,

دوره تکمیلی درسگفتار جامع مهدوی – جلسه سوم

بحث تکمیلی اندیشکده جلسه سوم

معیار های شناخت امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) – وصیت

صوت دوره تکمیلی درسگفتار جامع مهدوی – جلسه سوم

بسم الله الرحمن الرحیم

اندیشکده مهدویت و انقلاب اسلامی آستان مقدس مسجد جمکران تقدیم می‌کند

جلسه سوم سلسله نشست های درس گفتار های مهدوی دوره تکمیلی

استاد حجت الاسلام و المسلمین شهبازیان

۲۶ آبان ۱۴۰۴

معیارهای شناخت امام مهدی(عج)

درباره معیارهای شناخت حضرت ولی‌عصر (عجل‌الله تعالی فرجه)، باید عرض کرد که ما با پیشینه‌ای از مباحث مختلف مواجه هستیم. بخشی از این مباحث، دلایل عقلی است که فعلاً وارد آن نمی‌شویم. عقل به‌خوبی درک می‌کند که برخی معیارها در شناخت امام و راهبر حق در برابر راهبر باطل نقش اساسی دارند؛ از جمله علم، عصمت و برتری معرفتی. عقل می‌فهمد که امام باید بیش از دیگران بداند و مرتکب خطا و گناه نشود. این فهم با فطرت سازگار است و قرآن کریم نیز به آن تصریح دارد؛ مانند آیات «هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون» و «هل یستوی الأعمى و البصیر.»

این شاخص‌ها را می‌توان از منظر قرآنی بررسی کرد، اما از آنجا که رویکرد این بحث روایی است و تمرکز آن بر بیانات اهل‌بیت علیهم‌السلام قرار دارد، به معیارهایی پرداخته می‌شود که در روایات با تفصیل بیشتری بیان شده است.

در روایات، تعابیری مانند «بِمَ یُعرف الإمام» و «بِأیِّ شیءٍ یُعرف الإمام» به‌کار رفته که می‌توان آن‌ها را کلیدواژه‌های شناخت امام حق از امام باطل دانست. مرحوم کلینی در کتاب شریف «کافی» بابی مستقل در این زمینه گشوده و نزدیک به دوازده روایت در آن نقل کرده است که نشان می‌دهد مسئله تشخیص امام حق، دغدغه‌ای دیرینه در تاریخ اسلام بوده است.

حدیث متواتر «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتهً جاهلیه» که تلفظ صحیح آن «مِیتَهً» است، مورد پذیرش شیعه و اهل‌سنت است. در برخی نقل‌ها تعابیری مانند «مات میته ضلاله» یا «نفاق» نیز آمده است. حتی فخر رازی در کتاب «الخمسون» مرگ بدون شناخت امام را مرگ یهودی یا نصرانی می‌داند.

ابن‌ابی‌الحدید نیز نمونه‌ای تاریخی نقل می‌کند که نشان می‌دهد اصل ضرورت وجود امام، حتی نزد مخالفان شیعه نیز پذیرفته شده بوده است؛ هرچند در تطبیق مصداق دچار خطا شده‌اند.

 معیارشناسی امامت؛ معیارهای اختصاصی و عمومی

در روایات شیعه تأکید فراوانی بر شناخت امام وجود دارد. امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: «اعرف امامک»؛ امام خود را بشناس. ثمره این شناخت آن است که تقدیم یا تأخیر ظهور برای انسان اهمیتی ندارد. چه ظهور فردا باشد و چه هزار سال دیگر، انسانِ دارای معرفت، بر صراط مستقیم حرکت می‌کند.

اشتباه رایج آن است که توجه افراطی به نشانه‌های ظهور جایگزین شناخت امام می‌شود، در حالی که در سیره اهل‌بیت علیهم‌السلام، معیار اصلی همواره معرفت امام بوده است. همان‌گونه که در زمان امیرالمؤمنین علیه‌السلام، معیار تشخیص حق از باطل، نشانه‌های ظاهری نبود، بلکه علم، عصمت و پیوستگی با حق بود.

در دوران غیبت، فتنه‌ها موجب ریزش کسانی می‌شود که اعتقاد آن‌ها مبتنی بر معرفت نبوده است. کسانی که می‌پرسند «فایده امام غایب چیست؟» یا طولانی شدن غیبت را دلیلی بر بطلان می‌دانند، به‌دلیل فقدان شناخت صحیح دچار تزلزل می‌شوند.

مراد از «معیار» هر ویژگی یا ابزاری است که بتواند امام حق را از امام باطل متمایز کند. این معیارها شامل ویژگی‌های شخصی، ویژگی‌های شخصیتی است که گاهی این معیارها حتی شامل نام، نسب و ویژگی‌های خانوادگی امام نیز می‌شود از سوی دیگرمعیار هایی با عنوان ابزارهای معرفتی وجود دارد که اهل‌بیت علیهم‌السلام در اختیار شیعیان قرار داده‌اند و از آن به عنوان معیارهای عمومی یاد می کنیم.

نکته اساسی آن است که برای اثبات حقانیت یک مدعی، وجود تمام معیارها لازم است؛ اما برای اثبات بطلان او، فقدان حتی یک معیار کفایت می‌کند. اگر مدعی علم نداشته باشد، عصمت نداشته باشد، نسبش با روایات سازگار نباشد یا نام و ویژگی‌هایش مطابق نصوص نباشد، ادعای او باطل است و نیازی به بررسی تمام سخنانش وجود ندارد.

برخی معیارها اختصاص به حضرت ولی‌عصر علیه‌السلام دارد؛ مانند ویژگی‌های ظاهری، هیئت، سن و شمایل. در روایات متواتر آمده است که حضرت در هنگام ظهور، در قامت مردی حدود چهل ساله، چهارشانه و خوش‌هیئت ظاهر می‌شود. بنابراین، ادعای افرادی که با این ویژگی‌ها سازگار نیستند، اساساً قابل پذیرش نیست.

نمونه‌هایی از مدعیان دروغین در تاریخ معاصر نیز نشان می‌دهد که فقدان یک یا چند معیار، برای رد ادعای آنان کافی بوده است؛ چه در مسئله تعداد ائمه، چه در نسب، چه در علم و چه در تطابق با روایات قطعی.

وصیت اولین معیار عمومی شناخت امام معصوم(ع)

از جمله معیارهای مهم شناخت حجت الهی که عمومی بوده و بر اساس معارف ائمه طاهرین در اختیار ما قرار داده شده، «نص» است. نص به معنای بیان صریح و غیرقابل‌تأویل است؛ در مقابلِ ظاهر که احتمال برداشت‌های مختلف دارد. یکی از مصادیق مهم نص در روایات، «وصیت» است.

در روایات شیعه، از دو نوع وصیت سخن گفته شده است:
۱. وصیت نازله من السماء
۲. وصیت ظاهره

وصیت نازله من السماء، کتابی مکتوب و مهر شده است که از سوی خداوند و به‌واسطه جبرئیل بر پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله نازل شده است. این کتاب دارای دوازده مهر بوده و نام دوازده امام، به همراه برنامه‌ها و وظایف هر امام، در آن ذکر شده است. این وصیت از امامی به امام دیگر منتقل شده و اکنون در اختیار حضرت ولی‌عصر علیه‌السلام قرار دارد.

این وصیت به‌تنهایی برای عموم مردم ابزار شناخت مستقیم نیست؛ زیرا در دسترس همگان قرار ندارد. به همین دلیل، روایات تصریح کرده‌اند که مدعی داشتن این وصیت باید هم‌زمان دارای علم الهی، عصمت و نشانه‌های دیگر نیز باشد.

با این حال، همین مقدار اجمالی از وصیت نازله مانند تعداد ائمه (دوازده نفر) و ختم آن به حضرت مهدی علیه‌السلام برای رد بسیاری از ادعاهای باطل کفایت می‌کند. بنابراین، ادعای امامت سیزدهم یا چهاردهم، به‌صورت قطعی باطل است. در نتیجه، وصیت نازله من السماء یکی از معیارهای مهم شناخت حجت الهی است، اما کارکرد آن در کنار سایر معیارها معنا پیدا می‌کند و به‌تنهایی ملاک تشخیص برای همگان نیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *