در ادامهی سلسله نشستهای ایام آغاز امامت امام عصر(عج) تا میلاد رسول اکرم(ص) که در انتشارات کتاب جمکران برگزار میشود، آیین نقد و بررسی کتاب «فرار از شب» اثر اکرم صادقی، با حضور نویسنده و کارشناسان ادبی، حسین اسدیزاده و یونس عزیزی، برگزار شد. این نشست با هدف ارزیابی و تحلیل محتوایی و فرمی این رمان، فرصتی برای گفتوگوی سازنده میان منتقدان و نویسنده فراهم آورد.
در آغاز نشست، یونس عزیزی به طرح دیدگاههای خود در مورد انگیزههای مخاطبان برای انتخاب و خواندن کتاب پرداخت. او دلایل اصلی را سه دسته دانست:
- سرگرمی: پر کردن اوقات فراغت، مشابه تماشای فیلم یا سریال.
- کسب تجربه و رضایت: دریافت یک «زندگی نیابتی» و کسب رضایتی که در زندگی روزمره ممکن نیست.
- عمقبخشی به زندگی: دستیابی به تأمل و تعمق برای بهبود کیفیت زندگی.
آقای عزیزی سپس به سه عامل اصلی که یک رمان را در نگاه مخاطب ارزشمند و ماندگار میسازد، اشاره کرد: جذابیت، به یادماندنی بودن و بازخوانیپذیری. او بازخوانیپذیری را مهمترین معیار دانست و گفت: «اگر کتابی این امکان را فراهم کرد که بعد از ۲۰ سال، بعد از ۴۰ سال، بعد از ۱۰۰ سال، نسلهای مختلف آن کتاب را خواندند، آن کتابی است که میآید و تأثیر خودش را میگذارد». وی دلیل این بازخوانی را انتقال یک «فکر» و «اندیشه» و همچنین وجود پیچیدگیهای شخصیتی در رمان دانست که خواننده را به تأمل وا میدارد.
در ادامه، آقای عزیزی به تحلیل فرمی کتاب «فرار از شب» پرداخت. او پیرنگ و طراحی داستان را خوب ارزیابی کرد و اظهار داشت که علت و معلول اتفاقات به خوبی مهندسی شده و نشانهها در داستان به درستی به کار رفتهاند. او همچنین شخصیتپردازیها را به لحاظ ظاهری، دغدغههای درونی و مسئلهمندی، قابل قبول دانست. با این حال، او نقدی را در مورد «ایستا» بودن شخصیتپردازیها مطرح کرد و پیشنهاد داد که به جای توصیف یکباره، شخصیتها از طریق «عمل» و «حرکت» معرفی شوند تا پویایی بیشتری داشته باشند. او همچنین روایت خطی و بدون پرش زمانی کتاب را برای یک رمان تاریخی مناسب و مثبت ارزیابی کرد.
حسین اسدیزاده، منتقد دیگر این نشست، نیز به جنبههای مختلف کتاب اشاره کرد. او ضمن تحسین جسارت نویسنده در انتخاب موضوع، به یکی از مهمترین ایرادات کتاب پرداخت: «عدم وجود یک صدای مشخص برای نویسنده». او معتقد بود که نویسنده به جای روایت یک داستان، قصد داشته تاریخ را «گزارش» کند، و در نتیجه، رمان نتوانسته به یک اثر ادبی کامل تبدیل شود. اسدیزاده با اشاره به اینکه داستان در حد یک «قصه» باقی مانده و به رمان ارتقا پیدا نکرده، عنوان کرد که کتاب در میانه یک ژانر مذهبی و ژانر حادثهای معلق مانده و نتوانسته به یک داستان مذهبی یا یک داستان حادثهای قوی تبدیل شود.
در بخش دیگری از نقدها، به ضعف در انسجام روایت اشاره شد و مطرح شد که برخی از وقایع داستان، به درستی در خدمت پیرنگ قرار نگرفتهاند و به طور ناگهانی در روایت ظاهر میشوند. در پاسخ به نقد ایستا بودن شخصیتها، آقای اسدیزاده با بیان اینکه در برخی قسمتها، رفتار شخصیتها گویای ویژگیهای درونی آنهاست، این نقد را تعدیل کرد و آن را یک ایراد کلی برای تمام شخصیتها ندانست.
اکرم صادقی، نویسنده کتاب، در بخش پایانی نشست به توضیحات در مورد روند نگارش کتاب پرداخت. او گفت که ایده اصلی رمان از علاقهاش به دوران جاهلیت و قبل از اسلام شکل گرفته است. او افزود که میخواست داستانی متفاوت از کلیشههای رایج بنویسد؛ داستانی که به جای بیان مستقیم مسائل دینی، به دغدغههای درونی انسان برای رسیدن به ایمان بپردازد. وی توضیح داد که هدفش این بوده که داستان، روند تحول درونی یک انسان را نشان دهد؛ اینکه چگونه یک شخصیت با تفکرات غیرمذهبی، با دیدن کرامات و حقایق، به سوی ایمان جذب میشود.
صادقی اشاره کرد که کتاب «فرار از شب» اولین رمان او نیست، اما در آن تلاش کرده تا از یک سوژه تاریخی، یک اثر روایی جذاب خلق کند. وی با تأکید بر اینکه از منابع معتبر تاریخی همچون
تاریخ طبری و تاریخ ابناثیر استفاده کرده، بیان داشت که برای او مهم بوده که داستان از مستندات تاریخی برخوردار باشد.







دیدگاهتان را بنویسید