کاخ

معرفی کتاب کاخ در عطف کتاب جمکران

وقتی اسم کاخ را می‌شنویم به یاد سنگ مرمر و ایوان‌های طلایی می‌افتادیم ولی این کاخی که در این کتاب نامیده شده کاخی است از ابهت پوشالی…

«کاخ» کتابی است که خواننده‌اش را وارد یک عملیات سری در خاک عراق می‌کند؛ عملیاتی که فرمانده‌اش سردار علی سرلک و همراه گردانش آن عملیات را پیش بردند. اگر دنبال یکی از عمیق‌ترین و کمتر گفته‌شده‌ترین روایت‌های جنگ ایران و عراق هستید، این کتاب کمک می‌کند تا ضمن لذت بردن از کتاب، با شجاعت و دلیری جوانان آشنا شوید.

چرا کتاب کاخ را بخوانیم ؟

  • با خواندن این کتاب در جریان یک عملیات مهم و سری در خاک عراق قرار می‌گیرید.
  • می‌فهمید که جنگ ابعاد زیادی داشت و خیلی‌ها برای این جنگ جان داده‌اند که گمنامند.
  • با فرهنگ شهدا و جبهه و جهاد از یک نگاه متفاوت آشنا می‌شوید.

جزئیات کتاب :

مناسب چه سنی است: بزرگسال و جوان

قیمت کتاب چقدر است: ۲۲۰ هزار تومن اما با تخفیف تقدیمتون می‌کنیم.

چقدر زمان می‌برد تا کتاب را مطالعه کنیم: ۲۴۷ صفحه کتاب، با خوندن روزی ۲۴ صفحه حدودا ده روزه تموم میشه.

به چه کسانی میتونیم هدیه بدیم: به همه علاقمندان کتاب‌های شهدایی و پرهیجان

در ادامه، گفت‌وگو با نویسنده کتاب علی حمیدی را در اختیار شما قرار می‌دهیم:

حمیدی نویسنده کتاب کاخ اظهار داشت: من کتاب‌های متعددی از جنگ می‌خواندم؛ کتاب‌هایی که از شهید، مظلومیت، غربت و کمبود سلاح و تجهیزات می‌نوشتند ولی تفاوت کاخ با دیگر کتاب‌ها این است که ماجرای یک فتح است و با خودش غرور دارد. برای اولین بار است که حس می‌کنم کاری را می‌خوانم که با تمام وجودم افتخار می‌کنم.

وی افزود: داستان این کتاب یک مأموریت فوق‌العاده، ۴۰۰ تا ۵۰۰ کیلومتر پیاده‌روی،‌ ۹۰ نیرو به سمت کاخی است که ۳۵ پایگاه از آن محافظت می‌کنند. نیروهای تکاور حمله می کنند و بدون شهید و زخمی دادن، مأموریتش را انجام می‌دهد و به کشور برمی‌گردد. به نظر من این ماجرای فتح خواندنی است. افراد با خواندن این کتاب احساس غرور می‌کنند و باید کاخ را بخوانند تا به سربازهایی افتخار کنند که جانشان را برای این کشور فدا می‌کنند.

دهه هفتادی ها عاشق چشم های حاج همت بودند

وی افزود: شروع کار من با داستان و فیلم‌نامه بود. اما همیشه عاشق ادبیات دوران جنگ بودم. دهه‌هفتادی‌ها عاشق چشم‌های حاج همت بودند. شروع آشنایی ما با جنگ و شهدا با همان قصه‌های چشم‌های حاج همت بوده است. کم‌کم ذوق و علاقه‌ام به این سمت رفت که تاریخ شفاهی جنگ و در نهایت زندگی‌نامه برخی شهدای شاخص را دنبال کنم. من به روایت‌های گم‌شده و قصه‌های گم‌شده جنگ علاقه پیدا کردم و به همین دلیل به این موضوعات پرداختم تا اینکه با ماجرایی آشنا شدم که در روزهای سرد زمستان سال ۶۶ در تاریخ گم شده بود.

حمیدی ادامه داد: یکی از دوستانم به صورت اتفاقی یک جمله‌ گفت که ۹۰ نفر نیرو در حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ کیلومتر در خاک دشمن و به سوی امنیتی‌ترین شهر عراق پیاده‌روی می‌کنند و به کاخ صدام حمله ور می‌شوند. همین یک جمله کافی بود که من را به سمت آن بکشد که بدانم ماجرا چیست. به سراغ موضوع رفتم تا فرد موردنظر یعنی سردار علی سرلک را پیدا کردم. سرلک از فرماندهان تکاور زمان جنگ بود که از همان سال‌های اول جنگ مسئول آموزش بود و در کارهای چریکی فعالیت می کرد.

وی اضافه کرد: او شاگرد شهید حسن آبشناسان بود و بعد از انقلاب آموزش‌های چریکی را در کردستان شروع کرد. او بعد از لشکر ۱۷ علی‌ بن ابی‌طالب(ع)، وارد تیپ ۶۶ هوابرد شد و ماجرای عملیات‌های برون‌مرزی به‌وسیله این تیپ شروع شد و آخرین مأموریت سرلک هم همین قصه کتاب کاخ را تشکیل می دهد.

170385313

۴۸ ساعت پیاده روی در جنگل های تاریک

این نویسنده حوزه دفاع مقدس افزود: با سردار سرلک ساعت‌ها تاریخ را ورق زدیم؛ با هم خندیدیم و با هم اشک ریختیم. تاول‌های پایش را با تمام وجود حس کردم. گاهی مصاحبه با او چندین ساعت طول می کشید و او درباره یک جمله، دو ساعت با من صحبت می‌کرد و من نمی‌توانستم بگذرم. گاهی می‌پرسید آقای حمیدی باور نمی‌کنی و من می‌گفتم خیلی عجیب است. مثلا می‌گفت ۴۸ ساعت پیاده‌روی مداوم داشتند یا در خواب راه می‌رفتند. آدم‌ها را به دم قاطرها گره‌ می‌زدند تا گم نشوند. در خواب در تاریکی شب در جنگل‌های تاریک به دلیل شرایط بحرانی آن مکان‌ها نمی‌توانستند توقف کنند و مجبور بودند آن قدری راه بروند که کل گردان بی‌هوش روی زمین بیفتند یا عبور از رودخانه‌هایی با عرض ۱۰۰ متر و دره‌ها و کوه‌های صعب‌العبور.

وی افزود: آقای سرلک می‌گفت بعد از جنگ می‌خواستند افرادی را برای آموزش هم ببرند ولی نتوانستند این کار را تکرار کنند اما آن روزها این اتفاقات افتاد که تاول‌ها روی تاول بود. من با برخی از بچه‌های جنگ صحبت می‌کردم که می‌گفتند حتی نمی‌توانستند کفش‌ هایشان را در بیاورند. می گفتند ۱۸ ساعت راه می‌رفتند و فقط پنج دقیقه کفش‌ هایشان را درمی‌آوردند که تاول و سوختنش را حس می‌کردند اما مجبور بودند به راه خود ادامه دهند.

حمیدی گفت: زدن کاخی که صدام پزش را می‌داد و حیات خلوت او و تمام فرماندهان ارشد آن زمان بوده است و این بسیار عجیب است. آبرویی از صدام رفت که باید زودتر از این‌ها به این ماجرا پرداخته می‌شد کتابش نوشته و فیلمش ساخته می‌شد. یک‌سری چیزها گفتنی نیست باید با آدم‌های این ماجرا زندگی کنی. کتاب کاخ ماحصل ساعت‌ها گفت‌و گو با تک‌تک این افراد بود که الان هرکدام در گوشه‌ای از ایران هستند و در این کتاب تلاش کردم داستان‌گونه به بیان مطالب بپردازم تا وقتی مخاطب آن را مطالعه می‌کند، از آن لذت ببرد و فقط خاطره نباشد.

شخصیت جذاب یک فرمانده گم شده

وی اظهار داشت: از چیزهایی که برای من خیلی جذاب بود و لذت بردم شخصیت حاج علی سرلک بود. شخصیتی که با انقلاب پیر شده و هنوز هم سربازی می‌کند. هنوز هم آموزش‌های چریکی می‌دهد. شخصیت منحصربه‌فردی که سی‌ تا چهل سال است که ننشسته است. وقتی کتاب را خواند به من گفت احساس می‌کنم خوب مرا شناختی. وی به نظر من یک فرمانده میدانی گم‌شده است. مصاحبه ما توأم با داستان سوریه و عراق بود و گاهی یکی‌ دو ماه در مصاحبه فاصله می‌افتاد تا از مأموریت برگردد. من خیلی در این فضا پژوهش کردم. کمتر کسی را دیدم مثل سرلک ناهار خوردن سال ۶۶ را یادش باشد. در آن عملیات سخت، حافظه اش برایم خیلی عجیب بود. از دل شخصیت سرلک فیلم‌ها و کتاب‌های جذابی درمی‌آید.

کاخ

اگر هنوز هم برای خرید و خواندن کتاب تردید دارید، یادداشتی از این کتاب آماده کرده‌ایم تا پیش از انتخاب، با محتوای آن بیشتر آشنا شوید.

صدام! ما داریم می‌آییم!
ما وقتی می‌شنویم یک نوجوان ۱۶ ساله المپیاد علمی را مقام آورده ذوق می‌کنیم. اما نمی‌دانم اگر بشنویم یک نوجوان ۱۶ ساله ۵۰۰ کیلومتر در سرمای زمستان، از راه صعب العبور، راه رفته و خطر کومله و منافق و بعث عراق را به جانش خریده تا به کاخ صدام برسد چه می‌کنیم؟!
«کاخ» لنگه ندارد!
کتاب «کاخ» قرار است ما را ببرد توی دل یک علمیات سری. علمیاتی که به طرز باورنکردنی روی دوش یک گردان نوجوان ۱۶ ساله بوده است. گردان مالک با فرمانده جوانش قرار بود ترکیه را دور بزند و طوری وارد عراق شود که صدا توی حلزونی گوش هیچ عراقی نپیچد. قرار بود جوری صدام را غافلگیر کنند که تا مدت‌ها حواسش از جبهه جنوب پرت شود و دور خودش بچرخد. وقتی یک دنیا اسلحه و تجهیزات حامی صدام بود، ما مجبور بودیم بار جنگ را از جبهه جنوب کم کنیم و این گردان جوان راهی چنین عملیاتی شد.

سه گانه شکنجه، شهادت، اسارت!
آدم ته ته‌اش توی سن نوجوانی و جوانی فکر شغل آینده است. اما جنگ با آن دست‌های زمخت، وقتی یقه کشور را می‌گیرد، همین نوجوان‌ها می‌توانند کاری کنند که صدایش دنیا را بردارد. این عملیات سری، عمیق ترین عملیات نظامی برون مرزی است که در طول تاریخ انجام شده است. باورتان می‌شود؟! یک فرمانده جوان با یک گردان پسری که تازه پشت لبشان سبز شده بتواند چنین کاری کند؟! گردانی که سخت‌ترین آموزش‌های چریکی را دیده تا حتی یک نفر تلفات هم ندهد. این عملیات، دیگر خاک ایران نیست که اگر کسی شهید شد پیکرش را برگردند. در این عملیات اگر کسی از گردنه‌های صعب العبور پرت می‌شد پایین، فقط باد برایش نماز می‌خواند و آسمان حجله می‌بست.
ما مدیون علی سرلک هاییم!
جرات یک آدم را با چه متر و معیاری اندازه می‌زنند؟! فرمانده علی سرلک که زمستان ۶۶ جان خودش و بچه‌های گردانش را گذاشت کف دستش که مسیر تاریخی یک ملت را عوض کند، اگر معنای مجسم توکل و جرات نیست پس چیست؟!
این کتاب برای چه مخاطبی جذاب است؟!
وقتی حرف از عملیات سری باشد، نوجوان‌های ژانر معمایی دل توی دلشان نیست ببینند چه خبر است. بخصوص اگر قرار باشد ۲۵ فصل لابلای غیرمنتظره ترین اتفاقات خودشان را ببینند و با لهجه و حرف زدن بچه‌های گردان تصور کنند با همشهری‌شان رفته‌اند سفر. اما از آن سفرهای سخت که احتمالا سرمایش حالا حالاها یادتان بماند.
اما «کاخ» برای دوستداران کتاب شهدا و کسانی که دنبال نگفته‌های جنگ می‌گردند هم جذاب هست. در واقع این کتابی که به همت علی حمیدی و انتشارات کتاب جمکران سر از بازار نشر درآورده است، معجزه جنگ ماست. معجزه‌ای که فقط با قدرت ایمان و توکل همین بچه‌ها شدنی بود. و الا بروید به همه جهان بگویید یک گردان آدم در شهری عملیات کرد که پایگاه های نظامی بسیار دقیق و پشتیبانی هوایی داشت، اگر باور کردند…


کاخ را بخرید تا باهم به ریش صدام و هیمنه پوشالی آن سال‌هایش بخندیم و افتخار کنیم که ایرانی هستیم.

برشی از این کتاب جذاب و پرهیجان :

برق چشمان آقای رفسنجانی سرم را پایین می‌اندازد. تاب خیره‌ ماندن به چشمش را ندارم. سرش را نزدیک صورتم می‌آورد و مَحرم‌تر می‌گوید: «الحمدالله. حالا به ما هم می‌گی از کدوم مسیر حرکت می‌کنی؟»
حالم دست خودم نیست. مگر می‌شود که آقای رفسنجانی از جزئیات عملیات ما باخبر نباشد؟ فقط ما محرم اسرار خودمان هستیم و اگر یک چریک از سر ذوق موقعیت و نقشه‌اش را فاش کند، قافیه را باخته است؛ حتی برای شخصیتی مثل هاشمی رفسنجانی.
– عذرخواهی می‌کنم حاج‌آقا، نمی‌تونم بیشتر از این توضیح بدم.

بشنوید: معرفی کتاب کاخ در رادیو قم

یه خبر جذاب برای دوستداران کتاب های الکترونیکی

کتاب کاخ نسخه الکترونیکی هم داره و شما میتونید از سایت فراکتاب نسخه الکترونیکی خریداری کنید. برای خرید همین حالا اینجا رو کلیک کن.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *