نوشتن از مهدویت هم سخت است هم شیرین. بعضی روایات آنقدر گفته شده که همه میدانند یکی از شاهدان عینی تولد امام زمان عمه کریمه شان، حکیمه خاتون است. اما نوید ظریف کریمی در «فرزند خورشید» این روایت و بسیاری روایت متقن و معتبر دیگر شیعه را با خلاقیت و تغییر راوی به شکلی نوشته است که انگار اولین بار است میخوانیم.
کتاب با فصل تولد امام آغاز میشود. ذوقی که در این فصل نصیب خواننده میشود آنقدری هست که دلتان بخواهد فصل اول را مثل یک لیوان شربت زعفرانی که جشن نیمه شعبان میدهند، به خودتان هدیه کنید. این فصل با روایت حکیمه خاتون شروع میشود اما ادامهاش با فرستاده امام است که دنبال اسیری رفته است. نرجس خاتون با غل وزنجیری که دست و پایش را آزرده چشم به راه همین فرستاده است تا رویاهایش را در روز روشن ببیند و نامه امام را از فرستاده بگیرد و ببوسد. در ادامه فصل هم راویان دیگری داریم، مثل کنیزی که به امام پیشکش شده و خانه اش شده خانه پرنور امام و دنیایش شده خدمت به امامش. هر راوی بخشی از تاریخ و قصه ولادت را کامل میکند تا به فصل دوم که فصل امامت است برسیم و بعد فصل غیبت صغری از راه میرسد و درنهایت فصل غیبت کبری.
«فرزند خورشید»، داستانهای کوتاهی از زندگی منجی ما و همه جهان است. داستانی که هرقدر میخوانیم و مرور میکنیم تازه تر میشود. پانویس های کتاب نشان میدهد نویسنده با یک پشتوانه پژوهشی خوب داستانها را به خوبی پرداخته است. «فرزند خورشید» سن وسال نمیشناسد. بخصوص که حالا پویش هم داریم و چه کتابخوان های بزرگسال، چه نوجوان و جوان دعوت نامه دارند سری به این کتاب شیرین بزنند و اوقاتشان را با نام و یاد بقیه الله(عج) آذین ببندند.
«فرزند خورشید» علاوه بر همه اینها که گفتیم یک ویژگی جذاب دارد و آنهم داستانی بودن کل کتاب است. خاصیت داستان این است که بالاخره یک جایی دستتان را میگیرد و نمک گیر میشوید. پس همین حالا وقتی دارید جوایز پویش را مرور میکنید و دلتان میخواهد شما برنده کمک هزینه سفرهای زیارتی باشید، خیالتان تخت باشد که سرمایه گذاری روی این کتاب، یک انتخاب هوشمندانه و دلپذیر است.







دیدگاهتان را بنویسید