,

دوره میانی درسگفتار جامع مهدوی – جلسه هشتم

بررسی حاکمیت فقیه در آیات قرآن

فایل صوتی جلسه ۸ دوره متوسط درس گفتار مهدوی
استاد شهبازی – بررسی حاکمیت فقیه در آیات قرآن و روایات

بسم‌الله الرحمن الرحیم

درسگفتار جامع مهدوی (دوره میانی)

جلسه هشتم با موضوع :

بررسی حاکمیت فقیه در آیات قرآن

حجت الاسلام دکتر محمد شهبازیان

زمستان ۱۴۰۱

سنت‌های الهی در کنش اجتماعی و مسئولیت مؤمنان در عصر غیبت

در مورد استدلال قرآنیِ آیه‌ای که مورد اشاره است، این تذکر را دادیم که اصل مبنا درست بیان شده است. پس اصل حرف، استدلال و مطلب کامل است.

در آیه شریفه، در مورد سنت الهی، این نکته را تذکر می‌دهد که یکی از سنن الهی، ظلم‌ستیزی است. اصلاً این قاعده است که ما باید به سمت این فضا برویم: مقابله با استکبار، ظلم‌ستیزی. یک‌بار ظلم‌ستیزی فریاد زده شده است. الان روایاتش را هم خواهیم خواند که اصلاً تصریح روایات هم برای همین است و مخصوص به یک زمان مشخص هم نیست، در همه زمان‌ها و در همه مکان‌ها شما قاعده‌ای دارید به نام ظلم‌ستیزی. سیره اهل‌بیت و سیره اصحاب هم بر همین نکته بوده است.

آیه قرآن صراحتاً ذکر می‌کند: «ما کان لأهل المدینه و من حولهم من الأعراب…»؛ آقا مردم مدینه و کسانی که دور مدینه هستند، فرق نمی‌کند. مراد من فقط شما مردم مدینه نیستید، تمام این‌هایی که نزدیک پیغمبرید، در جوار پیغمبرید، ای خلف رسول‌الله و ای یاران رسول‌الله، درست نیست که شما دور رسول خدا را خالی بکنید و از او حمایت نکنید. بعد خدا دارد تذکر می‌دهد، می‌گوید حواست باشد، خب دورش را خالی نکن.

یعنی چه؟ یعنی بیا بشتاب به سمت رسول دین. رسول امروز، رسول خدا صلوات‌الله‌علیه، شاید در ظاهر بین ما نباشد، اما اصل دین، اصل قرآن، این‌ها در اختیار ماست. حمایت از قرآن، حمایت از رسول خداست، حمایت از دین اسلام است، حمایت از رسول خداست. تفاوتی ندارد در این مطلب.

خب چرا می‌فرماید دور و بر رسول را خالی نکنید؟ اینجا به بعدش را دارد تذکر می‌دهد، می‌گوید چون آن‌هایی که حرف گوش دادند، دور رسول خدا را خالی نکردند، بلکه برخاستند. صرفاً خنثی نباشید، منفعل نباشیم، ننشینیم توی خانه‌مان. نه، نه تنها دورش را خالی نکنید، بلکه بیایید دورش قرار بگیرید، باید فعال باشید.

ما در دوران انتظار نیاز به یک شیعه فعال داریم، نه شیعه منفعل. نه کسی که خنثی باشد، نه خیر باشد نه شر باشد، نه این طرف باشد نه آن طرف. نه، اتفاقاً تو باید در زمین رسول خدا بازی کنی، باید به گونه‌ای برخورد کنی که در تقابل با دشمن باشی.

خداوند می‌فرماید اگر این کارها را انجام بدهید و دور رسول خدا باشید، «إن الله لا یضیع أجر المحسنین»؛ خداوند اجر نیکوکاران را ضایع نمی‌کند. شما اگر همراه رسول خدا باشید، زد و خورد بکنید، مقاومت بکنید، در جنگ باشید، تشنگی بکشید، گرسنگی بکشید، تحریم شوید، هر بلایی سرتان بیاورند، گام بردارید، و برای رضای خدا در این سختی‌ها حرکت کنید، گامی که طوری باشد که دشمن از حرکت تو، از سخن تو، از رفتار تو ناراحت شود، نه اینکه خوشحال شود.

اگر چنین شد و تو همراه رسول خدا بودی، بدان که این عمل، عمل صالح است. قرآن می‌فرماید: «الکلم الطیب و العمل الصالح یرفعه». ما با عمل صالح می‌توانیم خودمان را به خداوند مقرب کنیم. اصلاً این کارها، این جهاد، این حرکت، که باعث ناراحتی کفار می‌شود، خودش عمل صالح است؛ یک مصداق از مصادیق عمل صالح است.

«و سارعوا إلی المغفره من ربکم»، «إن الله لا یضیع أجر المحسنین». خداوند اجر نیکوکاران را ضایع نخواهد کرد. این دیگر بالاترین سند ماست؛ یکی از اسناد ماست. قطعی‌الصدور قرآن، بیان قرآن است. «یا أیها الناس»، «یا أیها الذین آمنوا»، بیان قرآن این است.

این‌که ما وقتی می‌آییم داستان موسی را برای پیامبر نقل می‌کنیم، نه این‌که فقط برای پیامبر باشد که الگو بگیرد، نه؛ این داستان موسی برای همه است. پیامبر این قصه را بخواند تا مردم عبرت بگیرند، این بیانات را مطرح کند تا این‌ها قاعده‌مند بشوند، زندگی‌شان چارچوب پیدا کند.

خب حالا از همین آیه شریفه، مثلاً آقای قرائتی یک برداشت لطیفی دارند نسبت به راهپیمایی. خیلی وقت‌ها من هم می‌گویم: آقا راهپیمایی. مثلاً می‌گویند بروید راهپیمایی کنید، مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، مرگ بر استکبار. آیا این راهپیمایی کردن ما مبنا دارد؟ مبنا دارد. یعنی گامی برمی‌دارید که این گام باعث ناراحتی کفار می‌شود، و این همان است که خداوند آن را عمل صالح قرار می‌دهد.

این قواعد، قواعد کلی است که مصادیق متعددی پیدا می‌کند.

برای ما سنت الهی دیگری که خداوند به آن تصریح دارد، اصلاً این است که یاران مهدی می‌آیند برای چه کاری؟ برای این‌که «لیظهره علی الدین کله»، «لیملأ الأرض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً». تا ظلم نباشد، عدالت برقرار نمی‌شود. حضرت ولی‌عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه نمی‌آید که تک‌تک افراد را جداگانه اصلاح کند؛ نه، یک یارانی دارد، یک افرادی دارد که بتوانند حضرت را در گام اول یاری کنند؛ برای برپایی عدالت اجتماعی همراه با قیام. این از سنت‌های الهی است.

از همراهی با رسول تا اقامه قسط: منطق قرآنیِ کنش‌گری اجتماعی

«لقد أرسلنا رسلنا بالبینات و أنزلنا معهم الکتاب و المیزان». ما رسولان را فرستادیم، کتاب و میزان هم با آن‌ها نازل کردیم. ما یک مثلث نیاز داریم: رهبر، قانون، و مردم. در عملکرد اجتماعی، خدای متعال یک رهبر می‌دهد، یک قانون مشخص می‌کند، اما این قانون نیاز به پشتوانه دارد؛ ضمانت اجرایی می‌خواهد. این ضمانت اجرایی مردم‌اند. اگر جامعه‌ای نباشد، اصلاً قانون معنا ندارد. قانون برای اجتماع است.

پیغمبر که خودش در مقام تعالی است، به تعبیر ملاصدرا وقتی سیر را مطرح می‌کند می‌گوید گاهی سیر «من الخلق إلی الحق» است، اما در گام پایانی «من الحق إلی الخلق» است؛ «إنا لله و إنا إلیه راجعون». این رفت‌وآمد وجود دارد.

بعد مردم باید در این مسیر، «الدنیا مزرعه الآخره»، در این مسیر حرکت کنند. چون دوباره برمی‌گردند به همان جامعه‌ای که خدا ترسیم کرده است، برزخ و بهشت و ابدیت را خدا ترسیم کرده است.

خداوند این‌همه انبیا را فرستاد، رهبر را فرستاد؛ آن که خودش نیاز ندارد، او معصوم است. قانون هم که قانون مشکلی ندارد؛ «لقد أرسلنا رسلنا بالبینات». آمدند با نشانه‌ها، شواهد آوردند تا یقین کنی این رسول است. رهبر با امضا و معجزه آمده، کتاب هم داده شده است.

این‌جا فقط تو می‌مانی که چگونه برخورد کنی: «لیقوم الناس بالقسط». آن گام اول را برداشته، آمده است، بعد به مردم نمی‌گوید فقط ایمان بیاورید؛ نه، می‌گوید مردم قیام کنند، اقامه کنند، با قیام خودشان این را گسترش دهند.

اصلاً «قام» در لغت عرب معنا دارد؛ با یک «إلی» یا یک «من»، معنای فعل تغییر می‌کند. «یقوم الناس» یعنی چه؟ یعنی قیام مستمر برای به دست آوردن حق.

مثل «أقیموا الصلاه»؛ فقط نماز نخوان، بلکه اقامه کن؛ یعنی هم خودت بخوان و هم دیگران را وادار به نماز کن.

خب این اقامه قسط وظیفه من است، این عملکرد اجتماعی است، برای همه دوران‌هاست؛ نه این‌که بنشینم در خانه و بگویم نه خیر باشم نه شر، نه خمینی باشم نه صدامی. این مبنای قرآنی ندارد.

بعد قرآن می‌فرماید: «و أنزلنا الحدید فیه بأس شدید». بعضی مفسرین، از جمله خود حضرت امام، از این آیه این‌گونه برداشت می‌کنند. البته گزارش و روایت هم داریم؛ این برداشت شخصی صرف نیست. در روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام تصریح شده است.

«و أنزلنا الحدید فیه بأس شدید» ارتباط پیدا می‌کند؛ آیه پیوند دارد. ما رسول را فرستادیم، کتاب هم دادیم، اما شما مردم باید حرکت کنید. برای حرکت، نیاز به عِده و عُده داریم؛ هم نیروی انسانی و هم توان و ابزار.

خب امروز اگر ما این قدرت‌ها و سلاح‌ها و رصدهای اطلاعاتی را نداشتیم، آیا می‌توانستیم دوام بیاوریم؟ قطعاً نه. این‌ها بدیهیات است، اما متأسفانه گاهی در جامعه باید بدیهیات را هم اثبات کرد.

«و أنزلنا الحدید فیه بأس شدید»؛ خداوند آهن و قدرت را نیز نازل کرده است. به داوود یاد داد زره بسازد، به پیامبر شمشیر داده شد؛ یعنی یاری دین خدا وظیفه مستمر است.

«یا أیها الذین آمنوا کونوا قوامین لله شهداء بالقسط»؛ قوام باشید، ایستادگی کنید. قوام یعنی استقامت همراه با شدت در امر.

نمونه دیگر: «فضل الله المجاهدین علی القاعدین». این برای همه دوران‌هاست.

جهاد، امر به معروف و نفی سلطه؛ چارچوب نهایی تحقق جامعه دینی

«کنتم خیر أمه أخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر». موظف هستید نسبت به شرایط اجتماعی پیرامون خود توجه داشته باشید.

«و ما لکم لا تقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین من الرجال و النساء و الولدان». چرا در راه خدا و برای نجات مستضعفین قیام نمی‌کنید؟

اگر عِده و عُده نداشته باشیم، نمی‌شود. اگر بخواهیم تشکیلات تشکیل بدهیم برای فی سبیل‌الله، برای کمک به مستضعفین، آیا باید لیبرال دموکراسی رهبر ما باشد؟ کسی که نگرش کفر دارد؟ یا کسی که نگرش مسیحی دارد؟ قطعاً نه.

بدیهی است که باید فردی آگاه به اسلام باشد. آیات قرآن ما را به این سمت رهنمون می‌کند که دین خدا، اسلام، بر مبنای قیام و استکبارستیزی است.

«و أعدوا لهم ما استطعتم من قوه». حتی در فیلم‌ها هم این را غلط ترجمه می‌کنند. «ترهبون به عدو الله» یعنی ایجاد ترس در دل دشمن، نه ترور. یعنی کاری کنید که دشمن جرئت نگاه چپ نداشته باشد.

باید آمادگی نظامی داشته باشید. نه این‌که صبر کنید حمله کنند بعد تازه آماده شوید. مثل نماز که قبلش وضو می‌گیریم، در مسائل دفاعی هم باید آماده باشیم.

قرآن می‌فرماید: «و لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلاً». یعنی نباید کفار بر مؤمنین سلطه پیدا کنند.

آیه «و لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا» هم نشان می‌دهد حتی در الفاظ باید مراقب بود که دشمن سوءاستفاده نکند.

در تاریخ هم دیده شده که چگونه دشمنان از کلمات سوءاستفاده می‌کردند و خداوند دستور می‌دهد که مسیر را ببندید.

مسلمان باید در جایگاهی باشد که عزت داشته باشد، نه اینکه تحقیر شود.

در ادامه، بحث به جهاد می‌رسد که امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمودند خدا جهاد را واجب کرد و آن را وسیله یاری دین قرار داد.

«لا یصلح الدنیا و لا الدین إلا بالجهاد».

این‌ها همه بدیهی است و در روایات متعدد اهل‌بیت علیهم‌السلام آمده است.

امر به معروف و نهی از منکر نیز از بزرگ‌ترین واجبات است و با آن دین زنده می‌شود، اقتصاد اصلاح می‌شود، زمین آباد می‌گردد.

مراحل آن نیز مشخص است: قلب، زبان، و در صورت لزوم عمل.

اما در همه این‌ها باید ظلم نشود و نیت برای خدا باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *