدا(ص) خاکستر پاشیدند؛ شامیان از خدا بیخبر هم خاکستر سوخته و دستههای نی آتش زده را بر سر زینب کبری(س) ریختند.
اگر گردن شیر خدا، علی مرتضی(ع) ریسمان انداختند و حضرتش را به مسجد بردند؛ زینب کبری(س) را هم بازو بستند و ریسمان به گردن انداختند و به مجلس ابنزیاد و یزید داخل کردند. اگر مادرش صدیقه طاهره(س) را سیلی زدند؛ به زینب کبری(س) هم سیلی نواختند. اگر مادر ارجمندش را با تازیانه و غلاف شمشیر زدند؛ زینب کبری(س) را هم با تازیانه و نیزه آزار دادند.
اگر به برادرش حسن مجتبی(ع) بسیار زخم زبان زدند؛ زینب کبری(س) را نیز از این زخم زبانها در امان نگذاشتند. اگر جگر برادرش حسن مجتبی(ع) را با زهر جفا پاره پاره کردند؛ جگر زینب کبری(س) را نیز با داغ جوانانش چاک چاک ساختند.
حضرت عقیله(س) با حسین(ع) هم در همه داغ ها و مصیبت ها شریک و البته در پاداش آن نیز سهیم بود و پاداش متوسلان به هر دو بزرگوار هم یکی است.







دیدگاهتان را بنویسید