بررسی حاکمیت فقیه در روایات
استاد شهبازی – حاکمیت فقیه در روایات
بسمالله الرحمن الرحیم.
درسگفتار جامع مهدوی (دوره میانی)
جلسه نهم با موضوع :
بررسی حاکمیت فقیه در روایات
حجت الاسلام دکتر محمد شهبازیان
زمستان ۱۴۰۱
مبانی قرآنی و روایی ظلمستیزی و ضرورت اقامه قسط در اندیشه اسلامی
در ادامه، ما در فضای بحث و گفتگو درباره «حاکمیت دینی در دوران غیبت کبری» بحثی را آغاز کردهایم. در ابتدای بحث این نکته مطرح شد که باید بررسی کنیم سنت، سیره و قواعد تعاملات اجتماعی در دوران اهلبیت علیهمالسلام چه بوده و چه بیانی داشتهاند.
سپس به دوران غیبت صغری میرسیم و بعد از آن طبیعتاً وارد دوران غیبت کبری میشویم.
آنچه مسلم است این است که در دوران اهلبیت علیهمالسلام، مباحث ظلمستیزی، نفی حاکمیت ظالم و مقابله اجتماعی وجود داشته است. گزارشهایی به صورت کلی در این زمینه داریم و سنت الهی در قرآن نیز همین معنا را بیان میکند. عقل بدیهی نیز بر همین اساس دلالت دارد.
از جمله مهمترین آیات، آیهای از سوره توبه است که به این مضمون اشاره دارد که چرا مردم مدینه و اطراف مدینه یاری پیامبر خدا را ترک میکنند و دور او را خالی میکنند. بلکه باید کسانی باشند که گام بردارند، قدمهایی مؤثر بردارند که موجب ناخشنودی استکبار و استعمار و دشمن شود.
این گامها باید مؤثر باشند؛ حتی اگر در این مسیر زخم بخورند یا کشته شوند. خداوند این عمل را عمل صالح محسوب میکند و اجر محسنین را ضایع نمیکند.
این یک دستورالعمل کلی است؛ یعنی اگرچه رسول خدا در ظاهر حضور نداشته باشد، اما بنابر آیات شریفه، نام، دین و سیره رسول خدا زنده است و نباید رها شود.
تحلیل سیره اهلبیت (ع) در مواجهه با حکومتهای جور و تبیین الگوی کنش اجتماعی در عصر غیبت
آیات مشابه دیگری نیز داریم که هدف از ارسال رسول را اقامه قسط بیان میکند. اساساً هدف از ارسال پیامبران اقامه عدالت است؛ بنابراین شما نیز باید اقامه قسط داشته باشید.
اقامه قسط به چه معناست؟ به حرکت اجتماعی. گاهی برای اقامه قسط نیاز به تکاپو، درگیری و مواجهه وجود دارد. قرآن میفرماید: «وَأَعِدّوا لَهُم ما استَطَعتُم مِن قُوّهٍ وَمِن رِباطِ الخَیل»، یعنی باید قدرت فراهم شود.
من انشاءالله در جلسهای بهطور اختصاصی درباره داستان بنیاسرائیل و حضرت موسی علیهالسلام صحبت خواهم کرد و عملکرد بنیاسرائیل را بررسی میکنیم که چگونه خداوند آن را به عنوان قصهای عبرتآموز برای ما ذکر کرده است.
قرآن بهصورت کلی اشاره میکند که نباید دشمن احساس ضعف از شما داشته باشد. اگر دشمن بداند شما هیچ توانایی ندارید، قطعاً به شما حمله خواهد کرد و تمامیت شما را هدف قرار میدهد.
عقل سلیم نیز همین را میگوید و قرآن نیز تأکید دارد.
ما نمیگوییم سلاح داشته باشید برای تجاوز، بلکه میگوییم باید به گونهای باشید که دشمن از شما بترسد و احساس ضعف نکند.
در روایات نیز تأکید شده است که امر به معروف و نهی از منکر، قوام دین است. باید به آن عمل شود؛ گاهی با بدن، گاهی با زبان، گاهی با موضعگیری و حتی در صورت لزوم با تقابل.
البته باید توجه داشت که معیار، هوای نفس یا دنیا نیست، بلکه خداوند است.
در روایات دیگر آمده است که «اهتمام به امور مسلمین» بسیار مهم است. یعنی مسائل مسلمانان باید برای انسان اهمیت داشته باشد.
اگر کسی بگوید فقط در خانه بنشینیم و دعا کنیم و کاری به امور جهان نداشته باشیم، این با روح اسلام سازگار نیست. اهتمام یعنی همراه با عمل و حرکت.
امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرمایند: «کونوا للظالم خصماً و للمظلوم عوناً»، یعنی دشمن ظالم و یار مظلوم باشید.
این یعنی اسلام فقط به دعا و عبادت فردی محدود نیست، بلکه درگیری با ظلم نیز در آن وجود دارد.
در روایتی از یونس بن عبدالرحمن آمده است که درباره پیوستن برخی شیعیان به دستگاه بنیعباس، امام رضا علیهالسلام توضیح میدهند که اگر کسی بتواند وارد دستگاه طاغوت نشود، نباید برود؛ اما اگر اصل اسلام در خطر باشد، باید برای دفاع اقدام کند.
اما نیت او باید صحیح باشد؛ یعنی برای حفظ اسلام باشد، نه برای قدرت طاغوت.
بنابراین اصل، حفظ دین است.
در گزارشهای دیگر نیز آمده است که اگر اسلام در خطر باشد، باید اقدام کرد؛ اما باید با تدبیر و برنامه باشد، نه بیگدار به آب زدن.
امام صادق علیهالسلام نیز در مواجهه با زیدیه فرمودند که اصل جهاد نفی نشده، بلکه بیبرنامگی و جهل در اقدام مورد نقد است.
گاهی ممکن است سخن حقی در زمان نادرست، مورد سوءاستفاده دشمن قرار گیرد.
در تاریخ نیز دیدهایم که برخی گروهها از قیامها سوءاستفاده کردهاند، مانند جریانهایی که از قیام زید استفاده تبلیغاتی کردند.
امام صادق علیهالسلام در این موارد هشدار میدهند که باید مراقب بود حرکتها به نفع دشمن تمام نشود.
در گزارشهای دیگر نیز آمده است که امام صادق علیهالسلام درباره قیام برخی افراد فرمودند اگر کسی برای اهلبیت قیام کند، مورد رضایت ماست؛ اما باید با تدبیر باشد.
در جریان قیام مختار نیز نقل شده است که امام سجاد علیهالسلام نسبت به یاری او رضایت نشان دادند، مشروط بر اینکه در مسیر درست باشد.
بنابراین، جمعبندی این است که در نگاه اهلبیت علیهمالسلام، اصل قیام و مقابله با ظلم نفی نشده است، بلکه شرط آن عقلانیت، تدبیر، نیت صحیح و جلوگیری از سوءاستفاده دشمن است.






دیدگاهتان را بنویسید