,

دوره تکمیلی درسگفتار جامع مهدوی – جلسه یازدهم

دوره تکمیلی درسگفتار جامع مهدوی جلسه یازدهم

روش مواجهه با جریانات انحرافی

صوت دوره تکمیلی درسگفتار جامع مهدوی – جلسه یازدهم

بسم الله الرحمن الرحیم

اندیشکده مهدویت و انقلاب اسلامی آستان مقدس مسجد جمکران تقدیم می‌کند

جلسه یازدهم سلسله نشست های درس گفتار های مهدوی دوره تکمیلی

استاد حجت الاسلام و المسلمین شهبازیان

۲۹ آذر ۱۴۰۴

نکات پایانی خواب و رویا

مبانی معرفت‌شناختی در مسئله رؤیا و جایگاه آن در نظام حجیت دینی

عرض کردیم که در جلسات گذشته کلیاتی درباره معیارهای شناخت حق و باطل مطرح شد و عناوینی ذکر گردید. در ادامه به بحث خواب رسیدیم و کلیات آن و نکات مربوط به آن بررسی شد. همچنین روایت مربوطه تحلیل گردید و بیان شد که مراد از آن روایت، حقیقت مذکور است، نه هر صورتی که در خواب دیده شود. نکاتی نیز در همین زمینه مطرح شد.

در این هفته پرسش‌های فراوانی درباره همین بحث خواب، به‌ویژه در فضای مجازی، مطرح شد. برخی پیام دادند و ابهاماتی را بیان کردند. به همین جهت لازم بود جمع‌بندی‌ای صورت گیرد تا کلیت بحث دوباره روشن شود.

در خصوص خواب، علت افزایش پرسش‌ها این بود که در هفته‌های اخیر خوابی منسوب به مرحوم آیت‌الله امام کاشانی دست‌به‌دست شد و برخی پرسیدند: مگر خواب در اینجا حجت نیست؟ پاسخ همان است که پیش‌تر بیان شد: رؤیای صادقه وجود دارد و کسی منکر آن نیست؛ اما مسئله این است که آیا خواب ابزار معرفت و ملاک تشخیص حق و باطل در حوزه اعتقادات و فقه است یا خیر؟

در روایات و در سیره عملی اصحاب ائمه علیهم‌السلام، ابزار معرفتی قرآن، روایات اهل‌بیت و عقل معرفی شده است. خواب در این منظومه ابزار معرفت تشریعی نیست. همان‌گونه که علم غیب را قبول داریم، اما علم غیب برای من و شما حجت عملی نیست. حتی خود معصومین علیهم‌السلام نیز در مقام داوری اجتماعی از علم غیب استفاده نمی‌کردند. اگر پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌خواستند صرفاً بر اساس علم غیب حکم صادر کنند، اطاعت واجب بود؛ اما برای اینکه نظام اجتماعی بر مدار ضوابط ظاهری باقی بماند، حضرات معصومین در محکمه‌ها بر اساس شاهد و بینه حکم می‌کردند. امیرالمؤمنین علیه‌السلام نمی‌فرمود چون من امام هستم و علم غیب دارم، پس فلان شخص مجرم است؛ بلکه بر اساس ضوابط ظاهری قضاوت می‌کرد.

خواب که مرتبه‌ای پایین‌تر از علم غیب است، به طریق اولی نمی‌تواند ابزار معرفت تشریعی باشد. افزون بر این، خواب نیاز به تعبیر دارد، احتمال خطا در برداشت وجود دارد و امکان دست‌کاری و تخیل شیطانی نیز هست. بنابراین نمی‌تواند معیار تشخیص حق و باطل در امور بیرونی قرار گیرد.

بر همین اساس علما فرموده‌اند خواب در ساحت عقیده حجت نیست و در فقه نیز کاربردی ندارد. نهایت کارکرد آن در امور شخصی و بشارتی است. اصل اعتقاد باید بر اساس ادله قطعی قرآنی و روایی و عقلی باشد. از کجا بفهمیم خواب صادق است یا دست‌کاری شده؟ همه علما فرموده‌اند باید آن را بر قرآن و سنت عرضه کرد. اگر مطابق شریعت بود پذیرفته می‌شود و اگر مخالف بود کنار گذاشته می‌شود. پس معیار، شریعت است نه خواب.

در مورد خوابی که از مرحوم آیت‌الله امام کاشانی نقل شد، هیچ‌کس نگفته که ایشان بر اساس خواب استدلال اعتقادی بنا کرده‌اند. اگر کسی بخواهد با خواب استدلال اعتقادی یا فقهی کند، پذیرفته نیست؛ هر که باشد. اما اگر خوابی باعث انگیزه و بازگشت قلبی شخص به ادله شود، امر شخصی است نه حجت عمومی.

در موضوع ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام، عقل و شرع اجازه سکوت نمی‌دهد. این مسئله به خواب وابسته نیست. اگر کسی با خواب بخواهد آن را اثبات کند، پذیرفته نیست. معیار همان ادله قطعی است.

روش مواجهه با جریانات انحرافی

تبیین اقسام مدعیان دروغین مهدویت و ساختار جریان‌های انحرافی

در بحث جریان‌شناسی گفتیم مدعیان دروغین مهدویت چهار دسته‌اند:

۱. کسانی که مستقیماً ادعای امامت و مهدویت دارند.
۲. کسانی که ادعای نیابت خاص دارند.
۳. کسانی که خود را زمینه‌ساز ظهور معرفی می‌کنند، مانند مدعی یمانی، شعیب بن صالح یا خراسانی.
۴. کسانی که صرفاً ادعای ارتباط با امام زمان دارند؛ چه از طریق خواب و مکاشفه، چه ملاقات فیزیکی، چه ادعای نسبی و سببی مانند فرزند یا همسر بودن، یا ادعای ملاقات‌های دوره‌ای.

در کنار این تقسیم‌بندی، علل گرایش افراد نیز مطرح است؛ برخی علل موجِد و مستقیم‌اند، برخی زمینه‌ساز.

برخی افراد می‌گویند در مواجهه با این جریان‌ها باید سکوت کرد؛ «الباطل یموت بترک ذکره». استدلال می‌کنند که ذکر نام مدعیان موجب تبلیغ آن‌ها می‌شود. در مقابل، دیدگاهی دیگر می‌گوید در عصر رسانه، شبکه‌های اجتماعی، فعالیت‌های چهره‌به‌چهره و نفوذ در مدارس و دانشگاه‌ها، سکوت ممکن نیست. اگر تبیین نکنیم، دیگران خواهند کرد.

نمونه‌هایی وجود دارد که نوجوانان و جوانان تحت تأثیر تبلیغات قرار گرفته‌اند و ادعاهایی را در مدارس مطرح کرده‌اند. بنابراین مسئله، واقعی و میدانی است.

تحلیل روش‌های مواجهه: رهاسازی، تبیین افراطی یا تبیین تلویحی

از یک سو، تبیین افراطی و برجسته‌سازی مستقیم یک جریان می‌تواند موجب کنجکاوی و جذب ناخواسته شود. از سوی دیگر، رهاسازی کامل نیز موجب غافلگیری مخاطبان خواهد شد.

به نظر می‌رسد راه میانه، «تبیین تلویحی» است؛ نه رهاسازی و نه بزرگ‌نمایی مستقیم.

در تبیین تلویحی دو اقدام انجام می‌شود:

نخست، بیان تاریخچه مدعیان در طول تاریخ، از جریان‌های قدیمی تا معاصر، بدون تمرکز تبلیغاتی بر یک فرد خاص. صرفاً نام‌ها به‌صورت گذرا ذکر می‌شود تا ذهن مخاطب آگاه شود که چنین جریاناتی وجود دارند.

دوم، تبیین مبانی و شیوه‌های مشترک این جریان‌ها؛ مانند استفاده از خواب‌گرایی، استخاره به‌عنوان معیار شناخت، استناد به روایات جعلی، نقل احادیث در مذمت فقها بدون بررسی سندی، و بهره‌گیری از هیجانات اعتقادی.

باید به مردم آموزش داد که معیار شناخت حجت الهی چیست، حدیث جعلی چگونه شناخته می‌شود، استخاره چه جایگاهی دارد و خواب چه حکمی دارد. اگر این مبانی آموزش داده شود، وقتی فردی با مدعی مواجه شد، ابزار تحلیل خواهد داشت.

راهبرد عملی در مواجهه فرهنگی و آموزشی با جریان‌های انحرافی

تبیین باید مبتنی بر واقعیت میدان باشد، بدون بزرگ‌نمایی نام‌ها، اما با آموزش دقیق شگردها و مبانی انحرافی. در این صورت، اگر مدعی‌ای با فردی گفتگو کند و از خواب یا حدیث وصیت یا استخاره سخن بگوید، مخاطب از پیش پاسخ آن را می‌داند.

در این چارچوب، باید معیارها آموزش داده شود، نه اشخاص برجسته شوند. اگر کسی بدون ذکر نام‌ها، شاخصه‌های انحراف را بداند، در مواجهه مصون‌تر خواهد بود.

البته برخی عوامل جذب به این جریان‌ها خارج از اختیار ماست و به زمینه‌های شخصیتی و اجتماعی بازمی‌گردد؛ اما در حوزه آگاهی‌بخشی، وظیفه ما تبیین مبتنی بر معیارهای صحیح و ارائه چارچوب تحلیلی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *