نام کتاب : شب چهلم
نام نویسنده : فاطمه دولتی
ناشر : کتاب جمکران
«... تمام وجودم فرو می ریزد!
این جوانِ خوش قد و بالا،
آن صدای آرامش بخش آسمانی،
آن دستگان معجزه گر.
به سمت اسب مولایم می دوم، پاهایش را می چسبم و شروع می کنم به بوسیدن...»
شب چهلم مجموعهی از ملاقاتهای نورانی مردم با امامِ حاضرشان را روایت میکند. شب چهلم ما را پای حرف آدمهایی مینشاند که امامشان را دیدهاند و میگویند: «او نزدیک ماست، کنار ماست، میان شهرها رفتوآمد دارد، در مجالس شیعیان حضور دارد، از بیچارگان دستگیری میکند، با حقپویان سخن می گوید، همینقدر نزدیک و آشنا…»
برشی از کتاب :
او جلو میایستد و من پشت او، قامت میبندم و او شروع میکند به قرائت. صوتش اما مرا از خود بیخود میکند، زیبایی و شیرینی قرائتش را هیچکجا نشنیدهام. آرام سر بلند میکنم، باور کردنی نیست او در هالهای از نور فرو رفته، نوری سبز دور تا دورش را احاطه کرده و او بیتوجه به من با شیفتگی تمام نماز میخواند.
تمام جانم به لرزه میافتد. امشب شب چهلم است. نکند او مولای من باشد؟ چانهام میلرزد و اشک امان نمیدهد، صدایش توی سرم میپیچد: «سینه تو! عافیت یافت و آن زن را به زودی خواهی گرفت و امّا فقرت، به حال خود باقی است تا بمیری»
برای تهیه کتاب شب چهلم کلیک کنید .







دیدگاهتان را بنویسید