,

دوره تکمیلی درسگفتار جامع مهدوی – جلسه ششم

دوره تکمیلی درسگفتار جامع مهدوی جلسه ششم

معیارهای عمومی شناخت امام(معجزه) و معیارهای اختصاصی حضرت(عجل الله تعالی فرجه الشریف) – ویژگی های ظاهری

صوت دوره تکمیلی درسگفتار جامع مهدوی – جلسه ششم

بسم الله الرحمن الرحیم

اندیشکده مهدویت و انقلاب اسلامی آستان مقدس مسجد جمکران تقدیم می‌کند

جلسه ششم سلسله نشست های درس گفتار های مهدوی دوره تکمیلی

استاد حجت الاسلام و المسلمین شهبازیان

۱۰ آذر ۱۴۰۴

ادامه معیارهای عمومی شناخت امام(ع)

بحث صدق و کذب در ادعاهای امامت و مهدویت، از اساسی‌ترین مباحث اعتقادی است. همان‌گونه که در جلسات پیشین نیز تأکید شد، بدون معیار مشخص، امکان تشخیص حق از باطل وجود ندارد. یکی از مهم‌ترین این معیارها، «معجزه» است؛ امری که هم عقل بر آن دلالت دارد و هم روایات متعدد بر آن تأکید کرده‌اند.

برخی جریان‌ها، مانند بابیت و بهائیت، اساساً منکر اصل معجزه‌اند و ادعا می‌کنند که برای اثبات حقانیت، نیازی به معجزه نیست. در حالی که در منطق قرآن و سنت، معجزه ابزار اصلی سنجش صدق مدعیان نبوت و امامت است. معجزه عملی خارق‌العاده است که از سوی مدعی انجام می‌شود و قابلیت ارزیابی صدق و کذب دارد؛ مانند شق‌القمر پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله یا تحدی قرآن.

در میان مدعیان معاصر، احمد اسماعیل بصری نیز ابتدا منکر ضرورت معجزه می‌شود، اما زمانی که با نقد مواجه می‌گردد، برای عقب نماندن از فضای استدلالی، مدعی داشتن معجزه می‌شود. با این حال، آنچه به‌عنوان «معجزه» معرفی می‌کند، اساساً در تعریف معجزه نمی‌گنجد؛ مانند ادعای اطلاع از محل قبر حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها یا ادعاهای مشابه. این قبیل امور نه خارق‌العاده‌اند، نه قابلیت سنجش صدق و کذب دارند و نه حتی در صورت صحت، دلالتی بر امامت شخص دارند.

بنابراین، تأکید می‌شود که در عصر غیبت، معجزه همچنان یکی از مهم‌ترین معیارهای شناخت حجت الهی است و حذف یا تضعیف آن، راه را برای هرگونه ادعای بی‌ضابطه و انحرافی باز می‌کند.

معیارهای اختصاصی شناخت امام زمان(عج)

ویژگی های ظاهری

یکی از راه‌های شناخت حجت خدا، به‌ویژه در مورد حضرت مهدی علیه‌السلام، بررسی شمایل و ویژگی‌های ظاهری حضرت است. این مسئله در روایات فریقین (شیعه و سنی) به‌طور گسترده مطرح شده و از نقاط اشتراک میان دو مذهب به شمار می‌آید.

در روایات آمده است که حضرت مهدی علیه‌السلام «مربوع‌القامه» یا «معتدل‌القامه» است؛ یعنی نه بسیار بلندقد و نه کوتاه‌قد، بلکه دارای قامتی متعادل و چهارشانه. رنگ چهره حضرت در برخی روایات «ابیض مشرب بالحمره» و در برخی «اسمر» توصیف شده که هر دو ناظر به گندمگونی متناسب است. ابروان حضرت قوسی‌شکل، چشمانش درشت و زیبا (انجل العینین)، پیشانی‌اش فراخ (واسع الجبین)، موهایش نه کاملاً صاف و نه کاملاً مجعد و ران‌هایش ستبر و پرگوشت (عظیم الفخذین) معرفی شده است.

این ویژگی‌ها نه‌تنها درباره حضرت مهدی علیه‌السلام، بلکه درباره رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نیز نقل شده‌اند. بر اساس حدیث نبوی، هر شمایلی که برای پیامبر اکرم ذکر شده، برای حضرت مهدی نیز صادق است. از این رو، این گزارش‌ها از بالاترین درجه اتقان برخوردارند.

با این حال، برخی جریان‌های انحرافی با ادعای تعارض میان این روایات، تلاش کرده‌اند اصل شمایل را بی‌اعتبار جلوه دهند یا از آن برای ساختن نظریه‌های جدید استفاده کنند. در حالی که با دقت علمی، روشن می‌شود که هیچ تعارض واقعی میان این روایات وجود ندارد.

یکی از مهم‌ترین شگردهای جریان احمد اسماعیل بصری، تحریف معنوی روایات از طریق ترجمه‌های نادرست است. این جریان با ترجمه غلط برخی واژگان کلیدی، ادعا می‌کند که روایات شمایل حضرت مهدی متعارض‌اند و برای حل این تعارض، نظریه «دو قائم» را مطرح می‌کند: یک قائم زمینه‌ساز و یک قائم موعود.

برای مثال، «ابیض مشرب بالحمره» را به‌اشتباه «سرخ و سفید» ترجمه می‌کنند، در حالی که این تعبیر در لغت عرب به معنای چهره‌ای روشن است که اندکی بر اثر آفتاب، متمایل به سرخی شده است و هیچ منافاتی با گندمگون بودن ندارد.

همچنین واژه «احمش» را به «لاغر» ترجمه کرده‌اند، در حالی که «احمش» به معنای «کشیده» است، نه لاغر. از سوی دیگر، «غائر العینین» را به «چشم‌ریز» معنا کرده‌اند، در حالی که این واژه در مقابل «جهوز» (چشم بیرون‌زده) است و به معنای قرار داشتن چشم در حدقه، همراه با زیبایی و تناسب است.

بر اساس همین ترجمه‌های غلط، جریان احمد اسماعیل مدعی شده است که روایات به دو شخصیت متفاوت اشاره دارند و سپس یکی را بر خود تطبیق داده است. در حالی که با تصحیح ترجمه‌ها و بررسی لغوی دقیق، روشن می‌شود که همه این اوصاف می‌توانند در یک شخص جمع شوند و هیچ تنافی‌ای میان آن‌ها وجود ندارد.

نقد نشانه‌های ظهور

در باب نشانه‌های ظهور، دو نگاه کلی وجود دارد:
نگاه نخست، نشانه‌ها را معیار شناخت امام می‌داند؛ به این معنا که با تحقق نشانه‌هایی مانند سفیانی، یمانی، نفس زکیه و صیحه آسمانی، می‌توان مدعیان را سنجید.
نگاه دوم ـ که نظر مختار این بحث است ـ معتقد است که نشانه‌های ظهور، به دلیل ابهام در مصداق‌یابی، نمی‌توانند معیار قطعی شناخت امام باشند.

در طول تاریخ، افراد و قیام‌های متعددی در یمن، شام و خراسان رخ داده‌اند و همواره این پرسش وجود داشته که کدام‌یک مصداق واقعی نشانه‌ها هستند. همین ابهام، زمینه تطبیق‌های نادرست و سوءاستفاده‌های فرقه‌ای را فراهم کرده است.

در مقابل، برخی نشانه‌ها مانند «صیحه آسمانی» دارای ویژگی‌هایی کاملاً روشن و غیرقابل تردید هستند: شنیده شدن هم‌زمان توسط همه مردم جهان، با زبان مادری هر فرد، و بازتاب فوری جهانی. چنین نشانه‌ای اگر رخ دهد، تردیدی در آن باقی نمی‌گذارد.

در بحث مکان ظهور نیز روایات متقن فریقین بر این نکته اتفاق دارند که اعلان ظهور حضرت مهدی علیه‌السلام از مکه مکرمه خواهد بود. گزارش‌هایی درباره یمن، کرعه، ایران، جزیره خضرا یا مغرب، یا سند معتبر شیعی ندارند یا متعلق به جریان‌های انحرافی‌اند و قابلیت استناد ندارند.

در نهایت، مسئله استخاره به‌عنوان معیار شناخت امام نیز به‌طور جدی نقد می‌شود. استخاره نه حجت شرعی در اصول دین است و نه می‌تواند جایگزین عقل، روایت صحیح و معیارهای یقینی شود. روایت منسوب به صفوان بن یحیی در این زمینه، جعلیِ فرقه واقفیه است و خود شیخ طوسی به ضعف و بطلان آن تصریح کرده است.

در دوران غیبت، معیارهای شناخت امام شامل نص، عصمت، علم، وصیت، میراث، شمایل و در نهایت معجزه است. تضعیف این معیارها و جایگزینی آن‌ها با نشانه‌های مبهم یا استخاره، راه را برای هر مدعی دروغین باز می‌کند. تنها با پایبندی به روش علمی، حدیث‌پژوهی دقیق و پرهیز از تحریف معنوی می‌توان از انحراف در مسئله مهدویت مصون ماند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *