,

سلسله نشست های نسیم انتظار جلسه سوم با موضوع :  آیات مهدوی

2f6a7062

این نشست با موضوع «آیات مهدوی» به تبیین جایگاه ایمان به غیب در شکل‌گیری تقوا و تمدن اسلامی می‌پردازد. در این جلسه، نسبت میان محسوسات و غیب و تأثیر آن بر اندیشه‌های اسلامی و غربی بررسی می‌شود. سپس تعاریف مختلف بزرگان درباره غیب، از ابن‌عباس تا ابن‌مسعود و شیخ طوسی، مطرح می‌گردد. در نهایت، ارتباط آیه «یؤمنون بالغیب» با مسئله مهدویت و جایگاه امام مهدی(عج) به‌عنوان یکی از مصادیق غیب، بر پایه روایات و تفاسیر شیعه و اهل سنت توضیح داده می‌شود.

اندیشکده مهدویت و انقلاب اسلامی آستان مقدس مسجد جمکران تقدیم می‌کند

جلسه سوم سلسله نشست های نسیم انتظار

موضوع:  آیات مهدوی 

استاد حجت الاسلام و المسلمین شهبازیان

دوشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۴

مبانی فکری متقین: از غیب تا تجسیم

آیه شریفه «ذَالِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ فِیهِ هُدًی لِلْمُتَّقِینَ *الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ» نکات کلیدی و مهمی را در خود جای داده است. یکی از این نکات، کلمه «ذالک» است که به خودی خود قابل بحث است، اما مهم‌تر از آن، بحث «متقین» است که در ادامه به آن پرداخته می‌شود. آیه، ایمان به غیب را به عنوان یک پایه و اساس برای تقوا و متقین معرفی می‌کند و به همین دلیل، آن را مقدم بر سایر ویژگی‌ها مانند «اقامه نماز» می‌آورد. این اولویت‌بندی نشان می‌دهد که اگر کسی تنها بر محسوسات تکیه کند، مسیر اشتباهی را در پیش گرفته است.

خداوند در اینجا به ما یادآوری می‌کند که انسان‌ها نباید تنها به دنبال محسوسات یا تنها به دنبال عالم غیب باشند، بلکه هر دو عالم باید در کنار هم قرار گیرند. خداوند حاکم بر هر دو عالم است و انسان‌ها نیز باید به هر دو ایمان داشته باشند. این موضوع در حدیثی که می‌فرماید: «ان لله علی الناس حجتین» نیز تایید می‌شود. این دو حجت، «حجت باطنه» (که نوعی غیب است) و «حجت ظاهره» (که همان محسوسات و ظواهر است) هستند. حجت ظاهره شامل قرآن، روایات اهل بیت و دیگر محسوسات می‌شود.

همان‌طور که گفته شد، تفاوت اصلی تمدن اسلامی با تمدن غرب نیز در همین نکته نهفته است. در دنیای غرب، افرادی مانند هایدگر و گادامر تنها بر محسوسات تمرکز کردند که نتیجه آن، شکل‌گیری تفکراتی بود که وحی و آسمان را بی‌معنا می‌دانستند. در این دیدگاه، وحی یک عقل کامل‌تر نیست، بلکه قرآن هم مانند مثنوی مولوی یا دیوان حافظ، «سروده محمد» است. از آنجایی که در عالم محسوسات، هر کس برداشت خاص خود را دارد، این برداشت‌ها برای دیگران و نسل‌های بعدی فاقد اعتبار می‌شود.

این نتایج فکری، ریشه در تفکرات بنی‌اسرائیل دارد که شیطان در آن‌ها نهادینه کرده بود. آن‌ها به دنبال یک تمدن اشتباه بودند و می‌گفتند: «اَرِنَا اللهَ جَهْرَهً»، یعنی ما خدا را نمی‌بینیم مگر اینکه او را با چشم خود ببینیم و لمس کنیم. این رویکرد، یکی از آفت‌هایی بود که در میان اهل سنت نیز شکل گرفت. خلیفه دوم، به واسطه معاشرت با یهودیان و مطالعه تورات و انجیل (که شرح آن‌ها به صورت «میشنا» و «گمارا» درآمده بود و مجموع این‌ها «تلمود» را تشکیل می‌داد)، به این تفکرات نزدیک شد. این دیدگاه‌ها در متون بعدی مانند صحیح بخاری نیز منعکس شد، جایی که خداوند به صورت جسمانی توصیف می‌شود؛ مثلاً «هُوَ غُلَامٌ أَمْرَدٌ» (یک نوجوان بی‌ریش و سبیل) یا اینکه نصف شب‌های جمعه سوار الاغ می‌شود و به زمین می‌آید.

این تجسیم، ریشه در همان تفکرات بنی‌اسرائیل دارد که قرآن به آن اشاره کرده و تذکر می‌دهد که برخی از انسان‌ها تنها به عالم محسوسات اعتقاد دارند. این تفکر در زمانه خلیفه دوم و در متون آن‌ها به تدریج خود را نشان داد و طرحی بود که علامه حلی نقل می‌کند در بغداد، اهل سنت شب‌های جمعه بالای پشت‌بام یونجه تازه می‌گذاشتند تا الاغ خداوند از آن بخورد. قرآن با ریشه‌یابی این نوع تفکرات، در ابتدای سوره، اولین گام را برای معرفی متقین با ایمان به غیب برمی‌دارد و می‌گوید: «ذالک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین».

غیب، مبنای تقوا و تلاقی تمدن‌ها

متقین کسانی هستند که در شیوه فکری خود، محسوسات و غیب را در کنار هم قرار می‌دهند. تکیه صرف بر محسوسات یا غیب به تنهایی، هر دو ناقص و اشتباه است. محسوسات ابزاری برای شناخت هستند و نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت. امروزه، تلاقی تمدن اسلامی و تمدن غرب نیز بر سر همین مسئله، یعنی محسوسات، شکل گرفته است. در ادامه، خداوند مصادیق غیب را تبیین می‌کند.

شیخ طوسی، در تفسیر «التبیان»، دو روایت در مورد غیب نقل می‌کند. این نکته قابل ذکر است که در آن دوران، شیخ طوسی و شیخ مفید در بغداد تعامل زیادی با اهل سنت داشتند. به همین دلیل، برای مثال، شیخ مفید در کتاب «الارشاد» برخی از مفاهیم اصیل شیعه را به‌صورت کامل مطرح نکرده است. این کتاب برای عامه مردم بغداد (که اغلب سنی بودند) نوشته شده بود تا شیعیان بتوانند به یک سری آموزه‌های کلی در مورد ائمه اطهار (ع) دسترسی پیدا کنند. در آن دوره، با قدرت گرفتن آل بویه، امکان ارائه کلام برای شیعیان فراهم شد، اما همچنان با احتیاط عمل می‌کردند. شیخ طوسی نیز در تفسیر خود، به همین دلیل از مفسران اهل سنت مانند ابن عباس نام می‌برد و دیدگاه‌های آن‌ها را مطرح می‌کند.

تعریف غیب از دیدگاه بزرگان

شیخ طوسی از ابن عباس نقل می‌کند که «غیب، هر چیزی است که از سوی خداوند نازل شود.» لازم به ذکر است که برخی از بزرگان معتقدند که بسیاری از روایات تفسیری منسوب به ابن عباس، در واقع کلام امیرالمومنین (ع) است که به دلیل محدودیت‌ها و شرایط سیاسی آن زمان، از زبان ابن عباس نقل شده است. ابن عباس، شخصیتی مهم و تأثیرگذار بود که در صف اول مقابله با معاویه قرار داشت و به همین دلیل، بنی امیه تلاش زیادی برای ترور شخصیتی او انجام دادند.

در ادامه، شیخ طوسی روایت دیگری را از عبدالله بن مسعود نقل می‌کند که یکی از قاریان برجسته در کوفه بوده است. ابن مسعود می‌گوید: «غیب، هر چیزی است که از دیدگان پنهان باشد، مانند بهشت، جهنم، روزی‌ها و اعمال.» این تعریف شامل مواردی می‌شود که ما با چشم نمی‌بینیم، اما به دلیل خبر صادق پیامبر (ص)، آن‌ها را می‌پذیریم. به گفته ابن سینا، شاید معاد جسمانی با عقل قابل اثبات نباشد، اما به دلیل خبررسانی پیامبر (ص)، ما به آن ایمان داریم که هم جسم و هم روح در قیامت معذب خواهند بود.

شیخ طوسی، تعریف ابن مسعود را کامل‌تر و برتر می‌داند و اکثر مفسران معاصر نیز با همین دیدگاه موافق هستند. بنابراین، غیب یک عنوان عام است که هر آنچه از چشم پنهان باشد و ما به شناخت آن راهی نداشته باشیم، در بر می‌گیرد. این نگاه، اساس تفکر متقین است که محسوسات و غیب را در یک راستا می‌بیند.

اخبار غیبی و مسئله مهدویت

در گام اول، غیب شامل اخباری است که از سوی خداوند یا پیامبر (ص) و ائمه معصومین (ع) به ما رسیده است. ما چیزهایی مانند بهشت، جهنم، صراط، فرشتگان و سؤال و جواب شب اول قبر را ندیده‌ایم، اما این اخبار به ما منتقل شده و ما به آن‌ها ایمان می‌آوریم.

شیخ طوسی، در ادامه، نکته مهمی را ذکر می‌کند که نشان می‌دهد در ذهن متشرعه (اهل شریعت) آن زمان، این آیه به حضرت مهدی (عج) نیز ارتباط داده شده است. شیخ طوسی می‌فرماید که آیه غیب، «زمان غیبت» و «وقت خروج مهدی» را نیز شامل می‌شود. در اینجا باید به یک نکته ظریف توجه کرد؛ در برخی روایات، شاید به‌صورت کلی گفته شود که غیب، خود حضرت مهدی (عج) است، اما آنچه که بیشتر مورد تأکید روایات است، اصل مسئله مهدویت است. به همین دلیل، اگر کسی حضرت را ملاقات کند، این دیگر برای او غیب نیست؛ زیرا غیب یک امر نسبی است.

آنچه که برای ما غیب است، «وقت خروج مهدی» است. مانند ساعت قیامت که زمان آن را نمی‌دانیم، زمان ظهور نیز مانند قیامت است. امام رضا (ع) در حدیث صحیحی که در کتاب‌های «عیون اخبار الرضا» و «کمال الدین شیخ صدوق» آمده، می‌فرماید: «زمان ظهور، مانند ساعت قیامت است.» همان‌طور که زمان قیامت را کسی نمی‌داند و این علم نزد خداوند است، زمان ظهور را نیز کسی نمی‌تواند بفهمد. به همین دلیل است که ائمه اهل بیت (ع) نیز آن را برای مردم مشخص نکرده‌اند، چون این علم نزد آن‌هاست.

در اینجا باید به این نکته اشاره کرد که برخی ادعا می‌کنند عرفا می‌توانند زمان ظهور را بفهمند، اما این ادعا باطل و محال است. تجربه‌ها نیز این را ثابت کرده‌اند. همان‌طور که امام رضا (ع) فرمودند، زمان ظهور مانند قیامت است و هیچ‌کس، حتی اولیا و عرفا، نمی‌توانند آن را بدانند؛ این علم فقط نزد خداوند و نهایتاً نزد خود معصومین (ع) است.

بنابراین، «وقت خروج مهدی» و هر آن‌چه که از چشم ما پنهان باشد، از مصادیق غیب محسوب می‌شود. شیخ طوسی و دیگر مفسرین نیز همین دیدگاه را تأیید کرده‌اند

تبیین معنای غیب و مصداق آن در روایات مهدویت

آیت‌الله صافی گلپایگانی در کتاب ارزشمند خود، «منتخب‌الاثر»، به نکته‌ای مهم در مورد تفسیر غیب می‌پردازد. این کتاب که به دستور آیت‌الله بروجردی نوشته شده و در زمان خود، به دلیل دسته‌بندی روایات مهدویت، اثری بی‌نظیر محسوب می‌شد، به تفصیل در این مورد بحث کرده است.

آیت‌الله صافی در جلد اول این کتاب، در مورد تفسیر آیه غیب، به دیدگاه فخر رازی و نیشابوری، دو مفسر بزرگ اهل سنت، اشاره می‌کند. او می‌گوید که این دو مفسر نیز غیب را به معنای عام «هر چیزی که از چشم پنهان باشد» تفسیر کرده‌اند. با توجه به اینکه اهل سنت نیز به آمدن مهدی منتظر (عج) اعتقاد دارند، فخر رازی و نیشابوری اذعان می‌کنند که مهدی می‌تواند یکی از مصادیق غیب باشد. از این موافقت آن‌ها، آیت‌الله صافی نتیجه می‌گیرد که می‌توان گفت در قرآن نیز به مهدی (عج) اشاره شده است، چرا که ایشان مصداقی از مصادیق غیب است.

اما در اینجا یک نکته فنی و مهم وجود دارد که آیت‌الله صافی به آن می‌پردازد. فخر رازی در کتاب خود، به اشتباه این‌گونه برداشت کرده که شیعیان، غیب در این آیه را فقط و منحصراً به مهدی (عج) نسبت می‌دهند. این اشتباه در تفسیر بسیاری از علمای اهل سنت مانند آلوسی و صلبی نیز دیده می‌شود. فخر رازی می‌گوید که ما نیز قبول داریم مهدی منتظر، مصداقی از غیب است، اما اشکال اینجاست که تخصیص یک مفهوم مطلق به یک مصداق خاص بدون دلیل، درست نیست.

در اینجا آیت‌الله صافی توضیح می‌دهد که فهم فخر رازی از دیدگاه شیعه اشتباه است. شیعیان هرگز ادعا نکرده‌اند که تنها مصداق غیب، مهدی (عج) است. بلکه آن‌ها غیب را یک مفهوم عام می‌دانند که شامل بهشت، جهنم، قیامت و… می‌شود و مهدی (عج) یکی از مصادیق متعدد آن است.

اینجا بحث مهم «جری و تطبیق» مطرح می‌شود. به طور ساده، در تفسیر قرآن ما سه سطح داریم:

  1. تفسیر ظاهری: که بر اساس شأن نزول آیه است. برای مثال، آیه «تَبَّتْ یَدَا أَبِی لَهَبٍ» به ابی‌لهب زمان پیامبر اشاره دارد.
  2. جری و تطبیق: در این سطح، ما با استفاده از قواعد و شواهد، معنای ظاهری آیه را به زمان حال گسترش می‌دهیم. برای مثال، عبارت «یا ایها الذین آمنوا» فقط شامل مؤمنان زمان پیامبر نیست، بلکه تمام مؤمنان در طول تاریخ را در بر می‌گیرد. به همین ترتیب، «تَبَّتْ یَدَا أَبِی لَهَبٍ» می‌تواند به هر دشمنی که با آموزه‌های الهی مقابله می‌کند، اشاره داشته باشد. این شیوه تفسیری، نشان می‌دهد که قرآن برای همه زمان‌ها و مکان‌هاست. در مورد آیه غیب نیز، غیب یک مفهوم عام است و مهدی (عج) یکی از مصادیق آن است که به دلیل جری و تطبیق، می‌توان آیه را به ایشان نیز نسبت داد، نه اینکه صرفاً به ایشان اختصاص دهیم.
  3. تأویل و بطن: این سطح از تفسیر بسیار عمیق است و تنها ائمه معصومین (ع) به آن آگاه هستند. برای مثال، آیه «مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیَانِ» که ظاهر آن به دو دریا اشاره دارد، در تأویل، به امیرالمومنین علی (ع) و حضرت فاطمه (س) و «لُؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ» به امام حسن (ع) و امام حسین (ع) اشاره دارد. این سطح از فهم، چیزی نیست که عرفا یا دیگر مدعیان بتوانند به آن دست یابند و علم آن فقط نزد اهل بیت (ع) است.

بنابراین، دیدگاه شیعه این است که مهدی (عج) یکی از مصادیق غیب است و این امر با مفهوم جری و تطبیق سازگار است، نه با تخصیص مطلق که فخر رازی به اشتباه برداشت کرده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *