واقعه پوریم چیست؟ کشتار ۷۵ هزار ایرانی در کتاب قوم نافرمان

واقعه پوریم چیست در عطف کتاب جمکران

تصور کنید جشنی برپا شود که در آن، بزرگ‌ترین نماد شادی، نوشیدن تا مرز ازخودبی‌خود شدن باشد؛ جشنی که ریشه در کشتار ده‌ها هزار نفر از مردم یک سرزمین دارد. این، تصویر یکی از جنجالی‌ترین اعیاد مذهبی جهان است:

واقعه پوریم.

رویدادی که پیروان آیین یهود هر سال آن را با پایکوبی و شکوه گرامی می‌دارند، اما وقتی تاریخ و متون کهن را ورق می‌زنیم، با پرونده‌ای تاریک از نفوذ، انتقام و قتل‌عام روبه‌رو می‌شویم. کتاب «قوم نافرمان» نوشته مرتضی آقاحسینی، به همین لایه‌های پنهان و روایت‌های مگو سرک کشیده است تا بپرسد پشت نقاب تقدس این جشن باستانی چه واقعیت‌هایی پنهان است.

نفوذ در دربار خشایارشا و مسئله کشتار ۷۵ هزار ایرانی

بر اساس گزارش عهد عتیق، ماجرای پوریم در دوران حکومت خشایارشا و پس از فرآیند بازگشت یهودیان از بابل رخ می‌دهد. در این روایت، دختری یهودی به نام «استر» با هدایت و طراحی سرپرست خود «مردخای»، هویت قومی و مذهبی خود را پنهان کرده و به تشریفات دربار هخامنشی راه می‌یابد تا در نهایت به عنوان ملکه ایران انتخاب شود.

ریشه بحران از جایی آغاز می‌شود که میان مردخای و «هامان»، وزیر اعظم خشایارشا، اختلافی جدی بر سر تعظیم نکردن مردخای در برابر وزیر رخ می‌دهد. هامان با آگاهی از پیشینه این قوم، حکمی از پادشاه می‌گیرد تا در روزی مشخص، مخالفان حکومت و پیروان این جریان را مجازات کند. اما استر با استفاده از موقعیت خود در دربار و طراحی سناریوهای متعدد، نظر خشایارشا را تغییر می‌دهد. این نفوذ ساختاری، ابتدا به سقوط، برکناری و اعدام هامان و پسرانش بر چوبه دار انجامید؛ اما ابعاد ماجرا در همین نقطه متوقف نشد.

با فشار مردخای و استر، فرمان دوم و متفاوتی از سوی پادشاه صادر شد که دست یهودیان را برای «دفاع پیشگیرانه» و تهاجم به مخالفانشان در سراسر امپراتوری پارس باز می‌گذاشت. نیروهای تحت امر مردخای طی دو روز متوالی دست به کشتار گسترده زدند که طی آن ۷۵ هزار نفر از ایرانیان به قتل رسیدند.

واقعه‌ای که در متون تاریخی و مذهبی از آن یاد شده، تنها یک دفاع شخصی ساده نیست، بلکه یک تصفیه گسترده سیاسی و قومی است. نهادینه‌شدن این حجم از کشتار و تبدیل سالگرد آن به بزرگ‌ترین و پرشورترین عید قومی-مذهبی (عید پوریم)، نشان‌دهنده نوعی ساختار فکری است که خشونت، حذف فیزیکی دیگری و تهاجم پیشدستانه را توجیه کرده و آن را تحت پوشش «نجات الهی» جشن می‌گیرد.

هامان
هامان به پای استر میفتد و درخواست بخشش می‌کند، نقاشی اثر رامبراند.

تناقض مناسک پوریم

در پژوهش‌های جامعه‌شناختی و فقهی، یکی از شاخص‌ترین معیارهای اصالت یک نظام مذهبی، انسجام درونی قوانین و ثبات اصولی آن است. با این حال، بررسی مناسک جشن پوریم نشان می‌دهد که چگونه یک رویداد قومی می‌تواند ساختارهای صریح فقهی را کنار بزند و رفتاری متعارض با متون پایه‌ای شریعت ایجاد کند.

بر اساس متون عهد عتیق، زوال عقلانیت و نوشیدن مسکرات نه‌تنها متون ترغیبی نیست، بلکه با لحنی قاطع و ابدی منع شده است. در این دستور صریح خطاب به هارون و کاهنان آمده است:

«شراب و مسکری ننوشید… تا بتوانید میان مقدس و غیرمقدس و میان ناپاک و پاک تمیز دهید».

حفظ هوشیاری و مرزهای عقلانی، پایه و اساس اجرای فرایض مذهبی در یهودیت اولیه بوده است. عقلانیت ابزاری بوده تا مومن بتواند «ارزش» را از «ضدارزش» و «خیر» را از «شر» تشخیص دهد.

اما در روز پوریم، این ساختار فقهی دستخوش چرخشی ۱۸۰ درجه‌ای می‌شود. سنت و قاعده‌ای جدید پایه‌گذاری می‌شود که نوشیدن شراب را نه یک گناه، بلکه یک «تکلیف مذهبی» تلقی می‌کند. در این متن آمده است:

«انسان موظف است در روز پوریم آن‌قدر مست شود تا دیگر توانایی تمایز میان “نفرین بر هامان” و “برکت بر مردخای” را نداشته باشد».

این عبارت بدین معناست که فرد باید مرز شناختی میان دشمن ملعون و قهرمان مقدس را کاملاً از دست بدهد؛ یعنی نقطه‌ای که عقل و قوه تمییز به‌طور کامل تعطیل می‌شود.

وقتی در یک آیین، احکام قطعی و ابدی به نفع یک رویداد تاریخی و قومی حاشیه‌ای کنار زده می‌شود، نشان می‌دهد که هوّیت قومی و هیجان تاریخی بر اصالت شریعت غلبه کرده است.

در واقع، پوریم جشنی بر پایه احکام عبادی نیست، بلکه مناسکی قوم‌محور است که در آن، خشم، انتقام و سرخوشی حاصل از پیروزی سیاسی بر یک دشمن باستانی، حتی شریعت سنتی را هم مقهور خود می‌سازد و زوال عقلانیت را تحت پوشش تقدس مذهبی به زائران و پیروان خود تزریق می‌کند.

اعتبار تاریخی واقعه

از منظر پژوهش‌های تاریخی و ایران‌شناسی معاصر، اکثر مورخان و باستان‌شناسان برجسته داستان «کتاب استر» را یک سند دقیق و واقعی تاریخی نمی‌دانند، بلکه آن را نوعی «ادبیات داستانی، اسطوره قومی یا رمان تاریخی» می‌دانند.

صحت یا بطلان تاریخی این واقعه، اهمیت اولیه را ندارد؛ بلکه «باور عمیق و سده‌ای» پیروان این آیین به این روایت است که خطرات عینی ایجاد می‌کند.

زمانی که یک ساختار فکری، روایتی مشتمل بر نفوذ، حذف رقیب و کشتار ۷۵ هزار انسان را نه به‌عنوان یک تراژدی یا خطای تاریخی، بلکه به‌عنوان «اراده الهی» و «معجزه نجات» بازخوانی می‌کند، زیست‌جهان شناختی پیروان خود را شکل می‌دهد.

کلام آخر

بازخوانی واقعه پوریم، افشاگر پیوند عمیق بین «اسطوره‌سازی»، «قوم‌گرایی افراطی» و «خشونت ساختاریافته» است. واقعه پوریم فراتر از یک روایت دربار هخامنشی یا یک عید مذهبی، کلیدی شناختی برای تحلیل رفتارهایی است که در آن، حذف فیزیکی دیگری تحت پوشش «تقدس الهی» مجاز شمرده می‌شود؛ تا جایی که حتی احکام ابدی شریعت به پای هیجانات قومی قربانی می‌شوند.

اصلی‌ترین پیام این مطلب در بیان کارکرد امروزین این باور نهفته است: فرقی نمی‌کند داستان استر واقعیت تاریخی باشد یا اسطوره‌ای دست‌ساز؛ زیرا «باور عمیق» به رخدادی که کشتار ۷۵ هزار انسان را نماد پیروزی می‌داند، الگویی فکری و روانی ایجاد کرده است. الگویی که در آن «حق بقا» تنها با «حذف پیشدستانه دیگری» معنا پیدا می‌کند و ریشه‌های تحلیلی و رفتارهای سیاسی و نظامی صهیونیسم معاصر را به روشنی عریان می‌سازد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *